تبليغاتX
ما با هم برابریم
یکشنبه سی ام دی 1386 ساعت 10:52

به نقل از خبرنامه

ناهید کشاورز در مصاحبه با خبرگزاری رویترز می‌گوید دو هفته زندان او را از کمک به جمع‌آوری یک میلیون امضا برای کسب حقوق بیشتر برای زنان، بازنداشته است، بلکه اگر تأثیری داشته، تنها آن بود که زندان نشان داد این موضوع ارزش مبارزه را دارد.کشاورز یکی از چندین زنی است که به گفته کارزار از سال ۲۰۰۶ که این کار آغاز شد، زندانی بوده است. اکثر دستگیرشدگان در عرض چند روز یا هفته آزاد شده بودند.

 ناهید کشاورز ۳۴ ساله که پس از جمع‌آوری امضا در تهران به اتهام امنیتی دستگیر شد، می‌گوید: «هیچ کس نمی‌خواهد به زندان برود. اما اگر مجبور شویم چنین هزینه‌ای بپردازیم، مثل همه زنان دنیا این کار را خواهیم کرد.»کشاورز، که روسری صورتی‌ رنگش مطابق قوانین حجاب اسلامی است، می‌گوید: «این بخشی از زندگی روزمره من شده است.» او در اتوبوس، هنگام خرید، و در مهمانی‌ها امضا جمع می‌کند.وی در آوریل، هنگام جمع‌آوری امضا در پارک لاله دستگیر شده بود. او به فارسی می‌گوید، از ۲۵ زن زندانی در بند وی، برخی متهم به قتل شوهر بودند و دوستش آن را ترجمه می‌کند.

 «آن‌ها خیلی زود ازدواج کرده بودند، در شرایط وحشتناکی به سر می‌بردند، روابط خشونت‌آمیزی د اشتند، هیچ یک از آن‌ها سوء سابقه نداشت.»او در یک برنامه فروش تابلوهای زنان دیگر صحبت می‌کرد که از سوی فعالین برگزار شده بود تا برای کمک به زنان زندانی به اتهامات گوناگون، اعانه جمع شود. یکی از تابلوها، زنی را با گلوی بریده نشان می‌داد، یک چاقوی خون‌آلود، کانون تابلوی دیگری بود و سومی مشت‌های گره خورده‌ی دستی دستبندزده را به تصویر می‌کشید.سیاستمداران و گروه‌های حقوق بشر غربی، دستگیری زنان فعال را بخشی از هجوم گسترده‌تر به مخالفان می‌دانند که احتمالاً واکنشی است نسبت به فشار غرب بر برنامه هسته‌ای ایران


ادامه مطلب
نوشته شده توسط بهاره | لینک ثابت | موضوع:  
یکشنبه سی ام دی 1386 ساعت 10:46
ابراهیم لطف اللهی، دانشجوی رشته حقوق دانشگاه پیام نور سنندج، زیر شکنجه بازجویان اداره اطلاعات سنندج کشته شده است. وی بعد خروج از جلسه امتحان در روز یکشنبه ۱۶ دی ماه ۱۳۸۶ بازداشت و به بازداشتگاه اداره اطلاعات سنندج منتقل شده بود که شب گذشته خبر کشته شدن وی را به اطلاع خانواده اش رساندند. امیری معاون دادستان سنندج و مهدی مولاولی با نام مستعار "هاتفی"، جانشین رئیس اطلاعات سنندج و مسئول گزینش وزارت اطلاعات در استان کردستان، از مسئولین بازجویی این دانشجو بوده اند. شب سه شنبه، ۲۵ دی ماه، به خانواده این دانشجو اطلاع می دهند که پسرشان خودکشی کرده و برای گرفتن جنازه او به گورستان سنندج مراجعه کنند. به دنبال سخنان مسئول مربوطه در ستاد خبری خانواده لطف اللهی به گورستان سنندج مراجعه می کنند تا جنازه را تحویل بگیرند. اما هنگامی که به گورستان مراجعه می کنند به آن ها می گویند: ما جنازه را دفن کردیم و احتیاجی به شما نیست. پس از آن، مسئولین امنیتی برای جلوگیری از پخش این خبر، خانواده ابراهیم لطف الهی را تحت فشار قرار می دهند. با انتشار خبر کشته شدن این دانشجو در شهر سنندج و دانشگاه پیام نور، فضا به شدت متشنج شد و ماموران لباس شخصی در نقاط مختلف شهر سنندج به طرز گسترده ای پراکنده شدند.

خبر نامه اميركبير
نوشته شده توسط بهاره | لینک ثابت | موضوع:  
پنجشنبه بیست و هفتم دی 1386 ساعت 22:18
شيرين عبادي می‌گوید شرایط زنان در ایران بدتر از سال‌های گذشته شده است.

عبادی به خبرنگار روزنامه الپایس چاپ اسپانیا گفته است: دولت احمدی‌نژاد پس‌روی‌های زیادی نسبت به دولت خاتمی داشته است، با این حال جنبش زنان و دانشجویان هم‌چنان به مبارزات خود ادامه می‌دهند.

او در اين مورد كه براي روحانيت ايراني چه روي داده است و شرايط شاخه ميانه رو آن كدام است؟ افزوده است خوشبختانه اصلاح‌طلبان بسياري در صف روحانيون ايراني داريم. من به آيت‌الله صانعي و يوسفي اشكوري اعتقاد دارم. آن‌ها مي‌توانند نقش بسيار مهمي داشته باشند، آن‌ها مي توانند نشان دهند كه دولت درک نادرستی از اسلام دارد.

عبادي درباره انتخابات آتی مجلس هم گفته است: نامزدها از پيش بايد مورد تاييد شوراي نگهبان قرار گيرند و اين شورا صلاحيت هركسي را كه از دولت انتقاد كرده باشد، رد مي‌كند. اين حقوقدان ايراني مي‌گويد كه اين قدرت وتو خارج از قانون اساسي است و در اين شرايط من در انتخابات شرکت نمی کنم.

عبادي در پاسخ به اين سوال خبرنگار الپایس كه تحريم‌ها عليه ايران، دولت را در داخل تقويت مي‌كند و پشتيباني از آن را افزايش مي‌دهد، گفته است احمدي‌نژاد با وعده بهبود شرايط اقتصادي و ارتقاي سطح زندگي به قدرت رسيد، اما مردم هر روز فقيرتر مي‌شوند، هم‌اکنون نرخ تورم تكان‌دهنده و در حدود 20 درصد است.

شيرين عبادی اولين زن در تاريخ دادگستری ايران است که به رياست دادگاه برگزيده شده است. بعد از انقلاب سال 1357 در ایران، عبادی و ديگر قضات زن از مقام قضاوت برکنار شده و به کارهای اداری مشغول شدند. از جمله عبادی منشی همان دادگاهی شد كه روزی رئيس آن بود. بعد از اعتراض قضات زن، آن‌ها را به عنوان كارشناس در دادگستری به خدمت گماردند.شيرين عبادی پس از اخذ پروانه وكالت دفاع از پرونده‌های بسياری را قبول كرد كه تعدادی از آن‌ها پرونده‌های ملی بوده‌اند، مانند وكالت خانوادهٔ قتل‌های زنجيره‌ای (فروهرها)، عزت ابراهيم‌نژاد كه در حمله به كوی دانشگاه کشته شد و زهرا كاظمی عكاس مقيم کانادا كه در ايران به قتل رسيد.تعداد زیادی از پرونده‌های اجتماعی نظير موارد كودک‌آزاری را هم بر عهده گرفته است، مانند آرين گلشنی، كودكی كه بر اثر حضانت جدا از مادرش زندگی می‌كرد و بر اثر شكنجه در خانه نامادريش به قتل رسيده بود. او در زمینه مسائل حقوقی بین المللی ایران نیز فعال است.در سال ۲۰۰۳ شيرين عبادی جايزه صلح نوبل را ادریافت کرد. کمیته جایزه نوبل اعلام کرد که این جایزه به دلیل فعالیت‌های خانم عبادی در زمینه حقوق بشر و ترویج مردم‌سالاری در ایران به ویژه در مورد حقوق زنان و کودکان، به وی اعطا می‌شود.

نوشته شده توسط بهاره | لینک ثابت | موضوع:  

چهارشنبه بیست و ششم دی 1386 ساعت 12:26

منيك زنم

زادگاهم ايران, نژادم آريايي

پوستم سفيد, مويم سياه, بختم سياهتر

من يك زنم

سالهاست كه به جرم زن بودن تحقير ميشوم

سالهاست ضربه هاي تازيانه, بدنم را كبود كرده است

سالهاست به اين تحقير مي انديشم

من يك زنم

جرمم, زدن بودن  

با كوله باري از دردي به درازاي عمر زن, به سنگيني غمهايم

به چشمان دختركم مي نگرم

وقتي موهاي سياهش را از روي پيشاني بلندش پس مي زنم

پوستش سفيد , مويش سياه, بختش؟؟؟

مي انديشم , اما نميخواهم بختش سياهتر!

وقتي به او نرم نرمك راه رفتن مي آموزم

در گوشش اين نجوا را تكرار مي كنم:

”هرگز غروب نخواهم كرد, هرگز

من طلوع را بايد ببينم و طلوع را و طلوع را و طلوع را...

من خود طلوع زندگيم

و هر كس كه غروب مرا مي خواهد

هرگز با حضور من موفق نخواهد شد.”

 

نوشته شده توسط بهاره | لینک ثابت | موضوع:  
چهارشنبه بیست و ششم دی 1386 ساعت 8:46

بر اساس اخبار رسیده ، مرتضی اصلاحچی (دانشجوی فلسفه دانشگاه علامه)، آناهیتا حسینی (دانشجوی دانشگاه تهران)،سروش ثابت (علوم کامپیوتر دانشگاه شریف)، محمد پورعبدالله (مهندسی شیمی دانشگاه تهران)، ساناز اللهیاری (خواهر مهدی اللهیاری)، امین قضایی، سروش دشتسانی و بیتا صمیمی زاد، 9 تن از فعالان دانشجویی دانشگاه های تهران، شب گذشته بازداشت شده اند. با این حال به نظر می رسد، شمار دانشجویان بازداشت شده بیش از 9 نفر باشد.

خانواده این دانشجویان، ضمن اعلام این مطلب" که فرزندانشان از بعدازظهر روز گذشته، به منزل مراجعه نکرده و دستگاه های تلفن همراه آنان خاموش است." نسبت به شرایط آنان ابراز نگرانی کردند.

همچنین خانواده امین قضایی و سروش دشتستانی ، با تأیید خبر بازداشت این دو دانشجو، گفتند که مأموران وزارت اطلاعات، امروز با مراجعه به منزل آنان، اقدام به تفتیش و بازرسی منزل نمودند.

تاکنون از چگونگی بازداشت افراد نامبرده و محل نگهداری آنان اطلاعی در دست نیست. با این وجود به نظر می رسد، کلیه بازداشت شدگان به زندان اوین منتقل شده باشند.

گفتنی است، هم اکنون شمار دانشجویان دربند به حدود 60 تن رسیده است
نوشته شده توسط بهاره | لینک ثابت | موضوع:  
چهارشنبه بیست و ششم دی 1386 ساعت 8:40

نیروهای امنیتی شب گذشته ۱۲فعال دانشجویی را در منزل یکی از دانشجویان دستگیر کردند. بازداشت شدگان همگی ‏به دانشجویان طیف چپ گرایش دارند و خانواده هایشان هنوز اطلاعی از علت بازداشت و مکان نگهداری آنها ‏ندارند.شیوا نظر آهاری، فعال حقوق بشر در گفتگو با روز، پیرامون بازداشت این دانشجویان و آخرین وضع ‏دانشجویان بازداشت شده سخن گفته است. مصاحبه در پی می آید.‏

منابع دانشجویی از بازداشت حداقل ده فعال دانشجویی طیف چپ طی شب گذشته خبر داده اند، آخرین خبری ‏که از این افراد دارید چیست؟

شب گذشته در ادامه برخورد با فعالان دانشجویی طیف چپ، حداقل ۱۰ نفر از سوی نیروهای اطلاعات بازداشت شدند. ‏ظاهرا تمام این دانشجویان در منزل مهدی پورعبدالله بوده و در آنجا هم بازداشت شده اند. امروز هم نیروهای امنیتی به ‏خانه دو دانشجو، به نامهای امین قضایی و سروش دشتستانی رفته اند و آنجا را تفتیش کرده اند. تا این لحظه هم ‏اطلاعی در مورد مکان نگهداری و شرایط آنها در دست نیست.


ادامه مطلب
نوشته شده توسط بهاره | لینک ثابت | موضوع:  
چهارشنبه بیست و ششم دی 1386 ساعت 8:36
کلاسهای عمومی دانشکده های مختلف دانشگاه تهران در ترم آینده برای دانشجویان دختر و پسر بصورت مجزا برگزار خواهد شد.بنا بر اخبار منتشره در نشریات دانشجویی دانشگاه تهران و همچنین نحوه چیدمان کلاسهای عمومی در ترم جدید، کلاسهای مختلط دانشگاه تهران جای خود را به کلاسهای مجزا برای دختران و پسران داده است.گفتنی است از ابتدای ترم جاری نیز سرویسهای دانشگاه تهران بصورت مجزا برقرار بوده است.

نوشته شده توسط بهاره | لینک ثابت | موضوع:  
سه شنبه بیست و پنجم دی 1386 ساعت 11:45
حدود 150 نفر از فعالان جنبش زنان با حضور در نخستین شب منشور، سالگرد آغاز به کار تدوین منشور زنان را گرامی داشتند. این برنامه که قرار بود هفته گذشته و همزمان با 19 دی، سالگرد نخستین جلسه ای که فعالان جنبش زنان گردهم آمدند تا درباره ضرورت داشتن "منشوری از آن خود" گفت و گو کنند برگزار شود و به دلیل بارش برف، سرمای شدید و اعلام تعطیل عمومی به تعویق افتاده بود، دیروز در سالن اجتماعات یکی از مجتمع های مسکونی تهران برگزار شد.

 این مراسم ابتدا زهره معینی، به نمایندگی از گروه هماهنگی منشور زنان، گزارشی از فعالیتهای کمیته های مختلف آن را در سال گذشته ارائه کرد. پس از آن در پانل جنبش زنان و منشور، فریده غیرت با موضوع "گزارش ميزگرد حقوقي: به سوي خانواده جايگزين"، سوسن طهماسبی با موضوع "کمپین یک میلیون امضا"، وحیده مولوی با موضوع "سهمیه بندی جنسیتی در دانشگاهها"، مینو مرتاضی و لیلی فرهاد پور درباره گزارش ميزگرد صلح و  فعاليتهاي گروه "مادران صلح"، فریده ماشینی درباره مشارکت سیاسی زنان و محبوبه عباسقلی زاده درباره کمپین بین المللی علیه سنگسار و کشتن زنان سخنرانی کردند. این پانل با نمایش فیلم "در انتظار سنگسار: داستان مکرمه"، ساخته محبوبه عباسقلی زاده به پایان رسید.

عنوان پانل دوم "مطالعات زنان و منشور" بود که در آن اعظم خاتم به ارائه گزارش نتایج کار گروه تحقیقات محلی منشور پرداخت، پس از آن دکتر شهلا اعزازی درباره اقدامات انجمن جامعه شناسی ایران در سال گذشته، دکتر فاطمه صادقی درباره تحقیقات پیرامون مشارکت سیاسی زنان و سهیلا طهماسبی درباره دستاوردهای گروه محققان مستقل مسائل زنان سخن گفتند.

نخستین شب منشور، با یک شعر کردی و نمایش فیلم "آنچه گذشت..."، کاری از گروه مستند سازی میدان زنان به پایان رسید.

نوشته شده توسط بهاره | لینک ثابت | موضوع:  
سه شنبه بیست و پنجم دی 1386 ساعت 11:26

زینب پیغمبر زاده،سحر رضا زاده و سارا کرمانیان سه دانشجوی دختر دانشگاه تهران هست که در پی تجمع روز 18 آذر، در ایام امتحانات به کمیته انظباطی احضار گردیده اند
نوشته شده توسط بهاره | لینک ثابت | موضوع:  
سه شنبه بیست و پنجم دی 1386 ساعت 11:25
فعال حقوق بشری، مدت 45 روز است که ناپدید گشته و خانواده ی ایشان هیچ خبری از او ندارند.

طبق این گزارش خانم بیتا نقاشان که در روز 13 آذر در تظاهرات دانشجویان طیف چپ در دانشگاه تهران حضور داشته برای آخرین بار توسط یکی از دانشجویان در محوطه ی دانشگاه تهران دیده شده است.او از آن روز به منزل باز نگشته و با اینکه کسی بازداشت شدن او را شاهد نبوده است، اما امکان در بند بودن او فراوان است

نوشته شده توسط بهاره | لینک ثابت | موضوع:  
دوشنبه بیست و چهارم دی 1386 ساعت 8:11

خدیجه مقدم فعال جنبش زنان و عضو کمپین یک میلیون امضا بعد از ظهر 22 دی ماه 1386به پلیس امنیت گیشا احضار شد. او خود در این باره می گوید: « برخی از دوستان و همراهانم در کمپین یک میلیون امضا قصد داشتند برای تسلیت در مورد فوت مادر شوهرم به منزل ما بیایند که بازداشت مریم وجلوه این دیدار را تا به امروز به عقب انداخته بود. امروز حدود ساعت 3بعداز ظهر از پلیس امنیت گیشا با من تماس گرفتند و گفتند حق ندارم جلسه ای برگزار کنم. گفتم مگر تسلیت گفتن جرم است؟ گفتند: بله و مجوز می خواهد . من گفتم در این شهر مادر من و بسیاری از زنان جلسات هفتگی قران در خانه شان برگزار می کنند! گفتند آنها هم باید مجوز بگیرند!

خلاصه موافقت نکردم و آنها هم گفتند احضاریه می فرستیم و درست نیم ساعت بعد برایم احضاریه فرستادند . طبق احضاریه من باید ساعت 4 بعداز ظهر همین روز یعنی یک ساعت پس از ارسال احضاریه در پلیس امنیت گیشا احضار می شدم.آنها 4 مامور را هم در خانه گذاشتند که مانع از ورود مهمانان شوند. من پس از مشورت با وکیلم خانم شیرین عبادی تصمیم گرفتم همان ساعت برای شکایت از پلیس امنیت حاضر شوم و به آنها بگویم که از آنها شکایت می کنم و می خواهم ببینم بر اساس چه قانونی برای من احضاریه می دهند.»


ادامه مطلب
نوشته شده توسط بهاره | لینک ثابت | موضوع:  
یکشنبه بیست و سوم دی 1386 ساعت 9:20
دختر دانشجوي دانشگاه آزاد ميبد به دست يکي از دانشجويان پسر اين دانشگاه به قتل رسيده است.

بنا بر اين گزارش، خانم «م ـ ک» كه دانشجوي دانشگاه آزاد ميبد بوده، از بيست روز پيش ناپديد شده و بلافاصله تلاش براي جستجوي وي آغاز گشته، اما به هيچ نتيجه‌اي نرسيده. تا اين‌که شب گذشته، جنازه دختري در حوالي جاده تفت ـ يزد که خفه و در گودال کوچکي دفن شده بود، توسط عابران کشف شد.

پس از بررسي انجام شده از جنازه، مشخص شد كه جسد با دانشجوي ناپديد شده دانشگاه ميبد مطابقت دارد و هم‌اكنون نيز تحقيقات پليس در اين باره در حال جريان است.

نوشته شده توسط بهاره | لینک ثابت | موضوع:  
شنبه بیست و دوم دی 1386 ساعت 9:53

هایدا خواندار، خواهر هانی خواندار از بازداشت شدگان طرح ارتقا امنیت اجتماعی که مادرش نیز ۱ ماه پیش پس از مراجعه به دادگاه انقلاب بازداشت شده بود، می گوید:” حدود ۱۰ روز پیش مادرم بعد از گذشت ۲ هفته از بازداشتش با منزل تماس گرفت و در حالی که بازجوی پرونده ، نزدیک او حضور داشت، به من توصیه کرد که از رفتن به دادگاه انقلاب و پیگیری شرایط او خودداری کنم.”

 عفت قواعدی، مادر هانی خواندار، همچنین در این تماس به دخترش گفته است، که احتمالا تا چند روز آینده آزاد خواهد شد، با این حال با گذشت یک ماه از دستگیری وی، او همچنان در سلول انفرادی و در بازداشت به سر می برد.

 هانی خواندار، در اواخر فروردین ماه امسال از سوی نیروی انتظامی بازداشت و از سوی دادگاه به اعدام محکوم شد. وی از حدود ۶ ماه پیش هیچ گونه تماسی را با منزل داشته است و طبق اظهارات خانواده اش در بند ( ۲-الف) که تحت نظر اطلاعات سپاه می باشد، نگهداری می شود.

 عفت قواعدی، پیش از بازداشت، بارها از اعمال شکنجه های غیرانسانی بر فرزند خود خبر داده بود. یکی از بازداشت شدگان این طرح، که به همراه هانی خواندار و ۲۸ تن دیگر در لیست محکومین به اعدام قرار داشت، دو هفته پیش به زندان قزل حصار انتقال یافت. او ضمن تایید خبر نگهداری هانی خواندار در بند سپاه، از شکنجه های شدید وارده بر وی خبر داد.

 گفتنی است، دادگاه انقلاب در روزهای اولیه پس از بازداشت عفت قواعدی، اتهام وی را انجام مصاحبه با رسانه های ضد انقلاب ذکر کرده بود ، اما پس از آن، از اعلام اتهام وی به خانواده اش خودداری کرده است.هایدا خوانداربا اشاره به سالخورده بودن مادرش می گوید:” مادرم را بی گناه بازداشت کرده اند، او تحمل حبس انفرادی را ندارد.”لازم به ذکر است، اکثریت بازداشت شدگان مرحله اول طرح ارتقای امنیت اجتماعی، در هفته های گذشته با سپردن قرار وثیقه از زندان آزاد شده اند و سایرین نیز به زندان های قزل حصار و رجایی شهر انتقال یافته اند. با این وجود گفته می شود، حدود ۵ نفر از بازداشت شدگان، کماکان در سلول انفرادی نگهداری می شوند.

 کمیته دانشجویی گزارشگران حقوق بشر

نوشته شده توسط بهاره | لینک ثابت | موضوع:  
شنبه بیست و دوم دی 1386 ساعت 9:48

به نقل از خبر نامه اميركبير

دفتر سازمان عفو بین‌الملل در برلین، روز جمعه یازدهم ژانویه با انتشار بیانیه‌ای از جمهوری ایران خواست حکم سنگسار به عنوان یکی از بدترین شکل‌های اعدام، را از قوانین قضایی خود حذف کند.

 دفتر سازمان عفو بین‌الملل در برلین روز جمعه یازدهم ژانویه با انتشار بیانیه‌ای از جمهوری ایران خواست حکم سنگسار به عنوان یکی از بدترین شکل‌های اعدام، را از قوانین قضایی خود حذف کند.در بیانیه آمده است که دستگاه قضایی جمهوری اسلامی ایران بیش از پنج سال پیش به سازمان عفو بین‌الملل اطمینان داده بود که این قانون در ایران اجرا نمی‌شود. در حالی که  ظرف این مدت موارد متعددی از اجرای حکم سنگسار در ایران، به این سازمان گزارش شده است.در ادامه آمده است: حکم سنگسار برای ” زنا” حالی در ایران اجرا می‌شود که در بسیاری از کشورهای دنیا، اصلا جرم شناخته نمی‌شود. در بسیاری از کشورهای مسلمان نیز با آن به گونه دیگری برخورد می‌شود. بیشتر کسانی که با این حکم اعدام شده‌اند زن بوده‌اند. ایران کشوری است که ارزش شهادت زن در دادگاه به اندازه نیمی از شهادت مرد اعتبار دارد.سازمان عفو بین‌الملل تعهد ایران برای عدم اجرای این قانون راکافی نمی‌داند و خواستار حذف این قانون و قانون “مجازات رابطه جنسی نامشروع ” از سیستم قضایی است.

نوشته شده توسط بهاره | لینک ثابت | موضوع:  
پنجشنبه بیستم دی 1386 ساعت 18:2
شهرزاد نیوز: سیمون دوبوار، فمینیست، فیلسوف و نویسنده‌ی فرانسوی در روز ۹ ژانویه‌ی ۱۹۰۸ در پاریس چشم به جهان گشود. نام کامل او Simone Lucie-Ernestine-Marie-Bertrand de Beauvoir است. او که در خانواده‌ای کاتولیک و مرفه به دنیا آمده و رشد کرده بود، زندگی خود را وقف مبارزه با قید و بندهای مذهبی و نابرابری‌های اجتماعی علیه زنان کرد.


سیمون در سن ۱۷ سالگی به تحصیل دانشگاهی در رشته‌های ریاضیات و ادبیات و در سال ۱۹۲۶ به تحصیل فلسفه در دانشگاه سوربن پرداخت. او یکی از نخستین زنان مدرس در رشته‌ی فلسفه در فرانسه بود. سیمون دوبوار که از طرفداران مکتب اگزیستنسیالیسم بود رمان‌های متعددی از جمله "او آمد و ماند" (۱۹۴۳) و "خون دیگری" (۱۹۴۵) نوشت. به هنگام تحصیل در سوربن، سیمون با ژان پل سارتر شریک آینده‌ی زندگی‌اش آشنا شد. این که تا چه حد این دو از جنبه‌ی فلسفی نظرات یکدیگر را تحت تأثیر قرار دادند، سؤالی است که پاسخ صریحی برای آن وجود ندارد.

کتاب سیمون، به نام جنس دوم که در سال ۱۹۴۹ منتشر شد، شهرتی جهانی یافت. جنس دوم زمانی نوشته شد که در فرانسه دو سوم از زنان بدون دستمزد کار می‌کردند و سرنوشت آنان در دست مردان بود. از ۵۳ دانشگاه در آنزمان، تنها درب ۱۳ دانشگاه به روی زنان باز بود و از ۳۹۲ شغل موجود، زنان تنها امکان دست یافتن به یک سوم از آن مشاغل را داشتند. حتی در آن شغل‌ها نیز مردان در ازای کار برابر، دو برابر زنان حقوق می‌گرفتند. زنانی که سقط جنین می‌کردند به زندان می‌افتادند و این امر به مثابه عملی دشمنانه علیه دولت محسوب می‌شد. سیمون دوبوار از اولین زنانی بود که مبارزه برای حق سقط جنین را آغاز کرد. با وجود تغییرات بسیار از زمان انتشار این کتاب تاکنون، در سطح جهان هنوز زنان به حقوق مساوی با مردان دست نیافته و تبعیض در بسیاری از عرصه‌های اجتماعی به انحاء گوناگون را در سطح جهان متحمل می‌شوند. از این روی، می‌توان ادعا کرد، مباحثی که سیمون دوبوار طرح کرده هنوز موضوعیت خود را از دست نداده‌اند.

تنها مسائل زنان نبود که ذهن سیمون دوبوار را مشغول می‌کرد. او و ژان پل سارتر با سرسختی علیه جنگ الجزایر و ویتنام مبارزه می‌کردند


ادامه مطلب
نوشته شده توسط بهاره | لینک ثابت | موضوع:  

چهارشنبه نوزدهم دی 1386 ساعت 12:17
نوشته شده توسط بهاره | لینک ثابت | موضوع:  
دوشنبه هفدهم دی 1386 ساعت 19:53

گزارشي از تنها انجمن غيردولتي زنان بم
بني‌يعقوب:«اعتياد، افسردگي و چندهمسري مهم‌ترين معضل و درگيري اين روزهاي زنان بمي است.»

اين را مريم جزيني‌زاده مدير انجمن دوستدار كودك شهر بم مي‌گويد; انجمني كه تنها نهاد غيردولتي زنان شهر بم است.

دفتر اين NGO در واقع منزل يكي از زنان زلزله‌زدهء بمي است; زني كه همهء خانواده‌اش را در زلزلهء خونين بم از دست داده است و اين روزها فقط با ديدن زنان درد كشيده‌اي مثل خودش آرامش پيدا مي‌كند. اين خانهء كوچك در نزديكي ارگ قديم بم قرار دارد; منطقه‌اي كه بيش‌ترين آسيب را هم در زلزله ديده است.

روز چهارشنبه زماني كه زنان بمي دور هم جمع شده‌اند تا قرعه‌كشي هفتگي صندوق قرض‌الحسنهء خانگي‌شان را انجام دهند به جمع‌شان مي‌روم. 15 زن بمي دور هم جمع شده و به آرامي با يكديگر صحبت مي‌كنند تا تصميم بگيرند صاحب 50 هزار تومان وام اين هفته‌شان چه كسي باشد.

جزيني‌زاده مي‌گويد: «برگزاري جلسهء صندوق، برنامهء چهارشنبه‌هاي انجمن است كه حدود 50 زن نيز در آن مشاركت دارند معمولا صاحب وام 50 هزار توماني را با قرعه‌كشي انتخاب مي‌كنيم اما گاهي كه زني به اين پول نياز بيش‌تري دارد با مشورت و رضايت با ديگر اعضاي صندوق در اولويت دريافت وام قرار مي‌گيرد.» اين بار هم ظاهرا زني به دليل نيازش در اولويت اين قرعه‌كشي هفتگي قرار گرفته است. ديگر زنان هم پس‌انداز هزار توماني‌شان را به صندوق مي‌پردازند و بعد سرگرم گفت‌وگو با يكديگر مي‌شوند. ديوارهاي سفيد و صورتي خانه با عكس‌هايي از كودكان تزيين شده، در حياط كوچك خانه هم كه چند وقتي نيست كه از بازسازي‌اش مي‌گذرد نخل بلند و زيبايي به چشم مي‌خورد; نخلي كه صاحب‌خانه صغري‌كريم‌زاده با نگاهي عجيب به آن مي‌نگرد: «اين نخل چيزهايي مي‌داند كه من نمي‌دانم.»او زني با قامتي برافراشته و چهره‌اي مصمم است; زني كه شوهر و دو فرزند پسرش را به همراه پدر و مادرش در زلزله بم از دست داده است. اين روزها خانهء كوچكش پذيراي زناني است كه هر روز داوطلبانه بخشي از اوقاتشان را با هم شريك مي‌شوند. روزي با يكديگر آشپزي مي‌كنند و روز ديگر از يكديگر خياطي مي‌آموزند و به قول مدير انجمن، فعاليت‌هاي جمعي را تمرين مي‌كنند و سعي مي‌كنند تا به اين وسيله از غم و اندوهشان بكاهند.


ادامه مطلب
نوشته شده توسط بهاره | لینک ثابت | موضوع:  
دوشنبه هفدهم دی 1386 ساعت 9:46

رحیم بنی یعقوب، برادر زهرا، پزشکی که ساعت هشت ونیم شب شنبه ۲۱ مهرماه درستاد امر به معروف و نهی ‏از منکر همدان به طرز مشکوکی درگذشت، در گفتگو با روز تاکید می کند که تا هنگام مرگ نیز باور نخواهد ‏کرد خواهرش خودکشی کرده باشد. او همچنین از موارد ابهام آمیزی سخن می گوید که ادعای خودکشی را باطل ‏می کند. رحیم معتقد است رییس ستاد امر به معروف و نهی ازمنکر همدان قدرت و ارتباطات زیادی دارد و به ‏همین علت پرونده باید برای بررسی بی طرفانه به تهران بیاید.

رحیم ۳۲ ساله وخواهر ۲۸ ساله اش تنها فرزندان پدری هستند که قبل از انقلاب زندانی سیاسی بود و امروز آزاده ‏محسوب می شود. این گفت وگو را درپی می خوانید


ادامه مطلب
نوشته شده توسط بهاره | لینک ثابت | موضوع:  

دوشنبه هفدهم دی 1386 ساعت 9:43
علی عزیزی، عضو سابق شورای مرکزی انجمن اسلامی دانشگاه امیرکبیر، پس از گذشت 63 روز بازداشت عصر امروز از زندان آزاد شد. علی عزیزی 13 آبان ماه با یورش نیروهای امنیتی به منزل پدریش بازداشت و روانه بند 209 زندان اوین شد. در روزهای ابتدایی بازداشت عزیزی اخبار متعددی مبنی بر ضرب و شتم این فعال دانشجویی حین انتقال به زندان و در مدت بازداشت منتشر شد. به گزارش خبرنامه امیرکبیر دادسرای انقلاب اوایل هفته جاری با تعیین وثیقه برای علی عزیزی، عضو شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت، مقدمات آزادی این دانشجو را فراهم آورد. در حالی که انتظار می رفت با سپردن وثیقه عزیزی روز گذشته آزاد شود، وی امروز از زندان آزاد شد. علی عزیزی از سه هفته پیش از سلول انفرادی به سلول چهار نفره در بند 209 منتقل شد و همان زمان تماس های تلفنی هفته ای یک بار وی با خانواده اش آزاد شد. عزیزی از دو هفته پیش به یکی از اتاق های عمومی بند 209 منتقل شد. عزیزی نایب دبیر سابق انجمن اسلامی امیرکبیر بود و در حال حاضر نایب دبیر دفتر تحکیم وحدت است.
نوشته شده توسط بهاره | لینک ثابت | موضوع:  

یکشنبه شانزدهم دی 1386 ساعت 10:56
نوشته شده توسط بهاره | لینک ثابت | موضوع:  
یکشنبه شانزدهم دی 1386 ساعت 10:38
محمد علی دادخواه، حقوقدان و وکیل مدافع مجید توکلی، احسان منصوری و احمد قصابان، سه دانشجوی دربند دانشگاه امیرکبیر به رادیو فردا می گوید در حالی که قاضی دادگاه عمومی دستور آزادی سه دانشجوی دانشگاه امیرکبیر را صادر کرده است، مسئولین زندان اوین از آزاد کردن آنها خودداری می کنند.آقای دادخواه که به مجتمع قضایی مراجعه کرده ولی موفق به دیدار با رییس دادگاه نشده است، می افزاید: «متاسفانه ریاست دادگاه حضور نداشت و رییس مجتمع قضایی قرار شد با رییس کل دادگستری تهران صحبت کند اما همه دست


ادامه مطلب
نوشته شده توسط بهاره | لینک ثابت | موضوع:  
یکشنبه شانزدهم دی 1386 ساعت 10:17

دردم را به سنگ ميگفتم

شايد كمي دير فهميدم كه نصيحت ها گاهي هم به ضرر آدم هستند. از روزي كه تصميم گرفتم براي حقوق زنان دفاع كنم, يه ريز اين و اون تو گوشم ميخوندن, مواظب باش نگيرنت! به هركسي اعتماد نكن, اول آدمت را از دور سبك سنگين كن بعد برو وارد صحبت شو. خلاصه اين دلسوزي ها بلائي به سرمن آورده بود كه احساس ميكردم هر زني را كه مي بينم يه خبرچينه, همه هول و ترسم هم از اين بود كه مبادا روزي روزگاري دستگير و زنداني بشم.

دستگيري و زنداني شدن برام يه چيزخيلي ترسناكي بود. تا اينكه اون روز, بايد بگم شانس آوردم, با اون زن انتظاميه درگير شدم. اگه درگير نميشدم با پروين و سپيده و فرشته و همة اين دوستاي جديدم كه تو بند نسوان اوين هستن آشنا نميشدم و اگه با اونا آشنا نمي شدم هنوز تو خيالات خودم بودم. الان خيلي هم خوشحالم كه با اون مأمور زن انتظامي درگير شدم. تقصير خودش هم بود, بي خود پيله كرده بود به دوتا دختردانش آموز و هر توهيني كه لايق خودش بود به اون طفلي ها ميگفت. نتونستم جلو خودم را بگيرم سرش داد زدم: اوهوي حق نداري توهين كني, كدوم احمقي به تو حق توهين كردن داده؟ اونم منو به اتهام اهانت به سران نظام دستگير كرد! كارت دانشجوئيم را كه ديد چشاش يه برقي زد و سرش را تكون داد و به بقيه همكاراش نگاه كرد انگارميگفت اوني رو ميخواسته گيرآورده, برا اينكه حسابي ادبم كنند, زود برام پرونده سازي كردن و تحويل اوينم دادن. راستش اولش خيلي ترسيدم و كمي هم جاخوردم اما بعد يه طورديگه اي شدم. روزهاي اول باورم نميشد هرچي بيشتر با زنهاي بند صحبت ميكردم بيشتر افسوس ميخوردم چرا زودتر از اين نمي فهميدم كه باكي طرفم. حرف هاي هركدوم را كه مي شنيدم انگار يه حوض آب يخ روي سرم ميريختند. مثلا همين پروين كه الان داره اون طرف حياط قدم ميزنه, آخرين باري كه زير مشت و لگد شوهرش كه مامور انتظامي بود قرارميگيره ميره گواهي پزشكي قانوني ميگيره تا بتونه طلاقش رو بگيره اما رئيس دادگاه بهش ميگه بايد سه بار كتك خورده باشي و هربار با گواهي پزشك قانوني شكايت كرده باشي, اونوقت ميتوني طلاق بگيري, پروين كه كارد به استخونش رسيده بوده ميگه با هم تفاهم نداريم, قاضي دادگاه باخونسردي ميگه, اگر هفت ماه بگذرد و بازهم ... خلاصه اينقدر اما و اگر گفته بود كه پروين بفهمه سرنوشتش همين كتك خوردنه, و راه گريزي نداره, پروين هم به زور تن نميده و از خونه مياد بيرون, و شوهرش كه مامور انتظاميه براش پرونده ميسازه و ميندازدش زندون.

خلاصه  توهرگوشه بند كه نگاه ميكنم زن هائي رو مي بينم كه فشارهاي قانون اونها رو به بدبختي كشونده. اينا رو  كه ديدم احساس كردم خواب بودم بيدارشدم. احساس كردم گوشم بسته بود باز شد. چشمم تارمي ديد واضح شد, از كارهاي خودم خنده ام گرفته بود, نامه نگاري به مقامات براي تغيير قوانين خشن!! واقعا چه خوش خيال بودم. تازه فهميدم اگه مقامات اينا هستن به اين قوانين كه خودشون اين قوانين رو ساختند. مگه تا حالا كم نامه داديم؟ مگه كم شكايت كرديم؟  حتي در حيطه اين قانون هم براي ما زنان جرم محسوب ميشه  و بلافاصله پرونده سازي عليه مون ميكنند. همونطور كه براي جلوه و مريم  و براي روناك وهانا كردند... هرچه به ديوارهاي بلند زندان و سيم خاردارهاي بالاي اونها نگاه ميكنم به خودم ميگم اوني كه اين ديوارها رو بلند كرده فاصله خودشو با من و بقيه آدماي اين طرف ديوار مشخص كرده, فهميدم تاحالا داشتم دردم را به سنگ ميگفتم. ديروز دادياري زندان صدام كردند, گفتن فردا آزاد ميشم, دارم فكرميكنم ازاينجا كه برم بيرون بايد به فكر اين باشم كه ديگه به سنگ نامه ننويسم. سنگ جلوي پا را بايد از جلو پا پرتابش كرد بيرون . چطوري!؟ الان نميدونم اما به اين بايد فكركنم.

 سپيده سلامي

نوشته شده توسط بهاره | لینک ثابت | موضوع:  
پنجشنبه سیزدهم دی 1386 ساعت 9:54

كانون زنان ايراني: مريم حسين خواه و جلوه جواهري، روزنامه نگار و وب نگار و فعال حوزه زنان ساعت 19:15 عصر امروز-چهارشنبه- از زندان اوين آزاد شدند.

اين دو فعال حقوق زنان كه از حدود دو ماه پيش به خاطر مطالب منتشر شده در سايت ها و روزنامه ها در بند عمومي زندان اوين به سر مي بردند، با ارايه ضمانت نامه بانكي به مبلغ پنج ميليون تومان آزاد شدند.گروهي از فعالان حقوق زنان، اعضاي كمپين يك ميليون امضا و خانواده هاي جلوه و مريم، موقع آزادي آن ها جلوي زندان اوين حضور داشتند.

ما هم به نوبه خود به اين عزيزان تبريك ميگوئيم

انجمن زنان ما باهم برابريم

نوشته شده توسط بهاره | لینک ثابت | موضوع:  
پنجشنبه سیزدهم دی 1386 ساعت 9:50

كانون زنان ايراني: «شايد تا چند روز آينده براي ملاقات حضوري با آيت ا... شاهرودي، رييس قوه قضاييه اقدام كنيم.» رحيم بني يعقوب، برادر دكتر زهرا بني يعقوب اين را مي گويد.

زهرا بني يعقوب، پزشك جواني كه براي انجام طرح پزشكي خود به استان همدان رفته بود،‌حدود دو ماه و نيم پيش با مرگ مشكوكي در بازداشتگاه ستاد امر به معروف و نهي از منكر همدان از دنيا رفت. دكتر زهرا همراه با نامزد خود در روز عيد فطر در پاركي در شهر همدان توسط نيروهاي بسيجي شهر دستگير و با وجود مخالفت پليس به بازداشتگاه منكرات همدان منتقل شده بود.

خانواده دكتر زهرا در روزهاي اخير به ديدار مهدي كروبي، دبير كل حزب اعتماد ملي رفته بودند تا او را هم در جريان دقيق پرونده دكتر زهرا قرار دهند. در اين ديدار خديجه مقدم، از فعالان حقوق بشر در ايران، شهاب ميرزايي، همسر مريم حسين خواه و گوهر بيات، مادر جلوه جواهري هم حضور داشتند. مريم حسين خواه و جلوه جواهري روزنامه نگار و وب نگاراني هستند كه به خاطر نوشته هايشان از حدود يك ماه پيش در بند عمومي زندان اوين به سر مي برند.

خديجه مقدم در باره اين ديدار مي گويد:« از آن جايي كه مسوولان دادگاه همدان تا كنون هيچ پاسخ قانع كننده اي به خانواده دكتر زهرا نداده اند، از كروبي خواستيم تا شخصا اين موضوع را پيگيري كند.»اما شيرين عبادي، يكي از چهار وكيل اين پرونده مي گويد:«هنگام شستن جسد دكتر زهرا بيني و گوش او خونريزي كرده، شخصا با چند نفر دكتر متخصص حرف زدم كه آن ها اين خونريزي را نشانه اي از ضربه مغزي دانستند. بنا بر اين در خواست نبش قبر را ارايه كرديم چون اثر ترك يا شكستگي در جمجمه تا سال هاي بسياري در استخوان باقي مي ماند.»شيرين عبادي افزود:«با وجود مدارك مستدل، خيلي بعيد است كه زهرا خودكشي كرده باشد وبراي رفع هرگونه شبهه، اين پرونده بايد در تهران رسيدگي شود.»


ادامه مطلب
نوشته شده توسط بهاره | لینک ثابت | موضوع:  
چهارشنبه دوازدهم دی 1386 ساعت 8:49
 

تغییر برای برابری، نوشین کشاورزنیا: فریده ماشینی رئیس کمیسیون زنان و فخرالسادات محتشمی پور رئیس شاخه زنان حزب مشارکت درنشستی خبری با تشریح مواضع و برنامه های حزب مشارکت در حوزه زنان به پرسشهای خبرنگاران در خصوص مواضعی که زنان اصلاح طلب و خصوصاً اعضای جبهه مشارکت نسبت به قوانین تبعیض آمیر دارند، پاسخ دادند.این نشست دوشنبه دهم دیماه در محل دفتر جبهه مشارکت انجام شد.در زیر پاسخ های فریده ماشینی را می خوانید:

- همانطور که اطلاع دارید از آغاز به کارکمپین یک میلیون امضا برای تغییر قوانین تبعیض آمیزبیش از یکسال می گذرد. مطالبات مشخص این کمپین که خواسته اکثریت زنان جامعه است و منافع قشرهای مختلف زنان را دربرمی گیرد تغییر قوانین تبعیض آمیز نسبت به زنان است. زنان حزب مشارکت تاکنون برای تغییر قوانین تبعیض آمیز چه اقداماتی انجام داده اند در صورت ورود به مجلس چه برنامه های مشخصی در این زمینه دارند و نگرش مردان حزب نسبت به این مساله چیست؟


ادامه مطلب
نوشته شده توسط بهاره | لینک ثابت | موضوع:  
چهارشنبه دوازدهم دی 1386 ساعت 8:43

می گوید: « من از شهری آمده ام که زنانش با انداختن سه ریگ بر زمین طلاق داده می شوند بی هیچ ثبتی و بی هیچ حق و حقوقی؛ از شهری که دخترانش در سن یازده سالگی به عقد مردانی درمی آیند بسیار بزرگتر از خود و حتی همسر چندم مردانی می شوند که هم سن پدربزگ شان است آن هم به اجبار پدر. از شهری آمده ام که وقتی مردی، برای پنجمین بار زن می گیرد، زن اول بدون هیچ قانون نانوشته ای طلاق داده می شود باز هم بدون هیچ حق و حقوقی.»

تکرار مدام جمله« زنانی که هیچ حقی ندارند» ما را نه به سوی شهر او بلکه به سوی منطقه ای می کشاند که زنان، دختران و کودکان هم از تبعیض های قانونی رنج می برند و هم از تبعیض های عرفی و سنتی.


ادامه مطلب
نوشته شده توسط بهاره | لینک ثابت | موضوع:  
دوشنبه دهم دی 1386 ساعت 8:34

قدم‌ها پيوسته بر زمين فرود مي‌آيند، عقربه‌ها بي‌وقفه به دنبال هم مي‌دوند، التماس‌ها سرانجامي ‌جز بي‌اعتنايي نمي‌يابند. نگاه‌هاي عابران همچون تازيانه‌هايي در هوا مي‌گردند تا بازهم دستفروشي فرياد برآورد براي بقا. تا باز هم سهم يك انسان از تمام عالم را بساطي كوچك شكل دهد. فراموش‌شدگاني كه اميدشان را به دست‌هاي سرد عابران گره مي‌زنند تا شايد اسكناسي بر كف اين دست‌ها، سرخورده و دقيقه‌اي از حياتشان را با طعم غريب شادي پيوند زند. آناني كه گويي زندگيشان، شباهتي عجيب با خيابان‌هاي زير و رو شده شهر را در خود مي‌بيند، در ميان اين فراموش‌شدگان زناني نيز در راه بقا مي‌جنگند.

تنها بساط دستفروشان زن را به هم مي‌زنند

توري‌هاي ميدان رسالت تنها تكيه‌گاه اوست در زمانهء خيانت‌ها تا در پس غبار طرح‌هاي اربابان شهر بساط محقرش را در همسايگي زباله‌هاي ميانه ميدان با خاك آشنا كند. تمام سرمايه‌اش در كيسه‌اي مشكي خلاصه مي‌شود كه چند شلوار دخترانه را در دل خود جاي داده، منظره‌اي كه پاسخ عابران به آن سر‌هايي است كه تكاني مي‌خورند و لب‌هايي كه گزيده مي‌شوند.


ادامه مطلب
نوشته شده توسط بهاره | لینک ثابت | موضوع:  
دوشنبه دهم دی 1386 ساعت 8:18

داشتم به اين فكر ميكردم كه در سالي كه گذشت چكار كرديم و چه شد. من پارسال خودم در حركت هاي دنشجويي شركت كرده بودم و دربرابر  قوانين تبعيض  جنسيتي فعال بودم.البته  تنها من كه نه  خيلي هاي ديگه هم بودند خود شما حتما يكي ا ز اون خيلي ها هستيد نه ؟حالا ببينم و ببينيم كه محصولي هم داشتيم يا ...

در ابتدا جوابم نه بود و لابد شما هم مثل من ! با خودم مي گفتم مگه مشكلي حل شده كه ما زنان هم به خواسته هامون رسيده باشيم و حق و حقوق خودمان را بگيريم؟ اصلا كي به ما حق و حقوقي ميده؟سال به سال دريغ از پارسال  تا ديروز سر حجاب و نوع لباس و اينها بيشتر توي تابستون گير ميدادند الان  بگير و ببندا به زمستون هم كشيده و.. تا ديروز حق حضانت حد اقل نرفته بودتومجلس كه قانوني بشه حالا داره ميشه تا ديروز فعالين زن رو اينهمه در زندانها نگه نميداشتند و اينهمه روشون فشار نبود كه حالا هست وياحداقل تونسته بوديم  دوسه بار يه تجمع اي را ه بيندازيم و خواسته هامون رو بگيم ولي يكساله كه ديگه اصلا اجازه نميدن جايي جمع بشيم و قانوني هم شده خواسته هامون رو بگيم با خودم گفتم خب بدتر شده كه بهتر نشده آيا بهتر نيست سرم را مثل كبك توي برف كنم و سعي كنم نبينم چي داره ميگذره؟  حداقل اينطوري فقط دردهاي خودم  را مي بينم.

مردم نون شب ندارندحتي ديگه مردها هم نمي توانند يك لقمه نون در بيارن و سر سفره بگذارند. حالا ما ميخواهيم بريم بگيم حق اشتغال و حقوق برابر و ... به ما بدهيد؟؟؟ نميگن زن بشين سرجات مرداش كار ندارند توي ضعيفه حالا اومدي و مدعي كار و نان ... شدي ؟!!!

توي همين فكر و خيالها بودم ديدم  ترجيح بند  جواب به همه اين فكروخيالها اين بود ولش كن بابا همينه كه هست ...اينهمه كرديم چي شد كه بعد از اين بشه ... يك دفعه به خودم نهيبي زدم كه هي !كجاي كاري اينهمه داري آيه ياس ميخوني  اينكه خودش كه خودشه خب  هدف ازاينهمه بگير و ببند ها كه همينه كه تو به اين نقطه برسي وخسته بشي و بكشي كنار  حالا هم كه رسيدي, اونيكه برات نقشه ها كشيده بود كه به هدفش رسيده نميخواي كه اين هدف رو درب و داغون كني و عليه اش عمل كني باز ميخواي مثل كبك باشي و دل بعضي ها رو شاد  كني كه به هدفشون رسيدند وتو رو خونه نشين كردند مگه تنها زيان كننده باز خودتي وخودمون نيستيم

ديدم اينطور كه نميشه كاري نتيجه نده حتما كه ميده و من توباغش نيستم با خودم گفتم بيا روي يك ورق بنويسيم كه چي از دست داديم و يك طرف ديگه كاغذ بنويسيم چي  بدست آورديم. خب همه از دست رفتنها روكه  رديف كردم حالا بيام روي چيزيهايي كه بدست آورديم و شروع كردم به نوشتن و نوشتن

باديدن طرف دوم كاغذ كمي قوت قلب گرفتم.  از اينكه حرفمون رو ميزنيم و ساكت نيستيم اينكه ما در هر صحنه اي هستيم از دانشگاه گرفته و كارخونه ها  و .. اينكه امضاء گيري مون هنوز ادامه داره و پشتوانه كارمونه اينكه  زبان اعتراض رو ياد گرفتيم و اينكه تا خودمون دست بكار نشيم هيچكس به فكر ما نيست واينكه اتفاقا اين بگير و ببند ها و محدوديت ها نشان زنده بودن جنبش ماست نه ضعف ما ,ديدم چقدر حرف و چقدر پيشرفت كه  خودمون هم متوجه اون نيستيم همين كه در همه جا هستيم و خواسته هامون بالادستهاست اينها رو با قبل كه مقايسه ميكنم ميبينم برخلاف چند ساعت قبلم كه ياس و نااميدي غلبه كرده بود ديگه چشم انداز را خيلي روشن مي بينم خيلي روشن ترازاونچه ميشه تصور كرد  ديگه مثل اوائل ضعيف نيستيم كه هر چه ميخواهند به ما زور بگندوما بالاترين هزينه ها را داديم وخواهيم داد مهم اينه كه تسليم قوانين و اجبارات مردسالار و تبعيض آميز نشديم. الان با افتخار عكس كساني را بدست ميگيريم كه بخاطر اعتراضاتشان و ايستادگي شان در زندان هستند. حالا يك آن تصور كن كه اگر نبوديم چه ميشد؟

هستم اگر ميروم گر نروم نيستم...

بله , ما هستيم وبايد در همه جا حضور داشته باشيم اين خود به سرانجام رسيدن خواسته ها ي بحق مان است .

پس اين تلاشها و فعاليت ها روزي به ثمرنهايي خود ميرسد. شايد نتوانيم بلافاصله نتيجه آنرا ببينيم و حقمان را بگيريم اما پايه هاي يك جامعه برابر و آزاد و آري از هر گونه تبعيض  را خشت به خشت ما روي هم ميچينيم تا به بلوغ برسد و “چشم انداز خيلي روشن است“هزينه آنرا هرچه هست بايد پذيرا بود و ياس و نااميدي را ازخود زدود.

اكنون بايد دست در دست هم بگذاريم و همه جا آوا سر دهيم آواي برابري...

سپيده سلامي

 

نوشته شده توسط بهاره | لینک ثابت | موضوع:  

یکشنبه نهم دی 1386 ساعت 8:42
 

یکی از عکس های تجمع ۲۲ خرداد در میدان هفت تیر در ذهن ها ماند. همان زنی که انگشت اشاره اش را به سمت یکی از نیروهای پلیس نشانه گرفته بود و با او صحبت می کرد.

 معصومه ضیاء از دستگیر شدگان تجمع ۲۲ خرداد همان زن جوان در عکس است که آن روز می خواست به پلیس بفهماند که کارشان نه تنها غیر قانونی نیست بلکه اینگونه سزاوار ناسزا و برخورد خشونت آمیز نیز نیست. معصومه ضیاء ۲۲ خرداد سال ۸۵ در تجمعی اعتراضی زنان نسبت به قوانین تبعیض آمیز در میدان هفت تیر دستگیر شد و یک هفته در بند ۲۰۹ زندان اوین به سر برد.

 یک سال حبس تعزیری رایی است که تا کنون دادگاه برای این فعال جنبش زنان صادر کرده است و به همین زودی ها دادگاه نتیجه تجدید نظر را اعلام می کند. اما معصومه ضیاء نسبت به رای نهایی دادگاه موضع خاص خودش را دارد: “برایم فرقی نمی کند. نتیجه هرچه باشد من در راه فعالیت اجتماعی برای زنان مصمم تر شده ام.”

 


ادامه مطلب
نوشته شده توسط بهاره | لینک ثابت | موضوع:  

شنبه هشتم دی 1386 ساعت 9:10
نوشته شده توسط بهاره | لینک ثابت | موضوع:  
پنجشنبه ششم دی 1386 ساعت 8:42
کانون زنان ایرانی: برای آزادی جلوه جواهری و مریم حسین خواه، فعالان حقوق زنان که بیش از یک ماه است زندانی هستند مراسم آش پزان نذری و دعا برای آزادی شان برگزار شد.گوهر بیات؛مادر جلوه که از جمله بانی های برگزاری این مراسم و پختن آش آزادی بوده با همان آرامش همیشگی اش در جمع میهمانان سخن می گوید:"هرچه به دادگاه و دادستانی مراجعه کردم به خواسته ام توجهی نشد حالا دست به دامن حضرت زهرا و ائمه شده ام و دعا می کنم زندانیانی که بی گناه ه دربند شده اند هرچه زودتر آزاد شوند."
نوشته شده توسط بهاره | لینک ثابت | موضوع:  
پنجشنبه ششم دی 1386 ساعت 8:39

در ضلع غربی میدان ولی عصر هیاهوی عجیبی برپاست جایی که خودرو ماموران گشت ارشاد با ماموران همیشگی اش دو خانم و سه مرد بلند قامت درآن از زمان اجرای طرح امنیت اجتماعی جا خوش کرده است .از میان این هیاهو یک صدا بیشتر به گوش میرسد:"...ولش کنید ،اون مریضه."

زن با صدای بلند التماس می کرد . اما ماموران دخترک 16_ 17 ساله اش را به جرم پوشیدن پوتین زمستانی داخل ماشین انداخته اند و تحت هیچ شرایطی نیز حاضر به خروج او نیستند.

...زنی مبان سال بارویی گندمی و مانتو و شلوار سیاه و روسری قرمز.

زن بیشتر التماس می کرد و مردم که نظاره گر این جریان بودند فریاد« ولش کنید» را سر می دادند.

زن که دید حریف ماموران نمی شود خواست همراه دخترش به کلانتری برود.

تلاش کرد از در خودرو وارد شود که ماموران مرد بلافاصله او را به عقب هل دادند و در را با شدت هرچه تمام بستند. حالا دیگر مردم آرام نبودند . از میان جمع زنی فریاد زد:« اگر این عدالت است نمی خواهیم.»

مردی نیز گفت:«در برابرحق ات دفاع کن.»

زن آرام و قرار نداشت فریاد می زد و نمی گذاشت ماموران دخترش را به کلانتری ببرند. هر چه بیشتر مقاومت می کرد ، ماموران با زور بیشتری او را از اطراف خودرو دورمی کردند. یکی از ماموران زن ، با شدت زن را به میله های اطراف میدان کوبید، روسری از سر زن برداشته شد. حالا او فقط گریه می کرد.

زن با مامور زن گشت ارشاد دست به یقه شد. در این میان یکی از ماموران مرد نیز بی کار ننشست و به کمک همکارش آمد . زن را به عقب پرت کرد و همکارش را نیز سوار خودرو کرد.

و خودرو آماده حرکت شد. اما این پایان ماجرا نبود . زن با دستان باز ، خودش را به جلوی خودرو انداخت و اجازه حرکت نمی داد.

حالا دیگرعلاوه بر پیاده ها ، سواره های ضلع غربی میدان ولی عصر نیز با بوق ماشین هایشان خواهان پایان ماجرا بودند.

تعدادی از مردان به یاری زن شتافتند و تلاش کردند خودرو را متوقف کنند ، اما نمی شد.مردم که نظاره گر این ماجرا بودند عملکرد نیروی انتظامی با این زن را با «هو» جواب دادند.

"بیشتر مردها می ترسند و نمی توانند دخالت کنند" این جمله را مرد میانسالی که کنار من ایستاده بود و نظاره گر ماجرا ، گفت.

حالا دیگر نرده های ضلع غربی میدان ولیعصرنیزگویا مانع رسیدن زن به دخترش شده بود.دختر سواره و زن در تلاش برای رسیدن به او.

چند زن از آن طرف خیابان وارد جریان شدند و زن را از جلوی خودرو کنار کشیدند.

زن دیگر نیرویی در بدن نداشت . رنگ صورتش نیز هم رنگ روسری اش ، سفید شده بود. از میان زنانی که او را از جلو خودرو کنار کشیده بودن،د کسی می گفت :«زن دچار طپش قلب شده است.»

او را به یک خودرو تکیه دادند و اما این خودرو نیروی انتظامی بود که مغرورانه از فتح صاحبان اش با چراغ های قرمز و بوق زنان به آنان که نظاره گر بودند ، فخر می فروخت و می رفت تا سرنوشت نا معلومی را برای دختر بیمار و دیگر سرنشینان باز داشت شده در پیچ و خم راهرو های سرد کلانتری ها، رقم زند.

غروب پنجم دی ماه سال 86 برای آنان که رهگذر میدان ولی عصربوده اند هرگز فراموش نمی شود.

سرما سوز عجیبی دارد،بیشتر مردم در خیابان ها صورت خود را زیر شال و یقه های پالتو و بارانی خود پنهان کرده اند.سرما شوخی بردار نیست ویروس جدید سرما خوردگی در بین مردم شایع شده است.( اخیرا آنفلوانزای مرغی نیز در بین پرندگان رواج یافته هرچند که وزارت بهداشت آنرا تکذیب می کند.)

ساعت 20 دقیقه از 19 گذشته است و این میدان ولی عصر است که زیر گذر عابران بی نام و نشان می گذراند شب را ،روز را و هنوز را.


نوشته شده توسط بهاره | لینک ثابت | موضوع:  

سه شنبه چهارم دی 1386 ساعت 20:26
نوشته شده توسط بهاره | لینک ثابت | موضوع:  
سه شنبه چهارم دی 1386 ساعت 10:3
سایت كانون زنان ايراني : در شلوغي و همهمه سالن داخلي دادگاه انقلاب آواهايي مكرر تكرار مي شود:« هنوز تفهيم اتهام نشده‌ايم. جرم فرزندان ما چيست. مگر نوشتن هم جرم است. چرا كسي پاسخ نمي دهد. اين وثيقه هاي سنگين در توان مالي ما نيست.»

داخل سالن كه مي‌شوي چهره‌ها يك به يك آشنا مي شوند. عده‌اي موضوع دستگيري دانشجويان را پيگيري مي‌كنند. خانواده فعالان جنبش كارگري دم باجه ديگري ايستاده اند و از آدمهاي پشت گيشه مي پرسند كه بايد اين موضوع دستگيري اخير پارك چيتگر را از كجا پيگيري كنند. فعالان جنبش زنان نيز عده اي در داخل سالن و گروهي هم در مقابل دادگاه انقلاب حكم دو فعال زن در بند را پگيري مي كنند.

عده اي ديگر هم مات و مبهوت اند و مشخص است ورود به فضاي يك دادگاه و پيگيري هاي قضايي حسابي گيجشان كرده‌است.

در حدود 50 دانشجو طي روزها 12 تا 18 آذر دستگير و به زندان اوين منتقل شدند. البته خيلي از خانواده‌ها نيز درباره اينكه آيا فرزندان‌شان در اوين‌اند يا نه هنوز مطمئن نيستند.

شب گذشته خانواده دانشجويان دربند يلدا را در مقابل اوين برگزار كردند تا اينكه دست كم در فاصله نزديكي با فرزندانشان اين شب ملي را جشن بگيرند. اما نيروهاي امنيتي اين اقدامها را غيرقانوني و براي آينده پرونده فرزندانشان دشوار خواندند.

دادگاه انقلاب اين روزها شلوغ است. در شلوغي‌اش از هر قشري و فعالان هر جنبشي افرادي ديده مي‌شوند . افرادي كه مدام سوال‌هاي تكراري مي‌پرسند و در تلاش اند تا راه به جايي ببرند اما در مقابل گيشه‌هاي پاسخگويي مات مي‌شوند و ناخودآگاه افراد پراكنده در اين سو و آن سوي سالن به هم مي پيوندند تا از تنهايي سالن دادگاه انقلاب رها شوند. خانواده دانشجويان از خانوده كارگران مي پرسند و خانوداه معلمان دربند هم احوال پرس فعالان جنبش زنان اند.

حدود سي نفر از خانواده فعالان دانشجويي داخل سالن اين سو آن سو در حال حركتند. يكي بعد از 18 روز بي خبري از فرزندش توانسته يك دقيقه با دخترش صحبت كند و كلي هم خوشحال است و ديگري يكي ، دو هفته است كه با پسرش صحبت نكرده است.


ادامه مطلب
نوشته شده توسط بهاره | لینک ثابت | موضوع:  
شنبه یکم دی 1386 ساعت 11:20
 

قصه پر غصه زنان اوين / جلوه جواهریاين‌جا بند نسوان اوين است، با بيش از هزار و يك قصه، قصه‌هايي تو در تو كه در هزار توي هر بند و سلول در هم مي‌آميزند و دوباره تكرار مي‌شوند. قصه‌هاي واقعي از زندگي زناني كه وقتي مي‌فهمند براي نوشتن و گفتن از حقوق زنان،بازداشت شده‌ همهء وجودشان همدردي مي‌شود. اين‌جا در بند نسوان زندان اوين براي گفتن از خواسته‌هايمان نيازي به مثال آوردن نيست. زندگي‌هاي از هم پاشيدهء ساكنان اوين خود گواه روشني بر ناعادلانه بودن برخي از قوانين است. بسياري از زنان به زندان افتاده‌اند فقط و فقط براي اين كه حق طلاق نداشتند. آري، مقصر بسياري از موارد همسركشي در ميان ساكنان بند نسوان، نداشتن حق طلاق است و بن‌بست‌هايي كه جامعه و گاه قوانين برايشان ايجاد كرده‌اند.

زني خسته، مرا به مددكاري مي‌برد و در راه كوتاه‌مان به فغان و ناله در مي‌آيد كه به دليل قتل همسرش به اين‌جا آمده.«فرشته» همسر چهارم شوهرش بوده است.شوهري كه او را هميشه زير مشت و لگد، مي‌گرفته است. فرشته مي‌گويد: «از آن وضع ديگر خسته شده بودم و درخواست طلاق دادم»، اما شوهرش در پاسخ به اين درخواست، با قساوت بيش‌تري و را زير حملات مشت و لگد مي‌گيرد و زن تنها از خود دفاع مي‌كند، دفاعي كه به مرگ شوهر مي‌انجامد. حال سرنوشت فرشته، بودن در هزار توي قصه‌هاي اين‌جاست. زهرا به همراه دختران و پسرش، همسر خود را كشته است و همراه آن‌ها راهي زندان شده. زهرا و دخترانش زندان را آسايشگاه بهتري از خانه مي‌دانند كه در جهنم خانه، به سرنوشتي نامعلوم گرفتار شده بودند. زهرا مي‌گويد حالا مي‌تواند لحظه‌اي آرام باشد و حتي به زندگي خود و فرزندانش ذره‌اي اميدوار. مي‌گويد حتي اگر از پيش او فرار هم مي‌كرديم به دنبال ما مي‌آمد و تك تك ما را مي‌كشت. همه راه‌ها را امتحان كرده بودند و درمانده در كنار قوانيني كه هيچ راه‌حلي براي آنان نداشت و آن‌ها در اوج نااميدي به تنها چاره يعني مرگ او رسيده بودند. تنها مرگ او مي‌توانست نجات‌بخش آنان باشد.....

 


ادامه مطلب
نوشته شده توسط بهاره | لینک ثابت | موضوع:  
شنبه یکم دی 1386 ساعت 11:18


کانون زنان ایرانی: دادگاه نوشین احمدی خراسانی ،فعال جنبش زنان ،چهارشنبه گذشته در شعبه امنیت دادگاه انقلاب به منظور رسیدگی به پرونده 13 اسفند او برگزار شد.نسرین ستوده,یکی از وکلای نوشین احمدی خراسانی با اعلام این خبر می گوید:" قاضی شعبه سیزدهم دادگاه انقلاب بیست و هشتم آذر به پرونده نوشین احمدی خراسانی رسیدگی کرد."

این جلسه رسیدگی به پرونده 13 اسفند بود.همان روزی که 33 فعال جنبش زنان مقابل دادگاه انقلاب به نشانه حمایت از پنج تن از دوستان شان که روز دادگاه شان بود جمع شدند اما با خشونت پلیس مواجه شدند.ستوده می گوید:"شیرین عبادی و لیلا علی کرمی و من وکلای نوشین احمدی هستیم و محتوای دفاعیات ما هم بر این اساس بود که جمع شدن دوستان و آشنایان متهم پشت در دادگاه امری طبیعی است چرا که آنها می خواهند از نتیجه با خبر شوند.این زنان نیز نگران دوستان شان بودند. اما بر خلاف انتظار با خشونت پلیس مواجه شدند ."به گفته ستوده حتی اگر حضور این 33 زن مقابل دادگاه انقلاب با قصد قبلی و برگزاری تجمع هم بوده باشد باز هم به استناد اصل 27 قانون اساسی این عمل قانونی است."نوشین احمدی خراسانی به تمرد ازفرمان پلیس ، اخلال در نظم عمومی و اقدام علیه امنیت داخلی متهم شده است اما ستوده امیدوار است که با توجه به دفاعیات انجام شده این فعال زن از این اتهام ها تبرئه شود.

نوشته شده توسط بهاره | لینک ثابت | موضوع: