بيش از ده روز از هجوم مأموران امنيتي سنندج به منزل روناك صفازاده از فعالان حقوق زنان و عضو «كمپين يك ميليون امضاء براي تغيير قوانين تبعيضآميز» در اين شهر و دستگيري وي ميگذرد.
اين در حاليست كه نه تنها تا كنون هيچگونه اطلاعي از محل بازداشت روناك در اختيار خانوادهاش قرار داده نشده بلكه مادر ايشان در مراجعه به نهادهاي قضايي جهت آگاهي از وضعيت فرزند خود با انواع توهينها از سوي مسئولان مربوطه مواجه گشته و حتي در مواردي نيز مورد تمسخر قرار گرفته است.
ما امضاءكنندگان اين بيانيه ضمن تائيد خواستههاي حقخواهانه و فعاليتهاي مسالمتجويانهي روناك صفازاده و ديگر فعالان كمپين يك ميليون امضاء كه چيزي جز درخواست براي تغيير قوانين تبعيضآميز و جمعآوري امضاء جهت رسيدن به اين هدف نيست و با آگاهي از تبعيض مضاعفي كه قانون بر زنان کُرد روا ميدارد، بازداشت غيرقانوني روناك صفازاده و برخورد غيرانساني با مادر ايشان را محكوم نموده و خواستار روشن شدن وضعيت كنوني وي و آزادي سريع و بدون قيد و شرط او هستيم......
ادامه مطلب
از ميان اعضاي کمپين که در گوشه و کنار اين خطه پهناور به کار آگاهي رساني مشغول هستند، روناک صفازاده را بيشتر در پي دستگيري اش شناختيم. شنيديم که اين نسل پنجمي پرشور کردستان، زندگي اش را و دغدغه اش را صرف تغيير موقعيت زنان منطقه اش کرده است. براي شناخت بيشتر او و فعاليت هاي انجمني که در آن مشغول است يعني انجمن زنان آذر مهر کردستان با موسس اين انجمن نگين شيخ الاسلامي، گفتگويي انجام داده ايم. نگين شيخ الاسلامي ليسانس ادبيات و فوق ليسانس روزنامه نگاري است.
از روناک برايمان بگوييد؟
روناک 5 سال است که در انجمن فعاليت مي کند. سالي که ديپلم گرفت توسط دختردايي هايم که عضو انجمن هستند با انجمن آشنا شد و در کلاس هاي آموزشي انجمن شرکت کرد. ما براي همه اعضاي جديد و علاقه مند يکسري کلاس هاي آموزشي مثل تاريخ زن، بررسي وضعيت زن در طول تاريخ، جنبش زنان، بررسي فيزيولوژيک زن ... مي گذاريم .در واقع سعي مي کنيم کاري کنيم که دختران و زناني که مي خواهند در باره زنان فعاليت کنند اطلاعات اوليه را داشته باشند. روناک هم وقتي آمد به همين شيوه درکلاس ها شرکت کرد و بعد شروع کردبه فعاليت در انجمن، با فعاليت هاي زنان آشنا شد، شروع کرد به ديدن واقعيت هاي تلخ زندگي. از زندگي پردرد و رنج مادرش تعريف کرد، از وضعيت تبعيض آميز زنان اقوامش، از زنان همسايه که از شوهرانشان به شدت کتک مي خوردند. به اين ترتيب جذب کار زنان شد و ديگر اين عرصه را ترک نکرد.مي گفت بايد کاري کرد. بعد از دوسالي هم که دانشجو بود ديگر تصميمش را گرفته بود . گفت مي خواهم فعاليتم را در زمينه زنان ادامه دهم. گفتم ادامه تحصيل نمي دهي؟ گفت جامعه بيش از مدرک به چيزهايي ديگري احتياج دارد .
انجمن چه فعاليت هايي داشته است و روناک چه مي کند؟
ما در 1377 از وزارت کشور و استانداري براي مجوز اقدام کرديم، و در عين حال فعاليت مي کرديم تا اين که سال 1380 به ما مجوز دادند. قبلا مکاني اجاره اي داشتيم که يک مغازه بود و ماهي 50 هزار تومان اجاره مي داديم، اما حالا درخانه تشکل ها دفتر داريم. در دفتر انجمن يک کتابخانه راه اندازي کرده ايم، به رمان خواني و نقد وبررسي کتاب مي پردازيم. با اين کارزنان مي توانند در جمع صحبت کنند و اعتماد به نفس شان را زياد کنند.
بخش ديگر کارهايمان در روستاست. روناک با چند نفر ديگراز بچه هاي انجمن براي کار در روستاها و برپا کردن کتابخانه سيار در روستاها داوطلب شدند. از آبادي حسن آباد شروع کرديم، کلاس تاريخ زن و کلاس هاي روان شناسي برگزار کرديم. کردستان طوري است که همه افرادي که در آن زندگي مي کنند يک جوري به اين روستاها وصل هستند. مثلا روستاي حسن آباد را براي اين انتخاب کرديم که يکي از اعضاي ما ساکن آنجا بود يا آشناياني داشت. خوب ما مي رفتيم با مسجد محل و مسئولان کتابخانه اي که در روستا بود صحبت مي کرديم و محل را در اختيار ما مي گذاشتند. زنان مي آمدند، با هم حرف مي زديم، و درد دل هاي زنان سرباز مي کرد.انتظار نداشتيم که تحول عظيمي در لحظه بروز بدهد اما مي دانستيم در درازمدت مي شود. لااقل مادرانمان مي توانستند دانسته هايشان را در زندگي بچه هايشان اعمال کنند، با بچه ها درد دل کنند و بلاخره خيلي از عقده هاي رواني را تخليه کنند.
آموزش زبان مادري هم بخشي از کارهاي ما بود. يادگيري زبان براي مادران مهم بود چراکه مي توانستند به بچه هايشان بهتر آموزش دهند. هفته اي يک روز آموزش زبان کردي درروستاي حسن آباد داشتيم . 8 مارس را هم در روستاها برگزار کرديم. روناک براي خيلي از مادران روز جهاني زن را توضيح داد، براي آنها لوح تقديردرست کرد وبه آنها تقديم کرد. چون مرکز هر روستا مسجد است و شوراها در مسجد جمع مي شوند همه اين برنامه ها در مسجد و کتابخانه محل برگزار مي شود.
روستاي ديگر سارا غاميش بود که در آنجا هم با مادران ارتباط داشتيم . برنامه ديگرمان بيشتر برگزاري جلسات انسان شناسي براي شناخت زن کرد، نقطه قوت ها و ضعف هايش بود. من خودم به اورامان رفتم و برنامه هايمان را با استانداري درميان گذاشتم تا هيچ انگ سياسي به ما نچسبانند چون محيط کردستان جايي است که احزاب در آن فعاليت مي کنند وما فقط مي خواستيم با توجه به فرهنگ اجتماعي کردستان، زنان جامعه و مشکلات مان را بشناسيم.
در بررسي هايتان به چه مواردي مي پردازيد؟
بيش از همه تبعيض ها و خشونت هايي را که بر زنان مي شود دنبال مي کنيم. مثلا وقتي رفتيم اورامان و با زنان مصاحبه کرديم چيزي که متوجه نشده بوديم و حتي خودشان هم نمي دانستند عموميت داشتن ختنه بود. اصلا انتظار چنين چيزي را نداشتيم. زنان در اورامان بسيار فعال هستند، سالارند و همه کاره زندگي هستند. اما در چنين منطقه اي مي بينيم که ختنه رايج هست و به عنوان يک خشونت پنهان مطرح است. اصلا خودشان هم خيلي از مشکلات جسمي وبيماري هاي شان را از ختنه نمي دانستند و مي گفتند اين سنت فاطمه و عايشه است. وقتي با زنان و مادران حرف مي زديم و مي گفتيم از نظر پزشکي و حتي شرعي غلط هست حتي نظر مفتي کردستان را برايشان مي گفتيم مي ديديم که همه با آن بيگانه اند. در اورامان وقتي از خانمي که ختنه مي کرد پرسيديم که چرا دختران شان را ختنه مي کنند گفت انها مي گويند مي خواهيم دختران مان پر رو نشوند و بلکه مرد بشوند. خب همه زناني که با انها صحبت کرديم در زندگي زناشويي دچار مشکل بودند و کمر درد هاي شديد داشتند . يک بخش از کارمان را برروي ختنه زنان متمرکز کرديم و آگاهي بخشي به زنان. با آنکه امکانات مالي محدودي داريم همه را از خودمان هزينه مي کنيم. روناک هم با اين که ماهي 50 هزارتومان حقوق دارد بي دريغ خرج مي کند و براي زنان روستا کتاب مي خرد و به روستاها مي برد.......
ادامه مطلب
مژگان مقدم خواهر محبوبه با اعلام خبر فوق افزود : وي با قرار كفالت از زندان اوين آزاد شده است .
محبوبه مقدم شهريور ماه به دليلي نامعلوم در كرمانشاه بازداشت شده بود و دادخواه وكيل وي در تمام طول مدت بازداشت ،موفق به ديدار وي نگشته بود.

روناک صفا زاده، فعال زنان و عضو کمپین یک میلیون امضا در سنندج، ۱۳ روز است در بازداشت نیروهای امنیتی به سر می برد.”روناک” کلمه ای کردی است به معنای روشنی و نور و شهناز احمدی مادر این فعال ۲۱ ساله در گفتگو با روز می گوید: “زندگی ما بدون روناک مان تاریک و خفه است”. همزمان ۶۰۰ نفر از مدافعان حقوق برابر با امضای بیانیه ای خواستار آزادی فوری “روناک صفا زاده” شدند.گفتگوبا خانم صفازاده در پی می آید.
آخرین خبر از وضعیت روناک چیست؟
متاسفانه هیچ خبری از او نداریم. امروز به ستاد خبری رفتم و از آنها درخواست کردم اجازه دهند دخترم را ملاقات کنم. گفتند این امکان وجود ندارد. بعد گفتم حداقل بگذارید تلفنی با او حرف بزنم. به من گفتند به منزل برگرد حتما تماس می گیرد اما ۱۳ روز است که او تماسی با ما نداشته است. وقتی هم می گویم من نگران دخترم هستم فقط می گویند به خانه برگرد حال دخترت خوب است. من واقعا نمی دانم حال دخترم خوب است یا نه. نگرانم.
نمی گویند چرا اجازه ی ملاقات با او را نمی دهند؟
ادامه مطلب
روناک صفا زاده، فعال زنان و عضو کمپین یک میلیون امضا در سنندج، ۱۳ روز است در بازداشت نیروهای امنیتی به سر می برد.”روناک” کلمه ای کردی است به معنای روشنی و نور و شهناز احمدی مادر این فعال ۲۱ ساله در گفتگو با روز می گوید: “زندگی ما بدون روناک مان تاریک و خفه است”. همزمان ۶۰۰ نفر از مدافعان حقوق برابر با امضای بیانیه ای خواستار آزادی فوری “روناک صفا زاده” شدند.گفتگوبا خانم صفازاده در پی می آید.
آخرین خبر از وضعیت روناک چیست؟
متاسفانه هیچ خبری از او نداریم. امروز به ستاد خبری رفتم و از آنها درخواست کردم اجازه دهند دخترم را ملاقات کنم. گفتند این امکان وجود ندارد. بعد گفتم حداقل بگذارید تلفنی با او حرف بزنم. به من گفتند به منزل برگرد حتما تماس می گیرد اما ۱۳ روز است که او تماسی با ما نداشته است. وقتی هم می گویم من نگران دخترم هستم فقط می گویند به خانه برگرد حال دخترت خوب است. من واقعا نمی دانم حال دخترم خوب است یا نه. نگرانم.
نمی گویند چرا اجازه ی ملاقات با او را نمی دهند؟
ادامه مطلب
متن خبر :«زن محكوم بهسنگسار در انتظار رأي كميسيون عفو و بخشودگي
وكيل زني كه محكوم بهسنگسار شده از ارسال پرونده موكلش بهكميسيون عفو و بخشودگي خبر داد. سعيد اقبالي درباره آخرين وضعيت پرونده موكلش گفت: بعد از اجراي حكم رجم ج. ك هم جرم موكلم از دفتر رييس قوه قضاييه پرونده خواسته شد و بهصورت ويژه مورد بررسي قرار گرفت. با توجه بهصحبتهاي پيش آمده بهنظر مي رسيد راي صادره نقض و پرونده براي رسيدگي دوباره ارجاع شود اما پرونده بهاداره كميسيون عفو و بخشودگي فرستاده شد. وي با بيان اين كه ارسال پرونده بهاين كميسيون بهمعني صحه گذاشتن بر حكم رجم موكلم از سوي قوه قضاييه است گفت: از حدود 10 سال پيش موكل بههمراه ج. ك مورد تعقيب قضايي قرار گرفتند و حكم رجم او صادر شد كه بهعلت وجود نواقص در پرونده اين حكم از سوي قضات ديوان عالي كشور در مرحله نخست نقض شد. بعد از رسيدگي حكم رجم دوباره صادر شد و بهتاييد قضات ديوان عالي كشور رسيد. اقبالي ادامه داد: حدود دو سال است كه بحث اجراي اين حكم مطرح است و در نهايت درباره هم جرم موكلم حكم اجرا شد و بعد پرونده توسط دفتر رييس قوه قضاييه مطالبه شد، تا كنون پيگير نتيجه بوديم، تا با توجه بهنقص هاي موجود در پرونده بهويژه با توجه بهعدم وجود شرايط احصان در موكلم نقض راي و صدور راي براساس فتواي معتبر فقهي انتظار مي رفت اما پرونده بهكميسيون عفو و بخشودگي ارسال شد. متهمان اين پرونده در سال 1374 اقدام بهترك خانواده و خروج از اسلام شهر كرده و بهمدت چهار سال و نيم در شهر تاكستان بهسر مي برده اند. در اين ميان همسر اول زن متهم در پرونده با مراجعه بهكلانتري اسلام شهر مدعي ربودن همسر خود مي شود. پس از گذشت چهار سال و نيم و بازگشت متهمان بهاسلامشهر پيرو شكايت همسر نخست زن متهم پرونده، نامبردگان دستگير شده و پرونده براي رسيدگي بهشعبه سوم دادگاه كيفري تاكستان ارجاع مي شود. در اين پرونده يك بار حكم صادر و از سوي ديوان عالي كشور نقض و پرونده براي انجام تحقيقات بيشتر بهدادگستري تاكستان ارسال شده بود.
».
مهدي الماسي معاون تحقيقات و آموزش دادگستري همدان روز دوشنبه در رابطه با اين حادثه گفته بود؛ «دختر جوان هنگام ارتکاب جرم در يکي از پارک هاي همدان توسط ضابطين قضايي دستگير شده بود.»
در شرايطي که اخبار ضد و نقيضي در رابطه با مرگ زهرا که يک پزشک بود منتشر شده است خانواده اين دختر با طرح شکايتي خواستار پيگيري قضايي موضوع شدند. پدر زهرا روز گذشته به خبرنگار ما گفت؛ «دخترم سال گذشته از دانشگاه علوم پزشکي دانشگاه تهران فارغ التحصيل شد و در درمانگاه روستايي در حومه رزن همدان مشغول به کار بود و من از علت دقيق دستگيري زهرا بي اطلاع هستم و فقط به ما گفته اند ظاهراً او همراه پسري که کارمند صدا و سيما است، مشاهده شده و آن پسر همچنان در بازداشت است ولي طبق آنچه خودم مي دانم او در زمان دستگيري قصد داشته سوار بر يک خودروي آژانس به محل کارش برود.»
وي افزود؛ طبق آنچه که به ما اطلاع داده اند دخترم ساعت 5/10 يا 11 صبح جمعه 20 مهرماه بازداشت شد، اما اين موضوع را در آن هنگام به ما اطلاع ندادند و سرانجام صبح روز بعد زهرا با برادرش تماس گرفته و ماجرا را اطلاع داده بود. من بلافاصله به سمت همدان به راه افتادم و هنگامي که 10 شب به آنجا رسيدم از من خواستند به دادگاه بروم و در نهايت پس از طي مراحل اداري به من گفتند دخترم خودکشي کرده است.
پدر زهرا ادامه داد؛ «به من گفته اند دخترم با پارچه خودش را حلق آويز کرده است و زماني که پرسيدم وسايل خودکشي چطور در آن مکان وجود دارد به من گفتند آنجا پر از صندلي و پارچه هاي تبليغاتي است. به هر حال من موضوع را از طريق مراجع قضايي پيگيري مي کنم.»
برادر زهرا نيز در گفت وگو با خبرنگار ما گفت؛ خواهرم پس از پايان تحصيلاتش تصميم گرفت در منطقه يي محروم به طبابت بپردازد و از آنجا که پدرم آزاده است زهرا نيازي به گذراندن طرح نداشت و به صورت داوطلبانه مدت 7 ماه در روستايي در 200 کيلومتري رزن و روستاي ديگري در 140 کيلومتري همدان به معالجه بيماران مي پرداخت.
وي افزود؛ خواهرم به هيچ وجه مشکل خانوادگي نداشت و به لحاظ روحي نيز وضعيت اش کاملاً عادي بود. من چند ساعت قبل از حادثه سه بار با او تلفني صحبت کردم و حتي نيم ساعت قبل از حادثه با هم حرف زديم و در آخرين تماس به وي گفتم پدرمان در راه همدان است و به زودي به آنجا مي رسد و مشکل را حل مي کند. زهرا هنگام صحبت با من کاملاً طبيعي بود و به نظر نمي رسيد مشکل روحي خاصي داشته باشد و نمي دانم چطور دقايقي بعد جان باخت.
زهرا که روز جمعه به همراه پسری در پارک به علت "جرم مشهود"دستگیر شده بود به علت تعطیلی دادگاه در بازداشت بود و دیروز خودکشی کرد.
به گزارش خبرنگار کمیسیون زنان تحکیم پس از تکذیب اولیه خبر در نهایت الماسی مسئول روابط عمومی دادگستری همدان خبر مرگ در اثر خودکشی را تایید کرده است
شجاعي و تقي نيا ؛ دفعه قبل که به دادگاه انقلاب احضار شده بودند ،در ساعت مقرر حاضر شدند اما قاضي در دادگاه نیامد.
آنها اين بار با احضاريه وزارت اطلاعات به شعبه امنیت دادگاه فراخوانده شده اند. و قرار است 22 مهرماه ساعت 11:30 براي تكميل پرونده به كارشناس پرونداشن مراجعه كنند.
منصوره شجاعي و طلعت تقي نيا که چند ماه قبل به همراه یک گروه از فعالان زن برای شرکت در یک کارگاه روزنامه نگاری عازم هند بودند ، در فرودگاه بازداشت و چند روز زندانی شدند . شجاعي مي گويد:‹پرونده ما همچنان باز است و هر اقدامي در پرونده امان ثبت مي شود و الان معلوم نيست به خاطر چه اتهامي بايد پاسخگو باشيم."
طلعت تقي نيا نيز همچون شجاعي روز سه شنبه17 مهرماه برگه احظاريه را دريافت كرده وبازجويي از او نيز روز 22 مهرماه برگزار مي شود.
اين فعالان جنبش زنان معتقد به رعايت قانون اند وهمچون دفعه قبل با احضار كتبي به دادگاه مراجعه مي كننداما به قول شجاعي توقع دارند مسئولان قضايي نيز با رعايت اصول قانوني در برگزاري جلسات خوش قول باشند.
اين دو نفر از فعالان كمپين يك ميليون امضا براي تغيير قوانين تبعيض آميز هستند
سایت تغییر برای برابری
مادر روناک صفازاده: پس از 6 روز بی خبری از دخترم، در دادسرا جز توهین چیزی نشنیدم!
صبح روز یکشنبه 22 مهرماه پس از 6 روز بی خبری از روناک صفازاده 21 ساله، مادر او شهناز احمدی با بردن درخواست نامه ای به دادستانی تقاضای ملاقات با دخترش را کرد:
گفتم : از دخترم بی خبرم، یک خبر می خواهم! اجازه ملاقات می خواهم! حتی اجازه یک تلفن کوتاه بدهید! گفتم روناک مریض است و باید کلسیم مصرف کند دارو برایش آورده ام.
- چه جوابی دادند ؟
اما نه تنها جوابم را ندادند بلکه نه لباس قبول کردند و نه دارو. توهین می کردند، گفتند ما نمی دانیم. گفتند ملاقات ممنوع است. جواب های ضد ونقیض می دادند. مرتب دروغ می گفتند. از وقتی رفتم دادسرا تمام مدت مسخره ام می کردند. می گفتند اگر مادر خوبی بودی حال و روزت این طوری نبود، می گفتند از آن مادر این دختر به وجود می آید دیگر! گفتم:آخر گناه من چیست؟ اگر دنبال دخترم بگردم گناه کرده ام؟ گفتم این که بگویم دخترم کجاست مادر خوبی نیستم ؟ گفتم اگر دخترم گناهی مرتکب می شد خودم تحویل قانون می دادمش ولی او زحمت کش است. تنها 21 سال دارد. اما برای ماهی 50 هزارتومان منشی گری می کند و بعد هم در انجمن کار داوطلبانه می کند. بگویید مگر دختر من چه کرده است؟ جز دفاع از حقوق خودش، و مادرانش؟ بعد می دانید چه می گفتند؟ پرسیدند: شیعه هستید یا کافر؟! گفتم باشد من کافر هستم اما بگویید بچه ام کجاست؟ توهین از این بالاتر ؟
- وقتی روناک را دستگیر کردند به شما نگفتند او را کجا می برند؟
نه. روناک صبح ساعت 8.20 دقیقه از خانه رفت بیرون که برود سرکار. ساعت 9 صبح 8 نفر مرد ریختند خانه. من مریض بودم خوابیده بودم و پسرم هم خواب بود. سراغ پدر روناک را گرفتند گفتم رفته سرکار. هولم دادند آمدند تو. روناک را سرکوچه گرفته بودند و بعد از آن بود که آمدند به خانه. زندگی ام را زیر و رو کردند. حتی لباس های زیر دخترانم را هم گشتند بدون این که یک مامور زن بیاورند! آخر این مملکت اسلامی است؟ پرسیدم دنبال چه هستید؟ گفتند مواد، اسلحه و مهمات! چیزی پیدا نکردند، مهماتی که می خواستند کیس کامپیوتر روناک و کتاب هایش بود. بعد گفتند بچه ات 6 ماه هست که توی خاک عراق است. گفتم اگر در عراق است پس چرا اینجا آمده اید؟ چرا جلوی در می گیریدش؟ چرا نمی روید پاساژ صدف ببینید محل کار روزانه اش کجاست؟ چرا نمی روید ازمحل بپرسید. گفتند اگر روناک را دیدی سلام ما را بهش برسان! جلو روی خود من دروغ می گفتند. بعد یکی دیگرشان گفت که پیش ماست. می بینید می خواهند شکنجه روحی بدهند. امروز هم همین جواب ها را دادند. الان 6 روز است بچه ام را قایم کرده اند و جواب نمی دهند.
- امروز کی به دادسرا رفتید؟
از ساعت 10 صبح تا 2 بعد از ظهر آنجا بودم. جواب نمی دادند. فقط توهین می کردند. تا اینکه ساعت 2 گفتند اینجا نیست. بعد معاون دادستان گفت که دست ماست، خودش زنگ می زند. هنوز تفهیم اتهام نشده است.- فکر می کنید چه اتهامی متوجه روناک است؟روناک توی انجمن زنان آذرمهر كردستان بدون هیچ چشمداشت مالی کار می کند. 5 سال است برای حقوق زنان زحمت می کشد. برای دفاع از مردم ضعیف کار می کند. بعد این مسلمانی است که این طوری بگیرند و ببرندش ؟ جرم روناک همین است.
مادر روناک که 6 روز بی خبری از دخترش را تاب آورده می گوید :« 52 سال از عمرم می گذرد. بخدا اگر اتفاقی برای روناک بیفتد دنیا را به آتش می کشم و باقی عمرم را فدای او و خواسته هایش کنم. مگر دختر من چه کرده است؟ من آنقدر به دادسرا می روم تا جواب بگیرم.
حتي از تماشاي يك مسابقة ورزشي هم محروميم !!!!!!
زنان غيور كشور!
ساعت 30/3 روزيكشنبه 22/7/86 شركت در مسابقة فوتبال در استاديوم آزادي يك فرصت طلائي است كه ميتواند ما را دركنارهم قراردهد.
قلبهاي ما زنان در مقابل قوانين كهنه و تبعيض آميز دولت كنوني همواره در انتظار جرقه اي در قليان بوده است. ازاين رو ما معتقديم كه در اين راستا هرگز نميبايست فرصتها را ناديده انگاشتو از دست داد.
روز يكشنبه روزيست كه دو تيم فوتبال برجسته كشور( استقلال و پرسپوليس) طي مسابقه اي دراستاديوم ورزشي آزادي به رويارويي خواهند پرداخت. اما در قرن 21 كه ديگر اين گونه تبعيضهاي مخرب در سراسر جهان رخت بربسته است ما زنان حتي از خيل تماشاچيان مسابقه اي كه در كشور خودمان برگزار ميشود هم محروميم!!!
آيا به راستي اين سزاوار زن ايراني است؟ سكوت و بي عملي در مواجه با چنين قوانين باقي مانده از قرون غار نشيني جايي در سرزمين متمدن ما ندارد و اين خود ما زنان هستيم كه ميبايست در برابر اين تبعيضهاي ناروا بخروشيم.
پس وعده ما ساعت 30/3 روزيكشنبه 22/7/86 مقابل استاديوم آزادي...
پاينده باشيد
انجمن ما باهم برابريم- مهرماه 1386
آقای احمدی نژاد به دانشگاه می رود تا پیش از شنیدن سوال، جواب ها را بدهد. به همین دلیل است که دانشجوی منتقد و معترض را به سالن راه نمی دهند و به همین دلیل است که محبس را برای دانش جو می پسندند. و به جای مناظره، نظاره گری را خوش می دارند.
۵ تن از فعالان زن به نامهای شهلا انتصاری، پروین اردلان، فریبا داوودی مهاجر، نوشین احمدی خراسانی و سوسن طهماسبی که در دادگاه بدوی شعبه ۶ دادگاه انقلاب به اتهام اقدام علیه امنیت ملی به عنوان برگزارکننده تجمع ۲۲ خرداد در میدان هفتتیر تهران محکوم شده بودند چندی پیش درخواست تجدیدنظر کردند.
براساس این گزارش دادگاه تجدیدنظر استان تهران مستقر در دادگاه انقلاب رأی دادگاه بدوی را به دلیل نقض تحقیقات نقض کرده است.
بهاره هدایت ۲۶ ساله به خاطر حضور در تجمع ۲۲ خرداد در میدان هفت تیر دستگیر شد. دادگاه اتهام او را اقدام علیه امنیت ملی عنوان کرد و به استناد ماده ۶۱۰ قانون مجازات اسلامی، به دو سال حبس محکوم کرد که این مجازات به مدت پنج سال تعلیق میشود.
در كشور وجامعه امروزي ما هيچ زني وشايد بهتر است بگوييم هيچ انساني از حقوق انساني خود بهرمند نيست و هيچ شهروندي آزاد نيست آنگونه كه ميخواهد از حريم شخصي خود برخودار باشد.
روزانه قوانين موجود که از سوي دولت ، به مردم جامعه تحميل ميشود, عرصه فعاليت اجتماعي، فرهنگي، ورزشي و ... را هر روز بيشتر از گذشته براقشار جامعه علي الخصوص زنان تنگتر ميكنند و فرصت انديشيدن به خواسته هاي انساني را از افراد سلب ميكنند.
يك روز صحبت از ممنوعيت شركت زنان در مسابقات و تمرينان ورزشي و جداسازي دانشگاهها و مراكز فرهنگي ميشود و روز ديگر سخن از طرحهاي مبارزه با بدحجابي به ميان ميآيد و بعد كار به تصويب لايحه هاي دولت كه تماما در راستاي حذف زنان ازصحنه اجتماعي است ,ميكشد . طرح سختگيري در استخدام زنان ازسوي دولت , لايحه حمايت از خانواده و سپس در پي اين فشارها دستگيري زنان فعال و كمپين يك مليون امضاء در خرم آباد ,آذربايجان و.... .
همه محدوديتهايي كه ازسوي دولت نسبت به زنان اعمال ميشود, رفته رفته سمت وسوي حدف زنان را از كنش هاي اجتماعي و هر چه منزوي و خانه نشين كردن آنان را در چشم انداز دارد از اين رو به صراحت ميتوان گفت چنين برخوردهايي ناشي از ديدگاه مردسالارانه و سنتي ازسوي دولت به زن و مطالبات و خواسته هاي به حقش ميباشد كه نگاه جنسيتي به زن را در فرهنگ جامعه نهادينه كرده است.
شگفت آور اينكه در پي اثبات چنين نگرشي در جامعه ,چندي پيش بدون هيچ گونه دليل و علت مشخص ازسوي دولت نام مركز امور مشاركت زنان به” مركز امور مشاركت زنان وخانواده” تغيير مي يابد , اين عمل دقيقا انعكاس فرهنگ و نگرش نامناسب به مقوله زن در و استقلال وي در جامعه ميباشد كه به سبب آن ميتوان گفت هيچ گونه استقلال و هويتي به طور منفرد به زن قائل نميشوند و فقط هويت زنان را همرا ه با خانه و خانواده معنا ميكنند و شخصيت مستقلي براي آنان هرگز متصور نيستند, اين راميتوان به راحتي ازاظهارات و گفتگوهاي رئيس فراکسيون زنان در مجلس ششم درك كرد, وي در رابطه با نقش زنان در خانه وخانواده و با تاکيد بر اين که زيباترين و برترين موقعيت زن، نقش مادر بودن وي است، گفت: ما زنان اصلاح طلب مسلمان معتقديم که محوريت زن در خانواده که منتج بهتربيت نسل هاي سالم و ارزشمند مي شود، برترين موقعيت زن محسوب مي شود، اما اين موضوع که معناي زن را صرفا با خانواده بشناسيم و بدون آن هويتي برايش قائل نشويم را نمي پسنديم..
پس بايد گفت اگر متصديان دولت اين چنين برداشتهايي از جايگاه زن در جامعه دارند پس در پي آن چنين برخوردهاي طبيعي و نبايد زياد دور از انتظارو غير منطقي باشد.
در اين ميان دركشورمان، در مقابله با حضورفعال زنان در جامعه سال هاست که زنان ورزشکار ايران را از حضور در مسابقات بين المللي محروم شده اند. زنان در ايران، فقط در سالن هاي در بسته بدون حضور تماشاچي و خبرنگاران مي توانند مسابقه دهند .
همچنين ازطرفي تلاش زنان فعال براي دستيابي بهحقوق انساني برابر بامردان و به دور از هرگونه تبعيض با سركوب و ممانعت دولت و دستگيري و بازداشت عاملان آن مواجه شده است اين زنان در مقابل چنين فشارهاي طاقت فرسا و جو امنيتي ، دو سال براي جمع كردن يك ميليون امضاء و تسليم آن به مجلس براي ازبين بردن قوانين نابرابر وقت داده اند اما در نخستين سالروز كمپين خويش، تنها 100هزار امضا بهدست آوردندكه اين آمار خود به تنهايي منعكس كننده ميزان قابل ملاحظه سركوب و فشارو ممانعت از پا گرفتن هرگونه فعاليت و جنبش زنان است .اما قابل ذكراست درهمين راستا دولت با تمام قواميكوشد با انواع اتهامات نابجا همچون تهديد عليه امنيت ملي , بر اندازي نرم و همكاري با غرب و.....آنان را از فعاليت براي خواسته هاي خود بازدارد.زناني كه با تمام قوا كوشيده اند كه خواسته هاي خود را در چهار چوب قانون كسب كنند واز حقوق انساني و به حق خود برخور دارباشند اينك بايد انگ همكاري با غرب خورده و محكوم به مجازاتهاي سنگين شوند اما به راستي به گفته يكي ازعضاي كمپين :” آنچه كه بيش از همه درد دارد اين است كه از افرادي كه مدعي دمكراسي و اصلاحات هستند بشنوي كه ما را متهم مي كند كه آلت دست غرب هستيم. ما مي خواهيم ثابت كنيم كه مي توانيم اينكار را بهتنهايي انجام دهيم”.
آري اين گوشه از ناگفته ها و شمه اي از آثار نگرش مندرس و تبعيض آميز نسبت به زن در جامعه كنوني ماست , ما با دولتي مواجهيم كه تمام قوا در پي محدود كردن و در نهايت انزوا و در نهايت خانه نشين كردن زنان است در حاليكه با زناني مواجه است كه عزم جزم كرده اند تا با اراده بالا تا زماني كه به خواسته ها و مطالبات خود دست نيابند از فعاليتهاي خود كوتاه نيايند , اين حقيقت را در گفته هاي يكي از اعضاي كمپين كه ازسوي دادگاه حكم سه ساله دريافت كرده را به خوبي ميتوان در ك كرد وي در مقابل فشارها وسر كوبهاي دولت چنين گفت:” دولت مي خواهد ما را بترساند. ولي ما نمي گذاريم او پيروز شود. ما در جامعه نقش داريم و اين بايد به رسميت شناخته شود . وقتي كه آنها فشار را بالا ميبرند ما هم مقاومت مي كنيم».
مدتها بود به ذهنم ميزد كه زنان در جامعه ما در همه اقشار وجود دارند و اگر بخواهيم به تك تك آنها بپردازيم,مطلب براي گفتن زياد است.
دراين مجموعه ميخواهيم نظري گرچه گذرا وشايد هم سطحي به پرستاران ميهنمان بياندازيم.بهتر ديدم كه حرفهاي خودشان راكه شنيدم,بدون هيچ توضيحي بياورم.
مشكلات خيلي زياده,بيش از اندازه زياده,پرستارها كلي زحمت ميكشن ولي هيچ كجا هم ديده نمي شه
الان توي يك بخشي هستيم كه حدود46تا 50تخته,47تخته و شبها با 2نفرپرستار و نهايتابا دو نفر,اينها نميتونندو نمي رسند كه به همه كارها برسن,اينهافكر ميكنندتا 2نفر نيرو گذاشتند ميشه,در صورتيكه با اين 2نفر فقط ميشه كه داروهاي بيمارها روتحويل اتاق عمل بدن و از اونجا هم تحويل بگيرن,فقط در حدي ميتونند با بيمارها تماس داشته باشند كه بتونند داروهاشون رو بدن و يا پانسمانشان را عوض كنند,ديگه ارتباط خاصي نمي تونند با اينها برقرار كنند,به تبع اين,باعث نارضايتي بيمار ميشه,بيمار ميگه به من سر نمي زنند,به اتاق من نمي آن,10بار زنگ مي زنم كسي جواب نميده.خب براي اينكه كار زياده,كار كه فقط بتونيم بهشون دارو بديم و كارهاي ديگه اشون رو انجام بديم.
ادامه مطلب
يك نگاهي گذرا به خبرهاي مربوط به زنان ودختران در صفحه حوادث رسانه ها,البته تا جايي كه فقط يك از يك ميليونيم آن را ميشنويم,متوجه فجايعي پنهاني ميشويم كه در نگاه اول چشم توان ديدن و مغز ياراي باور آن را ندارد و هر دو از شدت فشار به دوران مي افتند و ميخواهند كه منفجر شوند!
اريک فروم در کتاب هنر عشق ورزيدن پس از شرح انواع عشقها، عشق مادرانه نسبت به فرزند را از مقدسترين و زلالترين عشقها به حساب ميآورد. او ميگويد که عشق مادرانه عشقي است يکطرفه و مادر تنها موجوديست که يکطرفه پرداخت ميكند بدون هيچ چشمداشت.
به نظر ميرسد که اين موضوع- عشقمادرانه- حقيقتي است انکارناپذير که همه خلايق از بدو پيدايش بشر تا بهحال تجربهاش کردهاند قبل از اينکه آن را کشف كنند.
ادامه مطلب
خبردر مورد ”جمع آوري زنان دستفروش در مشهد”بود,و در ادامه خواندم؛
به گزارش خبرگزاری زنان ايران صديقه قنادي گفت: اين دست فروشان سرپرست خانواده بوده و از طريق دستفروشي امرار معاش مي كنند.
وي اذعان داشت : بر اساس آمارهاي موجود حدود 5 هزار نفر در شب بازارها مشغول به كار هستند كه حدود 33 درصد آنان بانوان مي باشند.
ادامه مطلب


