تبليغاتX
ما با هم برابریم
سه شنبه یازدهم تیر 1387 ساعت 12:2
هوشنگ پور بابایی، وکیل محبوبه کرمی در گفت و گو با سایت تغییر اعلام کرد تا کنون موفق به مطالعه پرونده موکل خود نشده است و حتی نمی داند این عضو کمپین به چه اتهامی در بازداشت به سر می برد.

پور بابایی خاطرنشان کرد:«کرمی برای یک کار شخصی به میدان تجریش رفته بود و در تجمعات روز 24خرداد شرکت هم نداشت. با این حال همراه با عده ای دیگر بازداشت شده و به زندان اوین انتقال یافته است. با وجود اینکه معاونت دادگاه انقلاب همکاری نسبتا خوبی با بنده داشته است، اما هنوز به من گفته نشده است که اتهام موکل من پیست. برای من جای تعجب است که چطور بدون هیچ اتهام روشنی و بدون اینکه اساسا جرمی صورت گرفته باشد، یک فرد باید زندانی شود».

این وکیل دادگستری در ادامه با انتقاد از شیوه دادرسی که دخالت وکیل را تا پایان مراحل تحقیق منع می کند گفت:«قانون حقوق شهروندی در این مورد صراحت دارد که وکیل از بدو تحقیقات حق اطلاع از اتهام، نحو بازداشت و ... را دارد در حالی که در مورد این پرونده تا کنون چنین اتفاقی نیافتاده است. این برخورد عملا هم ناقض حقوق شهروندی و هم ناقض قوانین مصوب کشور است».

محبوبه کرمی 24 خرداد ماه، ‌در اتوبوسی که به سمت میدان ونک (محل تجمع گروهی از مردم) حرکت می کرد به همراه ديگر مسافران بازداشت شد و اکنون در بند زنان زندان اوین به سر می برد. تلاش ها برای آزادی وی تاکنون بی نتیجه مانده است.

نوشته شده توسط بهاره | لینک ثابت | موضوع:  
سه شنبه یازدهم تیر 1387 ساعت 11:47

شعري از دوست عزيز آقاي مسعود بيزارگيتي به مناسبت سالگرد 18تير

تشييع بغض نهفته

درشعاع جان

ونبض شهر/ جهان

بركاكل هفتمين

هفتادمين

.....

سكوت چشمان تان

رازسربه مهر كدامين ترانه است

كدام كهكشان

ستاره هاي نهان را

چراغ نگاه تان ميكند

 

جمعه سياه/ سرخ

جمعه بي حوصله

وپچپچه هاي مادران

واضطراب شهر

 

صف عزاداران

درالتهاب تيترهاي درشت

ونوبت عزيزانشان

درفرصت ميان خبرها

 

نوشته شده توسط بهاره | لینک ثابت | موضوع:  
پنجشنبه ششم تیر 1387 ساعت 0:2

خبر چون انفجار بمب نيرومندي همه چيز را در هم ريخت و با انتشار عکس و تفصيل قصد تعرض به يک دانشجوي دختر توسط معاون دانشگاه زنجان، دکتر حسن مددي که نام خود را استاد گذاشته، همه آن‌ها را که عمق فسادي که جامعه ما در آن افتاده را باور نداشتند، هشيار کرد و همگان پي بردند که فاجعه عظيم‌تر از آن‌ است که در تصور آيد. راستي پس از اين حوادث مردم با چه اطميناني فرزندان خود را به ‌دانشگاه‌ها بفرستند؟ مگر دانشگاه‌ها هميشه حتي در نظام فاسد گذشته محل امني براي خانواده‌ها نبود؟ مگر استاد، پدر روحاني دانشجويان نبود؟ مگر عنوان استادي افتخار آميز و موجب مباهات نبود؟ تقدس دانشگاه چرا شکسته شده تا آن‌جا که هر روز خبر از فساد اخلاقي مسوولان اين دانشگاه و آن دانشگاه مي‌رسد؟ چه کسي يا کساني، مسئولين دانشگاه‌ها، مانند معاون دانشگاه زنجان را به اين سمت ها منصوب مي‌کند؟ آن روزها که استقلال دانشگاه‌ها را از بين بردند و همه‌چيز را زير سلطه‌ي قدرت بدستان قرار دادند، دلسوختگان حدس مي‌زدند که دانشگاه‌ها به چنين وضعي افتد. وقتي هر بي سروپايي را تنها به‌دليل نوکري حاکميت عنوان استادي مي‌دهند و بر دانشگاه‌ها مسلط مي‌کنند، جز اين انتظاري نمي‌توان داشت.

حادثه‌ي دانشگاه زنجان همه استادان و دانشگاهيان فرهيخته را در غمي بزرگ فرو برد تا آن‌جا که بايد گفت: بر اين غم اگر خون بگريم رواست. در جامعه‌ي باصطلاح‌ اسلامي ما چه مي‌‌گذرد که هر روز طشت رسوايي يکي از سردمداران و وابستگان به حکومت برزمين مي‌افتد. يک روز اعمال سردار زارعي مأمور مبارزه با جواناني که آن‌ها را اراذل و اوباش مي‌نامند، افشا مي‌گردد و روز ديگر يکي از عمالِ حکومت در يک درگيري درون گروهي به افشاي رقبا مي‌پردازد و از چپاول و دزديهاي ستون‌هاي خيمه‌ي رژيم پرده بر مي‌دارد و اين روزها فاجعه‌ي تکان دهنده‌ي دانشگاه زنجان برملا مي‌گردد و همه‌ي اين رسوايي ها در عرض چند ماه صورت مي‌گيرد. رژيمي که حدود ٣۰ سال مي پنداشت که پرده بر اعمالِ خود کشيده، چنان در سراشيب سقوط و تلاشي قرار گرفته که هر گروه و جماعتي تقصير اين همه دزدي و فساد و فحشاء را به گردن ديگري مي‌اندازد. اما گويا آشکار شده است که در چنين سيستمي، گر حکم شود که مست گيرند / در شهر هر آن‌که هست گيرند. حال مي‌توان فهميد که آن رند خراباتي و افشا کننده‌ِ رازهاي مگو چرا فرمود "توبه فرمايان چرا خود توبه کمتر مي‌کنند؟". در اين ٣۰ سال آيا سال و ماه و هفته و روزي گذشته که دست‌هاي رژيم به خون و ظلم و بي داد آلوده نشده باشد و عبرت‌آموز آن ‌که مدعيان اخلاق، در برابر اين همه آلودگي حکومت‌گران، مهر سکوت بر لب زده که گويي کور و کرند. اگر دامن اين حضرات آلوده نيست اين سکوت و بي تفاوتي از سوي مدعيان هدايت خلق چه معنايي دارد؟ آن‌ها که فرياد مي‌کنند اگر چند تار موي خانمي معلوم باشد، ستون دين مي‌لرزد، چرا در برابر اين همه فساد و فحشاء و دزدي و چپاول بي‌تفاوت هستند؟ سکوت مراجع، روحانيون، حوزه‌هاي علميه و گروه‌هاي سياسي چه معنايي دارد؟ مگر فاجعه‌ي دانشگاه زنجان يک عمل بسيار زشت و ضد اخلاقي نيست، پس چرا آقايانِ هادي خلق!! از غم و اندوه نمي‌ميرند (گفته علي عليه‌السلام) و صداي دانشجويان مظلوم را نمي‌شنوند و چراي بزرگ‌ آن‌که چرا آقاي خامنه‌اي به‌عنوان رهبر مسلمين جهان و ولي امر مسلمانان نه، به نام يک روحاني، در اين موارد سکوت کرده‌اند؟ راستي چنين جامعه‌اي مي‌خواهد اسوه‌ي کشورهاي اسلامي و جهان براي ساختن جهاني پاک و پر از عدل و داد باشد؟ سوال ديگر آن‌که امروز چه کساني در کسوت استادي زمام دانشگاه‌ها را در دست گرفته‌اند، حامي آن‌ها کيست؟ و آيا موقع آن نرسيده که دست ناپاک آن‌ها از محيط مقدس دانشگاه‌ها قطع گردد و پديدآورندگان فساد در دانشگاه‌ها از جمله افرادي نظير مددي و وزير بي‌کفايت علوم و آموزش عالي و شخص رئيس جمهور، به پاي ميز محاکمه از سوي مردم کشيده شوند تا دانشگاه و دانشگاهيان به جايگاه واقعي خود بازگردند؟ و آخر اينکه دردآورتر، سکوت استادان اصيل و غيرحکومتي در برابر اين فجايع است. من که هميشه افتخارم استادي دانشگاه بود، غمگينانه بايد بگويم ديگر استادي دانشگاه برايم افتخاري نيست و تا وضع چنين است "من يک استاد دانشگاه نيستم".

٭ با وام‌گيري از عنوان کتابِ "من يک مسيحي نيستم" نوشته برتراند راسل فيلسوف انگليسي

نوشته شده توسط بهاره | لینک ثابت | موضوع:  
سه شنبه چهارم تیر 1387 ساعت 12:42
در کمتر از یکماه، شش پایگاه اینترنتی کمپین یک میلیون امضاء مجدداً فیلتر شدند. سایت مدرسه فیمینستی برای سومین بار در طول پنج ماه از راه اندازی اش فیلتر شده است. همزمان با فیلتر شدن سایت مدرسه، سایت تغییر برای برابری برای یازدهمین بار و سایت های کمپین در آمل، کرج، زابل، و همدان و همچنین سایت فعالان حقوق بشر در ایران نیز فیلتر شدند.

لازم به یادآوری است چندی پیش در یک اقدام بی سابقه سیزده سایت و وبلاگ کمپین یک میلیون امضا در سراسر کشور از جمله وبلاگ های کمپین در شیراز، اصفهان، رشت، آذربایجان، مردان برای برابری، مشهد، اراک، زاهدان، کردستان، کویت، قبرس، آلمان، کالیفرنیا و سایت های کانون زنان ایرانی، مدرسه فمینیستی ، تغییر برای برابری و میدان زنان همزمان فیلتر شده بودند. خبر مربوط به فیلترینگ را می توانید در اینجا بخوانید.
 

نوشته شده توسط بهاره | لینک ثابت | موضوع:  
دوشنبه سوم تیر 1387 ساعت 18:43
فاطمه گفتاری ، مادر دانشجوی زندانی یاسر گلی، عضو کمیته مادران صلح و انجمن زنان آذر مهر کردستان به ۱۸ ماه زندان محکوم شد.

فاطمه گفتاری، دی ماه سال گذشته، به بهانه بردن پاره ای وسایل مورد نیاز برای فرزندش ، یاسر گلی و ، اهانت به مامورین، نشر اکاذیب و شرکت در مراسم تعزیه جان باختگان و شرکت در جلسات کمیته مادران صلح از سوی ماموران اطلاعات به ستاد خبری احضار شد که در پی آن دستگیر و مدت ۴۰ روز را در بازداشت و زندان مرکزی شهر سنندج به سر برد او پس از آن با وثیقه ی ۱۵ میلیو ن تومانی آزاد شد.

 برای فاطمه گفتاری به اتهامات ذکر شده در پرونده مفتوح گردید که در ۷ خردادماه توسط شعبه ۱۰۳ دادسرای عمومی سنندج به ۸ ماه زندان تعزیری محکوم شد و صبح امروز نیز شفاهاً به وی اعلام گردید که در دادگاه جزایی شعبه سوم به همان اتهامات فوق به ۱۸ ماه حبس تعزیری محکوم گردیده است.

نوشته شده توسط بهاره | لینک ثابت | موضوع:  
شنبه یکم تیر 1387 ساعت 23:20
دادستان زنجان از در بازداشت بودن دختر دانشجو که حاضر نشده بود به خواسته های شوم معاون دانشگاه تن دهد، خبر داد. دختر دانشجویی که یکی از قربانیان رئیس کمیته انضباطی دانشگاه است که حاضر نشده بود تسلیم نیات شوم وی شود. این در حالیست که مسئولین دانشگاه و استان که خواستار اتمام تحصن دانشجویان دانشگاه زنجان شده بودند، به دانشجویان قول داده بودند که برای دختر دانشجو قربانی این ماجرا مشکلی ایجاد نخواهد شد.

دادستان زنجان افشای فساد اخلاقی معاون دانشگاه را گناه بزرگ دانشجویان دانسته و گفت: “افشای گناه از خود گناه مهم‌تر است و ما به هر دو جرم رسیدگی خواهیم کرد.”

با وجود اینکه فشارهای این معاون انتصابی بر دختر قربانی باعث شد تا این دختر دانشجو با کمک دیگر دانشجویان، سوءاستفاده این معاون دانشگاه از سمتش را آشکار سازند، دادستان زنجان گفت: “هیچ جامعه‌ای نمی‌تواند عاری از بزه و خطا باشد و باید التهاب و تشویش روانی را در جامعه کنترل و نباید اجازه این گونه تشنج‌ها را به جامعه داد. اگر بنا باشد این شیوه و روش در جامعه گسترش یابد و هرکس با مطلع شدن از خطای کسی بخواهد آن را به این شیوه افشا و برملا کند در جامعه هیچ امنیتی وجود نخواهد داشت.”

در حالیکه مشابه حادثه دانشگاه زنجان پیش از این در دانشگاه های رازی کرمانشاه و سهند تبریز نیز اتفاق افتاده است و هیچ گاه مسئولین قوه قضائیه یا دادستانی در مقابل این ظلم ها به دانشجویان اقدامی نکردند، دادستان زنجان خواستار عدم اعتراض دانشجویان و ارجاع مسائل به مراجع ذی‌صلاح شد. گل‌محمدی گفت: “ما از همه انتظار داریم در صورت اطلاع از هر نوع بزه یا خطایی آن را به مراجع قانونی اطلاع دهند تا از بروز چنین مسائلی جلوگیری شود.”

لازم به ذکر است رئیس دانشگاه زنجان با حضور در جمع دانشجویان ضمن پذیرش صحت رسوایی اخلاقی معاونش از دانشجویان به سبب انتصاب افراد فاسد در دانشگاه رسما عذرخواهی کرده بود.

نوشته شده توسط بهاره | لینک ثابت | موضوع:  
پنجشنبه سی ام خرداد 1387 ساعت 22:34
سایت تغییر برای برابری، فیلتر شد. این یازدهمین باری است که در یک سال و نیم گذشته این سایت از سوی مقامات قضایی فیلتر می شود.

چندی پیش نیز سایت تغییر برای برابری و 12 سایت دیگر کمپین در شهرها و کشورهای دیگر همزمان فیلتر شدند. تمامی این سایت ها هم اکنون با نشانی های جدید به فعالیت خود ادامه می دهند.

نوشته شده توسط بهاره | لینک ثابت | موضوع:  
پنجشنبه سی ام خرداد 1387 ساعت 13:15
بالاخره پس از نزديک به يک هفته اعتراضات گسترده در دانشگاه زنجان، در ساعت اوليه صبح روز چهارشنبه مسئولين دانشگاه زنجان با کليه مطالبات دانشجويان متحصن موافقت کردند.

به گزارش خبرنامه اميرکبير برکناری مددی، معاون دانشجويی خاطی اين دانشگاه، و محاکمه اش توسط مراجع قضايی، عدم برخورد با متحصنين و دانشجوی دختر قربانی اين ماجرا، پيگيری پاسخ وزير علوم از سوی نماينده زنجان در مجلس، بررسی کفايت رئيس دانشگاه توسط کميته ای مرکب از دانشجويان و اساتيد، تعويق امتحانات تا روز شنبه و همچنين بهبود وضعيت فرهنگی و فعاليت تشکل های مستقل خواسته هايی بود که با تمامی آن ها موافقت شد.

اين در حالی است که ديروز رئيس دانشگاه بالاخره مجبور به پذيرش انجام اين عمل شنيع توسط معاونش شد و از اين بابت از دانشجويان رسما عذرخواهی کرد. جالب آن که در اين ميان سناريوسازی رسانه های حامی دولت، که اين عمل را پاپوشی از سوی انجمن اسلامی زنجان و دفتر تحکيم وحدت می دانستند، نقش بر آب شد.

لازم به ذکر است دفتر تحکيم و انجمن های زير مجموعه اين اتحاديه قصد داشتند چنانچه اعتراضات دانشجويان زنجان تا آخرين ساعات روز سه شنبه به نتيجه نرسيد، التيماتومی به وزارت علوم جهت برآورده کردن مطالبات اين دانشجويان بدهند. انجمن های اسلامی دانشجويان دانشگاه های سراسر کشور تصميم داشتند در صورت برآورده نشدن مطالبات دانشجويان زنجان در پايان اولتيماتوم دفتر تحکيم، حمايت های عملی خود را در هفته آينده از اين دانشجويان آغاز کنند.

دفتر تحکيم وحدت با صدور بيانيه ای در اين خصوص ضمن تبريک به دانشجويان زنجان به سبب ايستادگی و کسب پيروزی و يادآوری معضلات کميته های انضباطی يادآور شد: «از آنجا که در گذشته خاطيان مجازات نشدند و در اين حادثه نيز مسئولين وزارت علوم و حاميان دولت به جای برخورد قاطع، سعی فراوانی در سرپوش نهادن بر اين حادثه و انحراف افکار عمومی جهت برخورد با منتقدان را داشتند، بی شک افراد ديگری نيز در آينده با خيال آسوده از عدم مجازات، اين عمل را تکرار خواهند نمود و همان طور که اين حادثه اولين آن نبود بی شک آخرين آن نيز نخواهد بود. بی شک تنها راه جلوگيری از اين گونه حوادث برکناری وزير علوم و همراهان بی کفايتش و انتخاب رؤسای دانشگاه ها با اتکا بر توانايی علمی و شايستگی‌های فردی به انتخاب جامعه دانشگاهی است و نه بر اساس دسته بندی‌های سياسی و رياکاری که اکنون ملاک است و نتيجه آن تعرض های مکرر به دختران دانشجو توسط منصوبين دولت نهم است، پديده شومی که در گذشته سابقه نداشته است.»

نوشته شده توسط بهاره | لینک ثابت | موضوع:  
سه شنبه بیست و هشتم خرداد 1387 ساعت 17:18
کمیسیون زنان تحکیم ـ دانشجویان دانشگاه زنجان از معاونت دانشجویی این دانشگاه در حالی که قصد داشت یکی از دختران دانشجو را وادار به رابطه جنسی کند، فیلم برداری کردند.

ماجرا از آنجا آغاز شد که یکی از دختران دانشجو به یک اتهام اخلاقی به کمیته انظباطی دانشگاه احضار شد .کمی بعد معاونت دانشجویی این دانشگاه ، با تهدید این دانشجو به اخراج ، سعی کرد وی را وادار به برقراری رابطه جنسی کند اما دختر دانشجو در برابر این تهدیدها تسلیم نشد. پس از آنکه تهدیدها ادامه پیدا کرد، دختر نقشه ای برای افشای اعمال غیر اخلاقی معاون دانشجویی طرح کرد.او ساعت پنج بعد از ظهر با معاون دانشجویی در دفترش قرار گذاشت. در حالی که یک ضبط صوت با خود به همراه برده بود و دوستانش مخفیانه در حال فیلم برداری از پیشنهاد وقیحانه این مسئول دانشگاه بودند. پس از این که معاون دانشجویی پیشنهادش را تکرار کرد، دانشجویان که پشت در انتظار می کشیدند ، به دفتر او ریختند و به سوء استفاده وی از منصبش اعتراض کردند.

این تلاش برای برقراری رابطه اجباری در حالی در دانشگاه زنجان افشا شد ، که دانشگاه سهند تبریز اردیبشهت ماه را در اعتراض به برخوردارهای این چنینی مسئولینش ،در تحصن و اعتصاب غذا به سر برده بود و سال گذشته نیز رابطه اجباری مسئول حراست دانشگاه کرمانشاه با یک دختر دانشجو اعتراضات دانشجویان این دانشگاه و تشکل های دانشجویی را در پی داشت.

نوشته شده توسط بهاره | لینک ثابت | موضوع:  
پنجشنبه بیست و سوم خرداد 1387 ساعت 19:57

عصر امروز هشت نفر از زنان فعال در جنبش زنان و روزنامه نگاران حوزه زنان توسط نیروهای امنیتی و پلیس امنیت تهران بازداشت شدند.

امروز قرار بود تعدادی از فعالان جنبش زنان در گالری راه ابریشم تهران سالروز 22 خرداد ،روز همبستگی زنان را گرامی بدارند اما آنها هنگام مراجعه به این گالری با درهای بسته و حضور نیروهای انتظامی و امنیتی و ممانعت شان برای برگزاری این نشست مواجه شدند . این در حالی است که پیش از این مدیریت این گالری فرهنگی موافقت خود را با بر گزاری این مراسم اعلام کرده بود اما با فشار نیروهای انتظامی و امنیتی مجبور شد درهای گالری را بر میهمانان و سخنرانان این مراسم ببندد. ژیلا بنی یعقوب روزنامه نگار و مسول سایت کانون زنان ایرانی ، نسرین ستوده وکیل و مدافع حقوق زنان و کودکان ، آیدا سعادت , جلوه جواهری ، فریده غائب ، ناهید میرحاج ،سارا لقمانی و نفیسه ازاد زنانی هستند که دستگیر شده و پلیس آنها را در خودروهای گشت ارشاد که مخصوص برخورد با بدحجابی است ، نگه داشته است.

نیروهای امنیتی همچنین به حانه پروین اردلان رفته تا او را بازداشت کنند . اما نتوانستند وی را بیابند.

بر اساس اطلاعیه شماره دو کمیته هماهنگی برگزار کننده این مراسم مقامات مسوول در تمام دوسال گذشته از دادن مجوز به فعالان جنبش زنان برای برگزاری تجمع مسالمت آمیز خودداری کرده اند و هرگونه تجمع محدود آنها را نیز مورد حمله و ضرب و شتم قرار داده اند و حتی در برخی از موارد مانع برگزاری هرگونه گردهمایی این فعالان در خانه های شخصی شان شده اند.ما متاسفیم که نیروهای امنیتی از برگزاری یک مراسم آن هم با حضور جمع محدود صد و پنجاه تا دویست نفره و در یک محیط سربسته به وحشت می افتند و از برگزاری آن ممانعت می کنند

 

نوشته شده توسط بهاره | لینک ثابت | موضوع:  
چهارشنبه بیست و دوم خرداد 1387 ساعت 13:13

درگذر از سالهايي پر تحول ، پر التهاب.

سپيده دمي بر آسمان تيرگي است ....

 

گرچه بسيار طولاني مينمود , اما راهي را طي كرديم كه جاده اش پر از سنگ و خار , ونفسها در سينه مان حبس , چشمهايمان از هجوم پرتلاطم ترديد , سرشار . مانديم , اشك شديم و فرياد , از گذار زمان و مكان پيشي گرفتيم كه از تصويرش , خود نيزمي مانديم . و حال ما هستيم و اراده اي كه براي به دست آوردن آرمانش , مي ايستد ,ميماند , همين .

22خرداد 1384 بود كه همراهي با شكوه مان در محكوميت لوايح نابرابري كه به مجلس تحويل داده شده بود شكل گرفت . بغض هاي فروخفته مان به فرياد بدل شد , يك دل شديم و يك صدا و گفتيم كه قوانين نابرابر را بر نميتابيم,  اطلاعيه ها و حمايتهاي متعددي كه از دعوت به اين تجمع داده ميشد , نشان از همفكري و همراهي ساير اقشار از جنبش زنان داشت .

ولي آخر اينجامعناي بازگو كردن ”حق”  , اقدام عليه امنيت ملي ! است . اخلال در نظم عمومي و تمرد ......

مدعيان عدالت! با باتوم به ما پاسخ دادند و يارانمان را به زندان و شلاق محكوم كردند. درمقابل صداي ما , تنها صدايمان كه حقوق پايه اي يك انسان را طلب ميكرد , از هر چه درتوان داشند براي اثبات بيعدالتي و تبعيض! دريغ نكردند . در اين روز تعداد زيادي از يارانمان توسط زنان نيروي انتظامي به شدت كتك خوردند, و با ماشينهايي كه از قبل براي اين كار آماده شده بود به اداره منكرات يا اوين منتقل شدند.تعداد دستگير شدگان 77 نفر اعلام شد .

گرچه در اين روز دست ما را شكاندند , با باتوم و ضربه هاي پر شدت تبعيض بر روح وقلبمان كوبيدند , اما تمام اين اقدامات چيزي از تصميم و اراده ما براي به دست آوردن آنچه كه در پي اش بوديم , نكاست , ما را در راهي كه براي رسيدن به آن انتخاب كرده بوديم, محكمتر كرد و صدايمان را به گوش همه رساند .

روزهايي كه بر جنبش زنان گذشت اگر به رشته تحرير در بيايد , اگر به هر زباني بيان شود , اگر به تصوير كشيده شود , اثري خواهد بود استثنايي . اثري كه از لابلاي برگ برگش و از ميان هر زير و بمش ميتوان صداي دردها و رنج ها از سويي و فرياد حق خواهي وتلاطم را از سوي ديگر در برهوت بگير و ببند و بيعدالتي و تبعيض شنيد .

اي هم‌سفر که راز ِ قدرت‌هاي ِ بي‌کران ِ تو بر من پوشيده است!

مرا به شهر ِ سپيده‌دم، به واحه‌ي ِ پاکي و راستي بازگردان!

 

ما هميشه همانيم كه بايد . ما واژه همدلي و همبستگي را دوباره در فرهنگ جنبش زنان  معنا خواهيم كرد و اين برايمان ارزشمند است .

22 خرداد، روز همبستگی زنان گرامي باد

نوشته شده توسط بهاره | لینک ثابت | موضوع:  
چهارشنبه بیست و دوم خرداد 1387 ساعت 13:6

به گزارش خبرنامه امیرکبیر: مقاومت دانشجویان دانشگاه تربیت معلم به نتیجه رسیده و دانشگاه تمامی خواسته های دانشجویان را پذیرفت. روزگذشته در حالی نماینده وزارت علوم به دانشگاه تربیت معلم آمده تا با همراهی مسئولین دانشگاه با نمایندگان دانشجویان متحصن تربیت معلم مذاکره کنند که یازده روز از شروع تحصن دانشجویان می گذشت.

در این مذاکرات که از صبح روز گذشته تا ساعت ۱۰ شب ادامه داشت دانشجویان با تمامی خواسته های خود رسیدند. برکناری معاونت دانشجویی دانشگاه، برکناری معاونت فرهنگی دانشگاه، عذرخواهی کتبی مسئول حراست دانشگاه که خانواده های دانشجویان را تهدید کرده بود، استاندارد سازی خوابگاهها، بهبود کیفیت غذا و رعایت بهداشت، بازگرداندن سالن مطالعه مرکزی به دانشجویان، عدم احضار دانشجویان متحصن به کمیته انضباطی و تعویق امتحانات پایان ترم خواسته های دانشجویان تربیت معلم بود.

به گزارش خبرنامه امیرکبیر، مسئولین دانشگاه ۶ مورد از خواسته های دانشجویان را تا عصر روز گذشته پذیرفتند ولی از پذیرش خواسته تعویق امتحانات و لغو احکام انضباطی خودداری می کردند که در نهایت جلسه دانشجویان بدون رسیدن به توافق نهایی در ساعت ۶ بعد از ظهر به پایان رسید و دانشجویان گفتند به تحصن خود ادامه خواهند داد. در نهایت در ساعت ۱۰ شب گذشته دانشگاه خواسته تعویق امتحانات را نیز پذیرفته و امتحانات پایان ترم تا یکشنبه هفته آینده به تعویق افتاد. همچنین رئیس دانشگاه که به هیچ وجه حاضر به پذیرش لغو احکام انضباطی صادر شده برای ۸ دانشجو نبود، سرانجام مجبور به تسلیم در برابر خواسته دانشجویان شد و احکام انضباطی این دانشجویان نیز لغو شد. از صبح روز گذشته نیز ارتباط تلفن همراه تا محدوده چند کیلومتری دانشگاه تربیت معلم قطع شده بود.

لازم به یادآوری است تحصن گسترده دانشجویان تربیت معلم که با حضور بیش از ۳۵۰۰ دانشجوی طی روزهای متوالی و همراه با اعتصاب غذای بیش از ۱۲۰ دانشجو برگزار شد از روز شنبه هفته گذشته آغاز شده بود. امروز تریبون آزاد پایانی این تجمع برگزار خواهد شد.

نوشته شده توسط بهاره | لینک ثابت | موضوع:  
دوشنبه بیستم خرداد 1387 ساعت 23:35

دانشجويان دانشگاه تربيت معلم پرديس كرج دهمين روز اعتصاب خود را پشت سر ميگذارند و با شعارهاي «گر تير و فتنه بارد، جنبش ادامه دارد» و «دانشجو مي ميرد ذلت نمي پذيرد» و با سر دادن سرود يار دبستاني دانشگاه را به سنگر بيداري و استقامت تبديل كردند.

به نحوي كه وزارت اطلاعات و مبشري رييس نهاد رهبر كه هماهنگ كننده نيروهاي سركوبگر در دانشگاه عليه دانشجوايان است را به ترس و وحشت وا داشت و با فشار آوردن روي اساتيدي كه مورد احترام دانشجويان هستند براي جلوگيري از اعتصاب غذا كنندگان و متحصنين آنها را تهديد كرد كه در صورتي كه دانشجويان به اعتراضات خود پايان ندهند اين دانشگاه به تصرف نيروهاي اطلاعاتي و امنيتي در خواهد آمد و با دانشجويان برخورد جدي خواهند كرد. اما به نظر مي رسد هنوز باور ندارند كه امروز ديگر تيغشان برايي قبل را ندارد.

در اقدامي ديگر زماني مدير كل امور فرهنگي و فوق برنامه بعد از ظهر شنبه كه روز تعطيلي عمومي بود بصورت غير قانوني به خوابگاه دختران رفت و آنها را مورد تهديد قرار داد. ولي اين اقدام هم توسط  1000 دختر دانشجو به شكست انجاميد و زماني ناچار به ترك خوابگاه شد.

دانشجويان  اعلام كردند كه تارسيدن به خواسته هاي برحق خود به تحصن و اعتصاب غذا ادامه خواهند داد و از تمامي دانشجويان دانشگاههاي كشور خواستار حمايت شدند.

هر چند كه نيروهاي حراست با محاصره دانشجويان اعتصابي و تهديد خانواده هايشان به عدم پخش خبر اعتصاب فرزندانشان، تلاش دارد تا مانع گسترش اين خبر در بين دانشجويان ديگر دانشگاه ها شود، اما با اين همه حمايت دانشجويان دانشگاه هاي مختلف از دانشجويان تربيت معلم کرج رو به افزايش است و تا كنون 40 دانشگاه كشور حمايت خود را از دانشجويان تربيت معلم پرديس كرج اعلام كردند. دانشجويان  اعلام كردند كه تارسيدن به خواسته هاي برحق خود به تحصن و اعتصاب غذا ادامه خواهند داد و از تمامي دانشجويان دانشگاههاي كشور خواستار حمايت شدند.

 انجمن ”ما با هم برابريم”  نيز ضمن حمايت خود از اعتصاب دانشجويان دانشگاه تربيت معلم پرديس كرج اعلام مي كند و خواهان توقف سركوب دانشجويان توسط نيروي امنيتي مي باشد.

 

(انجمن ما با هم برابريم)

19خرداد87

http://mabahambarabarim.blogfa.com

نوشته شده توسط بهاره | لینک ثابت | موضوع:  
شنبه هجدهم خرداد 1387 ساعت 9:28

ما زنده بر آنيم كه آرام نگيريم               موجيم كه آسودگي ما عدم ماست

 

اعتراض و اعتصاب بيش  از 3000دانشجوي تربيت معلم در حصارك  كرج

دانشجويان دانشگاه تربيت معلم حصارك كرج با برپايي تريبون آزاد در  اعتراض به فضاي سركوب در دانشگاه و عدم رسيدگي به مسائل صنفي دست به اعتراض و اعتصاب زدند.از اين تعداد بيش از 72 نفر دست به اعتصاب غذا زدهاند كه 40تن از آنها دانشجويان دختر مي باشند.  در اثر اين  اعتصاب غذا، حال تعدادي از آنان وخيم گزارش شده و تعدادي در بيمارستان و بهداري بستري شدهاند. نيروهاي حراست براي ممانعت از اين اعتراض جو امنيتي و انتظامي  شديدي را ايجاد كرده اند و علاوه بر نيروهاي حراست تربيت معلم , نيروهاي حراست دانشگاههاي تهران, اميركبير و ديگر ...را براي سركوب و اعمال فشار بر دانشجويان معترض به كار گرفته است.  علاوه بر يورش دانشجويان بسيجي و ايجاد درگيريهاي فيزيكي و اجازه ندادن به آمبولانسها براي انتقال دانشجوياني كه وضعيت وخيم دارند, با عملي غير انساني آب را نيز به روي دانشجويان اعتصاب كننده قطع كردند. اما دانشجويان با دادن شعارهاي دانشجو مي ميرد ذلت نمي پذيرد/ مي ايستيم مي مانيم تا پاي جان مي خوانيم/ دانشجوي با غيرت نترس از حراست/به اعترض خود ادامه مي دهند.

انجمن زنان  ما باهم برابريم   حمايت  خود را  از دانشجويان شجاع و مقاوم  دانشگاه تربيت معلم حصارك كرج  علي الخصوص دختران خستگي ناپذير اين دانشگاه اعلام ميداريم و از دانشجويان و فعالان حقوق بشر ميخواهيم كه به حمايت از اين دانشجويان برخيزند.

 

 

  

 (انجمن ما با هم برابريم)

17خرداد 87

نوشته شده توسط بهاره | لینک ثابت | موضوع:  
سه شنبه چهاردهم خرداد 1387 ساعت 11:33

در كوچه پس كوچه هاي شهرما

موسيقي رنج و درد چه پر طنين است ....

تنها نتي كه اينجا نواخته ميشود

نت اشك آلود نگاههاي كودكان خياباني است

كه اميد را در مشتهاي كوچكشان ميفشارند

تا ضرب آهنگ زندگي را از ياد نبرند ....

 

کريس دي‌برگ خواننده ايرلندي كه به آٍاي صلح معروف است  اولين خواننده پاپ غربي باشد که پس از انقلاب اسلامي سال ۱۳۵۷ در ايران برنامه اجرا مي‌کند. اين خواننده ۵۹ ساله در اين هفته براي بررسي امکان برگزاري کنسرت در پاييز امسال براي ايرانيان، به دعوت گروه آريان , وابسته به شرکت ترانه شرقي وارد تهران شده است.

به‌گزارش خبرگزاري‌ها، دي‌برگ در يک کنفرانس خبري مملو از خبرنگاران داخلي و خارجي در پايتخت ايران گفت: «کنسرت من در ايران قطعاً يکي از شب‌هاي رويايي خواهد بود.» دي‌برگ با بيان اينکه از محدوديت‌هاي اجراي برنامه هنري در ايران آگاه است، گفت: «من مي‌خواهم در ايران کنسرت بدهم و اين برنامه آرزو و روياي من است.» وي افزود: «من در مدت حضورم در ايران هيچ چيز منفي نديدم من احساس آزادي را اينجا تجربه کردم.»....

رجب‌پور با بيان اين‌که تأييد شفاهي وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي را دريافت کرده است، ابراز اطمينان کرد که وزارت فرهنگ مجوز اين کنسرت‌ها را بدهد. با اين حال مقامات ايران نظر مساعدي درباره موسيقي پاپ غربي ندارند، و محتواي ديسک‌ها، فيلم‌ها و کتاب‌هايي که به تشخيص آنها منحط باشند، مشمول سانسور مي‌شوند.

از سال ۱۳۵۷ تاکنون هيچ خواننده پاپ يا راک غربي اجازه نيافته است براي اجراي برنامه به ايران بيايد.

چطوراست كه وزارت ارشاد افرادي را كه حتي در ماشينهاي خود به موسيقي ايراني گوش ميدهند بازداشت مي كند و ماشينهاي آنها را توقيف مي نمايد  و حكم شلاق و زندان براي آنها صادر مي كند اما از طرفي براي اجراي كنسرت از خواننده مشهور ايرلندي استقبال مي كند!!! بايد ديد كه دولت با اين عمل خود چه طرحي را پياده مي كند؟ و مي خواهد چه چيزي را پنهان كند؟

مي خواهد بگويد كه در كشور ما دمكراسي بيداد مي كند! ولي حرف واقعي چيست ؟

اگر دمكراسي حاكم است پس چرا فعاليت هاي مدني را ممنوع كرديد؟ چرا حق برگزاري مراسم هاي جهاني مثل روز جهاني زن يا روز جهاي كارگر و معلم را نداريم؟ چرا زنان حق ورود به مجتمع هاي ورزشي را ندارند؟ چرا نوجوانان زير 18سال به اعدام محكوم  مي شوند؟ چرا محور اصلي قوانين كشور بر اساس تبعيض جنسيتي بنا شده؟ و هزار چراي ديگر كه كلمه دمكراسي و آزادي را زير سوال مي برد.... اين چه نوع دمكراسي است كه حتي در خانه هاي خودمان هم آسايش نداريم ؟

شايد اين هم تعبير جديدي از دموكراسي آقاي باشد. اما خطابم به شخص كريس دي برگ است :  قبلا از هر چيز به يك سوال در درون خودتون جواب بدهيد: آيا آزادي كه در ايران از آن حرف مي زنيد همان آزادي است كه غرب به آن مي نازد و همان آزادي است كه در كشور خودتان داريد؟  آيا در كشور شما هم اگر دانشجويي به وضعيت صنفي دانشگاه اعتراض كند بازداشت مي شود؟ آيا كسي بدليل نوشتن و بيان  افكارش محكوم به زندان و شلاق مي شود.  قدري با خود تامل كنيد و وجدان خود را اين وسط قاضي بگيريد  لحظه اي به هفتاد و چهار كودك زير اعدام فكر كنيد كه هر شب فكر ميكنند شب آخر عمرشان است و ضربان قلبشان به جاي اميد مرگ را به يادشان مي آورد, به پدران كارگري فكر كنيد كه بدليل پرداخت نشدن چندين ماه حقوقشان با دست خالي به خانه مي روند و با  شرم به چهره زن و فرزندانشان نگاه كنند. به سه دانشجوي در بندمان فكر كنيد كه ماههاست در زندان زير شكنجه هاي روحي و جسمي قرار دارند. بله , اين است دردهاي مردم  ايران و فريادهايي هستند كه كمك واقعي ميخواهند نه ژست دمكراسي !!!!!

 

بهاره اميري

(انجمن ما با هم برابريم)

http://mabahambarabarim.blogfa.com

 

 

نوشته شده توسط بهاره | لینک ثابت | موضوع: