تبليغاتX
ما با هم برابریم
سه شنبه سی ام بهمن 1386 ساعت 11:22

انوشه آزادبر، دانشجوی دانشگاه تهران، که ۱۱ آذرماه در منزل خود بازداشت و به مدت ۱ ماه در زندان اوین به سر برده بود، در اقدامی کم سابقه هفته گذشته مجددا بازداشت شد.

 

انوشه آزادبر، دانشجوی چپگرای دانشگاه تهران، پیش از برگزاری تجمع دانشجویان این طیف بازداشت شده بود و چندی پیش با قرار وثیقه از زندان آزاد شد. اما در هفته گذشته به بهانه عدم کافی بودن وثیقه دوباره به زندان بازگردانده شد. 

اخبار رسیده همچنین حاکی از آن است که قرار بازداشت موقت مهدی اللهیاری دانشجوی دانشگاه شریف نیز پس از ۷۰ روز بازداشت موقت دوباره تمدید شده است. همچنین با گذشت ۱ ماه از بازداشت آناهیتا حسینی، دانشجوی دانشگاه تهران، و بیتا صمیمی زاد، دانشجوی دانشگاه پلی تکنیک، همچنان خبری مبنی بر آزادی و یا تبدیل قرار این دو دانشجو منتشر نشده است.

 آناهیتا حسینی و بیتا صمیمی زاد ۲۴ دیماه در جریان بازداشت تعدادی از دانشجویان طیف چپ بازداشت شدند. بنا بر گزارش وبلاگ های خبری که اخبار مربوط به دانشجویان طیف چپ را پوشش می دهند، آناهیتا حسینی در تماس تلفنی با منزل از نگهداری خود در زندان اوین به همراه بیتا صمیمی خبر داده است.

نوشته شده توسط بهاره | لینک ثابت | موضوع:  
سه شنبه سی ام بهمن 1386 ساعت 11:4
محمد سعيد جبل عاملي رئیس دانشگاه علم و صنعت ایران در گفتگو با ایسنا از مشکلات مالی دانشگاه و كسري 5/2 ميليارد توماني بودجه دانشگاه در بخش امور جاري و تجهيزات گفت و با اشاره به مشكل كمبود خوابگاه دانشگاه به ويژه در بخش تحصيلات تكميلي دانشجويان دختر،‌ گفت: دانشگاه در حال حاضر براي خريد يا اجاره خوابگاه و يا رفع مشكل خوابگاهي خود نيازمند 3 ميليارد تومان اعتبار است و با وجود پيگيري‌هاي انجام گرفته هنوز نتيجه‌اي دريافت نكرده‌ايم.

وي افزود: در صورتي كه مشكل خوابگاهي دانشگاه حل نشود دانشگاه نمي‌تواند براي سال آينده در بخش تحصيلات تكميلي دانشجوي دختر جذب كند.

اینکه چرا ایشان جمله:"به ویژه در بخش تحصیلات تکمیلی دانشجویان دختر" را به کار برده اند جای تعجب دارد. دانشجویان علم و صنعت می دانند که دانشجویان تحصیلات تکمیلی و کارشناسی در کنار هم و در یک خوابگاه ساکن هستند. پسران دانشجو هم همچنین. اینکه ایشان از کمبود بودجه دانشگاه نتیجه گرفته اند یا بهتر بگویم "تصمیم گرفته اند" که سال آینده دانشجوی دختر تحصیلات تکمیلی نگیرند گام بعدی محافظه کاران و مسئولان پدرسالار کشور را به خوبی نمایان می کند. ایشان می دانند که کمبود خوابگاه و بودجه بی سابقه نبوده ولی معمول این است که مسئولان دانشگاه در فرم انتخاب رشته اعلام می کنند که دانشگاه توانایی فراهم کردن خوابگاه را ندارد تا داشجویان خود تصمیم بگیرند آن دانشگاه را انتخاب کنند و خود مسئول تامین مسکن باشند یا اینکه دور آن دانشگاه را خط بکشند .ولی اینکه ایشان از ابتدا اعلام کنند دانشجوی دختر نخواهیم گرفت چون نمی توانیم برایش خوابگاه تهیه کنیم غیر قابل درک و تنها نشانه رویه زن ستیز آغاز شده در وزارت علوم و همزمان با دیگر نهادها و سازمانهای دولتی دولت احمدی نژاد است

نوشته شده توسط بهاره | لینک ثابت | موضوع:  

سه شنبه سی ام بهمن 1386 ساعت 10:52

نوشته شده توسط بهاره | لینک ثابت | موضوع:  
سه شنبه سی ام بهمن 1386 ساعت 10:49

 

ماهنامه زنان به مدير مسئولي شهلا شركت كه به مدت 16 سال در ايران منتشر مي شده با تصميم هيات نظارت بر مطبوعات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي لغو امتياز شد.

دليل لغو مجوز ماهنامه زنان را “درج مطالب و اخبار به گونه اي که موجب سلب امنيت رواني جامعه ، به مخاطره انداختن سلامت روحي، فکري و رواني و القاي اين که در جامعه امنيت وجود ندارد، و سياه نمايي وضعيت زنان در جمهوري اسلامي” اعلام كرده اند .

در صورتي كه اين مجله نقش بسيار قابل توجهي در انعکاس تلاشهاي برابري خواهانه زنان كشور در سالهاي گذشته داشته است  و خود نيز همواره به عنوان يک رسانه جريان ساز مطرح بوده است.

انجمن ما با هم برابريم ضمن اعتراض به دولت – مردان براي صادر كردن  اين حكم نا عادلانه خواستار لغو سريع  آن ميباشد واز تمامي دوستان مطبوعاتي به ويژه كساني كه در جهت برابري حقوق زنان فعاليت مي كنند ميخواهد,كه سكوت را بشكنند و خواستار لغوهرچه سريعتر اين حكم (عليه برابري) بشوند .

انجمن ما با هم برابريم-    بهمن ماه86

 

نوشته شده توسط بهاره | لینک ثابت | موضوع:  
دوشنبه بیست و نهم بهمن 1386 ساعت 14:58

چند وقت پيش بود يه خبري خوندم كه اين چند وقته خيلي بهش فكر كردم. اجازه بديد خلاصه اي از اون خبر رو هم براي شما بگم: ” تشكل هاي غير دولتي حلال معضلات زنان است و از اين تشكل ها به عنوان بخش ارزشمندي از پيكره جامعه در ترميم جراحات اجتماعي و فرهنگي بايد بهره گرفته شود. ”

فكر مي كنيد اين ايرادي داره؟! فكر كنم نداشته باشه! اصلا در تمام جوامع, اين يك نرم عاديه كه تشكل هاي غيردولتي وجود داره, زنان هم مثل بقيه. – البته بگذريم از اينكه جراحات زنان در ايران فراتر از ... – ولي حرف اينجاست كه چرا چيزي رو كه حتي در قانون اساسي هم هست اجرا نمي شه؟!

اين چند تا تشكل هم كه وجود داره و مي خوان فعاليت كنن كه جلوش گرفته مي شه! هر روز هم كه شاهد دستگيري يك تعداد از فعالين هستيم و يا جلوي فعاليت اعضاي اين تشكل ها گرفته مي شه.با خودم فكر كردم

همين چند تا روهم  بذارن كار كنن , شكل گيري تشكل هاي جديد پيش كش.

ولي البته كه نمي تونيم و نبايد به اميد كس ديگري باشيم و فكر كنيم كه همه چيز انشاء الله به نفع ما عوض مي شه.

بايد كه خودمون قدم به قدم پيش بريم – البته با سرعت – تا بتونيم به چيزي كه مي خواهيم برسيم.

ما موقعيتهاي زيادي داشتيم كه با پراكنده كاري از دست داديم. ولي قرار نيست كه بنشينيم و حسرت روزهاي از دست رفته رو بخوريم  .بقول معروف گفتني ماهي رو هر وقت از آب بگيريي.... ما يك روز بزرگ در پيش داريم ( 8 مارس ) كه ميتونيم وبايد در كنار هم باشيم و نبايد از دستش بديم و ميتونيم دوباره زنده شيم و زنده كنيم

آري, آري اكنون زمان تبديل ولوله روشن به سرودي روشن است.

زلال یوسفی

نوشته شده توسط بهاره | لینک ثابت | موضوع:  
یکشنبه بیست و هشتم بهمن 1386 ساعت 22:56
دو زن در ایران به مرگ با سنگ محکوم شده‌اند. این دو در پی شکایت همسر یکی از آنان به مراجع انتظامی در تاریخ ۱۱ بهمن ۱۳۸۵ توسط مأموران کلانتری فردیس کرج در منزلشان دستگیر و در برابر دیدگان فرزند خردسال یکی از این دو مورد ضرب و شتم قرار گرفتند.

جراحات وارده ناشی از این ضرب و شتم به گفته خود متهمین در نهاد مربوطه (سازمان مبارزه با مفاسد اجتماعی) ثبت گردیده است.

 در محاکمه توسط دادگاه بدوی جرم متهمین رابطه نامشروع تشخیص داده شده و آنان توسط شعبه ۱۲۸ عمومی فردیس کرج به ۹۹ ضربه شلاق محکوم شده‌اند. بنا به نظر قاضی پرونده حکم در سالن دادسرا و توسط مأموران مرد اجرا شده است.پس از شش ماه متهمین مجدداً در شعبه ۸۰ دادگاه کیفری استان تهران مستقر در شهرستان کرج محاکمه و در تاریخ ۸۶/۵/۱۵ به سنگسار(اعدام با سنگ) محکوم شده‌اند.

 

نوشته شده توسط بهاره | لینک ثابت | موضوع:  
یکشنبه بیست و هشتم بهمن 1386 ساعت 22:50
پرونده پدرى که با انگيزه ناموسى دختر خود را با همدستى مردى ديگر سنگسار کرده است در دادسراى عمومى زاهدان به جريان افتاد.

به گزارش خبرنگار ما چند روز قبل زن جوانى در حالى که به سر و صورت خود مى کوبيد و به شدت گريه مى کرد نزد ماموران انتظامى زاهدان مراجعه کرد و از قتل دخترش خبر داد.

او گفت؛ شوهرم به نام شريف مردى بدبين و بداخلاق است که با من و دخترم بدرفتارى مى کرد و در اين ميان سميه - فرزند 14 ساله ام - بيش از همه از سوى شريف مورد آزار قرار مى گرفت تا اينکه بالاخره همسرم او را به بهانه يى از خانه خارج کرد و به محل نامعلومى برد و پس از آن ديگر نه او به منزل بازگشت و نه خبرى از سميه شد.

وى افزود؛ شريف به دخترم مشکوک بود و تصور مى کرد او با مردى رابطه دارد. او چندين بار سميه را تهديد به مرگ کرده بود و روز حادثه نيز به شدت خشمگين بود و تصور مى کنم بلايى سر فرزندم آورده باشد.

پس از اظهارات اين زن بلافاصله ماموران تحقيقات ويژه يى را براى يافتن شريف و افشاى سرنوشت دختر نوجوان آغاز کردند. آنان با رديابى هاى گسترده توانستند پس از گذشت 24 ساعت پدر سميه را شناسايى و دستگير کنند.

اين متهم که در بازجويى هاى اوليه سکوت اختيار کرده و حاضر به صحبت کردن درباره سرنوشت دخترش نبود، سرانجام در جريان بازجويى هاى فنى - پليسى لب به اعتراف گشود و طى اظهارات تکان دهنده، نحوه قتل سميه را تشريح کرد.

شريف گفت؛ من از چندى پيش متوجه شدم دختر 14 ساله ام رفتارهاى مشکوکى دارد. ابتدا سعى کردم با آرامش با موضوع برخورد کنم و با تحقيقاتى که انجام مى دهم بفهمم سميه چرا چنين کارهايى انجام مى دهد. او بى دليل از خانه بيرون مى رفت و وقتى ديرهنگام بازمى گشت توضيح قانع کننده يى نمى داد. بالاخره تاب نياوردم و با او دعوا کردم ولى اين کار نيز فايده نداشت چون فرزندم مرا متهم به بدبينى مى کرد و مى گفت هيچ کار خلافى انجام نداده است. پس از گذشت مدتى به تدريج به اين يقين رسيدم که سميه با مردى رابطه دارد. آبرويم را از دست رفته مى ديدم و تحمل چنين شرايطى و برگزيدن سکوت برايم مرگ آور بود. بنابراين تصميم گرفتم سميه را بکشم و خودم را از اين ننگ نجات دهم. در اين ميان بايد شيوه يى را براى کشتن دخترم انتخاب مى کردم که او به سزاى واقعى کارى که انجام داده بود برسد. بالاخره مصمم شدم وى را سنگسار کنم اما از آنجا که به تنهايى از عهده اين کار برنمى آمدم از يکى از دوستانم به نام غفور خواستم به من کمک کند و وقتى از مشکلم مطلع شد پذيرفت مرا در کشتن سميه که لکه ننگى در خانواده بود يارى دهد. غفور چند نفر ديگر را نيز با خبر کرد و محل و زمان اجراى نقشه تعيين شد.

متهم به قتل گفت؛ روز حادثه دخترم را به زور از خانه خارج کردم و به سمت ارتفاعات هلور کشاندم. او در تمام طول مسير وحشت زده بود و با اينکه مى دانست عاقبت خوشى در انتظارش نخواهد بود اما مطمئن نبود که چه مجازاتى را براى وى در نظر گرفته ام. پس از آنکه به محل مورد نظر رسيديم دخترم را روى زمين انداختم و سنگسار او را شروع کرديم. سميه مرتب جيغ مى کشيد و با خواهش و التماس تلاش مى کرد جانش را نجات دهد اما من براى دست يافتن دوباره به آبرويم و داشتن زندگى شرافتمندانه چاره يى جز کشتن او نداشتم و پس از قتل فرار کردم.

پس از اعترافات تکان دهنده متهم به قتل، ماموران تحقيقات خود را پى گرفتند و ضمن کشف جسد دختر 14 ساله موفق شدند غفور را نيز بازداشت کنند. با اعترافات دومين متهم، پرونده در اختيار مراجع قضايى قرار گرفت و هم اکنون با آغاز تحقيقات مقدماتى شريف و غفور در بازداشت به سر مى برند.


نوشته شده توسط بهاره | لینک ثابت | موضوع:  

شنبه بیست و هفتم بهمن 1386 ساعت 23:13
نوشته شده توسط بهاره | لینک ثابت | موضوع:  
شنبه بیست و هفتم بهمن 1386 ساعت 9:47

جایزه‌ی معتبر بنیاد اولاف پالمه به پروین اردلان اهدا شد.

 پروین اردلان جایزه ۲۰۰۷ بنیاد الاف پالمه را از آن خود ساخت. این روزنامه ‌نگار و تلاشگر حقوق زنان چند روز پس از چهل و یکمین سالگرد تولدش، به دلیل کوشش‌های بی‌شائبه در راستای دستیابی زنان به حقوق شان و ارتقای سطح جنبش زنان ایران این جایزه معتبر را دریافت کرد.

 الاف پالمه نخست وزیر سوسیال دمکرات سوئد که از آغاز جنگ میان عراق و ایران، برای توقف آن تلاش بسیار کرده بود، در ۳۰ ژانویه سال ۱۹۸۶  قربانی یک سوء قصد تروریستی شد. از آن پس بنیاد یادبود اولاف پالمه به پاسداشت تلاش‌های بشردوستانه‌ی وی، همه ساله یک جایزه‌ به افراد و یا سازمان‌هایی که در جهت ایجاد جامعه‌ای انسانی تر تلاش کرده باشند، اهدا کرده ‌است.

 این بنیاد دلیل اهدای جایزه به اردلان را تلاشِ موفق او در تبدیل خواست برابری حقوقی زنان و مردان به یکی از وجوه اصلی مبارزه برای دموکراسی در ایران ذکر کرده است. بیانیه‌ی مطبوعاتی بنیاد الاف پالمه از اردلان به عنوان یکی از چهره‌های شاخص جنبش زنان ایران نام برده که در منطقۀ بحران‌ زدۀ خاور میانه با تلاش‌های پیگیر خود، الگوئی برای راه ‌کار‌های مبتنی بر گفتگو و دمکراسی به دست داده است. ارزش مادی این جایزه ۷۵ هزار دلار است.

 تارنمای تغییر برای برابری بخشی از بیانیه بنیاد پالمه را اینچنین ذکر کرده است:

 “پروین اردلان با وجود تهدید، آزار و پیگرد، با پشتکار و سماجت به مبارزه برای دستیابی به آرمان‌هایش ادامه داده است. او و سایر زنان فعال جنبش، با اتخاذ شیوه‌هایی مبتکرانه، موجب افزایش حمایت از خواست برابر ‌حقوقی شده‌اند. کمپین جاریِ یک میلیون امضاء برای تغییر قوانین تبعیض‌آمیز، یکی از این نمونه‌های موفق است.”

 پروین اردلان در پاسخ به این سوال که دریافت این جایزه را چگونه می بیند به شهرگان گفت: “احساس خوبی دارم. راستش را بخواهید اصلا خجالت می کشیدم دریافت آن را با دوستانم در میان بگذارم. فکر می کردم الان که بروبچه‌ها تحت پیگرد هستند و هنوز تعدادی از همکاران کمپین در زندان به سر می برند چه جای شادی است اما به هر حال دوستان از طرق دیگر مطلع شدند و تبریک گفتند. احساسی که در صدای آنها است به من می گوید باید خوشحال بود. این جایزه نه به من که به جنبش زنان ایران داده شده است. این جایزه به مریم، دلارام، محبوبه، سعیده، سارا، ناهید، جلوه و همه آن دیگرانی که برای جنبش تلاش می کنند، داده شده است. این جایزه‌ای است به دوستانم، فاطمه گفتاری، روناک صفازاده و هانا عبدی از اعضای انجمن زنان آذرمهر سنندج که چندین ماه است در بازداشت به سر می‌برند. پس باید خوشحال باشم و هستم.”

 پروین اردلان در ادامه افزود: “سبب حصور من در این عرصه مادرم بود در عین حال فکر می کنم با فعالیت‌های خودم شب‌های ناآرام بسیاری برای او بوجود آورم. بارها و بارها دست و دل او را لرزاندم پس این جایزه به تمام مادرانی تعلق دارد که همچون مادر من در سایۀ بی حقوقی زنان و با دلهره‌های فعالیت‌های دخترانشان، زندگی کرده اند. مادرم از شنیدن این خبر خوشحال شد و خوشحالی او دلیل دیگری برای خوشحالی من بود.”

 خانم ثریا یعقوبی، مادر پروین اردلان به شهرگان گفت: “من به دخترم، پروین و همچنین به تمام دوستان او که شب و روز خود برای این کار، برای احقاق حقوق اولیه زنان گذاشته‌اند تبریک می گویم. آنها همه دختران من هستند. من به آنها افتخار می کنم.

 

نوشته شده توسط بهاره | لینک ثابت | موضوع:  
جمعه بیست و ششم بهمن 1386 ساعت 22:56

دادگاه انقلاب  دوتن از فعالان جنبش زنان را به اقدام علیه امنیت ملی متهم کرده است. احضار فعالان جنبش زنان به دادگاه درحالی صورت می گیرد که در اکثر موارد دادگاه وکالتنامه وکلای آنها را خودداری کرده و جلسه رسیدگی به اتهامات آنها بدون حضور وکلا برگزار می شود.ناهید کشاورز، مدیر مسئول مرکز فرهنگی زنان، و از فعالان کمپین جمع آوری  یک میلیون امضا برای تغییر قوانیین تبعیض امیز در جمهوری اسلامی است که پیش از این دوبار بازداشت شده ومدتی را درزندان گذرانده  است.

 به گزارش وبسایت های خبری زنان، خانم  کشاورز این بار به دلیل فعالیت رسانه ای در سایت زنستان و تغییر برای برابری به دادگاه احضار شده و اتهام او اقدام علیه امنیت ملی عنوان شده است. سایت زنستان ماه گذشته بدون ذکر دلیل به دستور وزارت ارشاد مسدود شد.

 جلوه جواهری یکی دیگر از فعالان جنبش زنان است که روزسه شنبه به دادگاه احضار شده است . وی ماه گذشته با قرار وثیقه پس از حدود یکماه حبس از زندان آزاد شد.نسرین ستوده، وکیل دادگستری که وکالت پرونده های برخی از فعالان جنبش زنان از جمله جلوه جواهری را برعهده دارد، در گفت وگو با رادیو فردا درباره آخرین وضعیت پرونده موکلش توضیحاتی را ارایه کرده است :


ادامه مطلب
نوشته شده توسط بهاره | لینک ثابت | موضوع:  
جمعه بیست و ششم بهمن 1386 ساعت 22:46

دو تن از اعضای کمپین یک میلیون امضا امروز عصر روز 25 بهمن در پارک دانشجو دستگیر شدند.

راحله عسگری زاده و نسیم خسروی، که در حال جمع آوری امضا برای بیانیه کمپین بودند، پس از دستگیری به کلانتری 129 (جامی ) و سپس به آگاهی 8 منتقل و پس از بازجویی از آنجا به بازداشتگاه وزرا منتقل شدند .

آنها ساعت 5 روز، 25 بهمن ماه در حاشیه تئاتر خیابانی که حول محور حقوق زنان در جشنواره فجر اجرا می شد در حال جمع آوری امضا بودند .

پیگیری خانواده ها در مورد وضعیت ایشان هنوز به نتیجه نرسیده است.

خبر تکمیلی:

امروز در پی مراجعه خانواده های راحله و نسیم و برخی از مادران کمپین یک میلیون امضا به بازداشتگاه وزرا ، این دو عضو کمپین را به دادسرای انقلاب نزد قاضی کشیک بردند اما در آنجا گفته شد که قاضی کشیک امنیتی باید آنها را ببیند و قاضی حضور ندارد. در نتیجه آنهارا مجددا به آگاهی 8 واقع در خیابان 12 فروردین منتقل کردند. احتمال دارد آنهارا مجددا به بازداشتگاه وزرا انتقال داده و مجددا برای صبح روز شنبه به دادسرا منتقل کنند.

راحله عسگری زاده هنرمند گرافیست و عکاس و نسیم خسروی مستند ساز از فعالان پرتلاش کمپین در عرصه هنری هستند.

 

نوشته شده توسط بهاره | لینک ثابت | موضوع:  
پنجشنبه بیست و پنجم بهمن 1386 ساعت 17:24
جلوه جواهری و ناهید کشاورز، از فعالان کمپین یک میلیون امضاء، روز سه شنبه ۲۳ بهمن، در دادیاری ویژه امنیت دادگاه انقلاب تفهیم اتهام شدند.
در پی احضار کتبی جواهری به دادیاری ویژه امنیت دادگاه انقلاب، اتهام «اقدام علیه امنیت ملی از طریق تبلیغ علیه نظام» به وی تفهیم شد.
شایان ذکر است که در این جلسه از حضور نسرین ستوده، وکیل جواهری، ممانعت به عمل آمد و او بدون حضور وکیل، آخرین دفاعیات خود را ارائه داد.
همچنین ناهید کشاورز نیز که برای اعلام تغییر آدرس محل سکونت خود به دادگاه مراجعه کرده بود، مورد تفهیم اتهام قرار گرفت. در دادگاه انقلاب، احضاریه کتبی ناهید کشاورز که قبلا صادر شده بود به وی ابلاغ شد و به او نیز مانند جلوه جواهری، اتهام اقدام علیه امنیت ملی تفهیم شد.

 تفهیم اتهام ناهید کشاورز در ارتباط با پرونده «سایت زنستان» و “سایت تغییر برای برابری” بود. ناهید کشاورز به عنوان مدیر مسئول «مرکز فرهنگی زنان» در ارتباط با سایت زنستان پیش از این نیز یک بار دیگر به دادگاه احضار شده بود و روز سه شنبه نیز در ارتباط با همین پرونده تفهیم اتهام و آخرین دفاعیات خود را بدون حضور وکیل ارائه کرد. سایت «زنستان» که ارگان مرکز فرهنگی زنان بود ۶ بار فیلتر و بالاخره برای بار هفتم سایت به طور کامل مسدود شد. پس از آن مریم حسین خواه در رابطه با این سایت به مدت ۴۵ روز بازداشت و ناهید کشاورز نیز به عنوان مدیر مسئول مرکز فرهنگی زنان در دادگاه انقلاب مورد بازپرسی قرار گرفت و بالاخره روز سه شنبه نیز در رابطه با پرونده سایت زنستان و تغییر برای برابری تفهیم اتهام شد و این پرونده برای تشکیل دادگاه با آخرین دفاعیات ناهید کشاورز تکمیل شد.
لازم به ذکر است که ناهید کشاورز پیش از این دو بار بازداشت شده است. وی در فروردین ماه ۱۳۸۶ در پارک لاله هنگام جمع آوری امضاء برای کمپین یک میلیون امضاء به همراه محبوبه حسین زاده بازداشت شد و یک بار نیز در ۱۳ اسفند ۱۳۸۵ به همراه ۳۲ نفر دیگر بازداشت شد. پرونده مربوط به سایت «زنستان» سومین پرونده ای است که برای ناهید کشاورز در دادگاه انقلاب گشوده می شود.

 برگرفته از كانون زنان

نوشته شده توسط بهاره | لینک ثابت | موضوع:  
چهارشنبه بیست و چهارم بهمن 1386 ساعت 23:13

ميخوام يه داستانك براتون تعريف كنم. داستانكي كه داستان نيست. بلكه عين  واقعيته.  واقعيتي تكوندهنده كه شنيدنش خالي از فايده نيست.
كوين كارتر,كه عكاس بوده , براي تهيه عكسي از قحطي زدگان سودان به اون كشور سفر مي كنه. در منطقه قحطي زده با شنيدن ناله هاي يك دختر لاغر و استخوني كه تلاش ميكرده خودش رو از پشت بوته ها تا مركز امداد رساني جلو بكشه, توجهش جلب ميشه و  آماده گرفتن عكس از دختر ميشه.  اما در همون هنگام يه كركس مياد و در نزديكي دخترك به زمين ميشينه . كوين 20 دقيقه بي حركت در كمين مي ايسته تا بتونه عكسش رو بگيره. وقتي پرنده پرواز مي كنه. كوين به سايه درختي ميره و سيگاري روشن مي كنه و شروع مي كنه به حرف زدن با خود و گريستن.
26در مارس 1993 روزنامه نيويورك تايمز عكس هولناكي رو كه كوين از صحنه خورده شدن دختر سوداني توسط لاشخور گرفته بود چاپ كرد. مدت زمان كوتاهي بعد از اون جايزه پوليتزر بخاطر همون عكس به كوين داده ميشه. اما كوين ساعت 9 شب 27 جولاي 1994 يك سال بعد از انتشار اون عكس خودكشي مي كنه.
كسي از علت خودكشي اون عكاس هنرمند خبر نداره. ولي من فكر مي كنم كوين در اون لحظه سرنوشت ساز مجبور بوده كه بين دو گزينه يكي رو انتخاب كنه. يه طرف نجات جان يك انسان محروم و ناتوان و يك طرف گرفتن يك عكس استثنايي. اگر گزينه ي اول رو انتخاب ميكرد. هيچكس كار اون رو نمي ديد. هيچ دوربيني هم نبود كه اون لحظه ي انساني رو ثبت كنه. تازه به غير از اون فرصت شكار يك لحظه ناب رو هم از دست ميداد. اما در گزينه دوم هم يك عكس ِ منحصر به فرد گرفته بود و هم پيشاپيش خودش رو كانديداي جايزه پليتزر كرده بود. كوين گزينه ي دوم رو انتخاب كرد. ولي نه شهرت ناشي از اون عكس و نه جايزه پليتزر هيچكدوم نتونستن حريفِ وجدان زخم خورده ي يك انسان بشن. سرانجام هم اون عكاس چاره ي التيام وجدان مجروحش رو در مرگ خودش ديد.
 انسان مدام در معرض انتخاب گزينه هاست. اونچه كه سرنوشتها رو رقم ميزنه  هنر انسانها در اتخاد همين تصميم گيري هاست. راستي كه چه فاصله ي عظيميه بين هنر انسان بودن و باقي هنرها.
نوشته شده توسط بهاره | لینک ثابت | موضوع:  
چهارشنبه بیست و چهارم بهمن 1386 ساعت 23:7

جایزه‌ بنیاد اولاف پالمه در سال ۲۰۰۷، به پروین اردلان ، روزنامه نگار و فعال جنبش زنان ایران، اهداء شد. اردلان از پایه‌گذاران مرکز فرهنگی زنان و از اعضای اولیه کمپین یک میلیون امضاء برای تغییر قوانین تبعیض‌آمیز است.

اردلان پيش از اين سردبیر نشریه‌ اینترنتی تریبون فمینیستی ایران و عضو تحریریه‌ مجله اینترنتی زنستان بود. هر دو اين سايت ها ارگان‌های تعطیل شده‌ مرکز فرهنگی زنان بودند. او در حال حاضر عضو تحریریه سایت تغییر برای برابری است.

بنیاد یادبود اولاف پالمه برای ایجاد تفاهم بین‌المللی و امنیت مشترک، در سال ۱۹۸۷ به منظور پاس‌داشت تلاش‌های بشردوستانه‌ی پالمه، نخست وزیر پرآوازه‌ی سوئد تاسیس شد. پالمه از سال ۱۹۶۹ تا ۱۹۸۶ که ترور و کشته شد، به مدت شانزده سال رهبر حزب سوسیال دمکراسی سوئد و طی دو دوره نیز نخست وزیر بود.

بنیاد اولاف پالمه اعلام کرد جایزه‌ سال ۲۰۰۷ این بنیاد به پروین اردلان اهداء می‌شود. دلیل تعلق جایزه به اردلان، تلاشِ موفق او در تبدیل خواست برابرْحقوقیِ زنان و مردان به یکی از وجوه اصلی مبارزه برای دموکراسی در ایران عنوان شده است. امری که به سهم خود باعث شده است ابعاد اجتماعی و جغرافیاییِ جنبش زنان برای کسب آزادی‌های مدنی و حقوقی، گسترش چشمگیری بیابد.


ادامه مطلب
نوشته شده توسط بهاره | لینک ثابت | موضوع:  
چهارشنبه بیست و چهارم بهمن 1386 ساعت 10:19
آذین، سی ساله و روزنامه نگار، یکی از دخترهایی است که در طول طرح موسوم به ارتقا امنیت اجتماعی، همان مبارزه با بدحجابی سابق، بارها مورد آزار و اذیت قرار گرفته است. او به دلیل نوع پوششی که داشته و هر بار به دلیل مختلفی پنج بار توسط نیروهای گشت ارشاد متوقف شده و یک بار هم به کلانتری فرستاده شده و لباسش ضبط شده است.

آذین آنقدر زیاد گیر افتاده که مجبور است به ذهنش فشار بیاورد تا به خاطر آورد که هر بار به چه دلیلی با او برخورد شده است: "یک بار شلوارم بالای قوزک پا بود، یک بار دامن پوشیده بودم، یک بار دیگر روسری حریر سرم بود، دفعه چهارم به خاطر پوشیدن پانچویی که از نمایشگاه مد اسلامی خریده بودم بازخواست شدم و بار آخر به خاطر اینکه جنس مانتوام ریون بود، با اینکه کاملا گشاد بود به دلیل اینکه این جنس کلا ممنوع است مرا به کلانتری گیشا بردند."

آذین توضیح می دهد که هر بار چگونه با او برخورد شده و هر بار کسی برایش لباس آورده تا لباسش را عوض کند: "به من می گفتند این قسمت لباست ایراد دارد و من بحث و جدل نمی کردم. از خانواده ام می خواستم برایم لباس بیاورند تا عوض کنم. چون با آنها وارد بحث نشدم مورد مستقیم توهین آمیزی ندیدم."


ادامه مطلب
نوشته شده توسط بهاره | لینک ثابت | موضوع:  
سه شنبه بیست و سوم بهمن 1386 ساعت 9:30

میان دشت های روستای دستجرد تا پای چوبه دار، برای بهنام فقط یک «کفتر پرانی» فاصله بود.

 بهنام ۱۶ سال داشت؛ شاید هم کمتر؛ اول دبیرستان بود. نزدیک خانه اش داشت کبوترهایش را پرواز می داد. مهرداد، دوست هم کلاسی اش، از سر شیطنت سنگی به سوی کبوتر پرتاب می کند. کار به درگیری می کشد؛ و لحظه ای بعد بهنام، ناخواسته قاتل دوستش شده بود.

 دو سه سالی در زندان گذشت تا سن ۱۸ سالگی؛ و اکنون بهنام زارع، فرزند صمد، متولد سوم خرداد ماه ۱۳۶۸ در روستای دستجرد استان فارس، پای چوبه دار است.

 حکمش تایید شده، و اولیای دم هم رضایت نمی دهند. حکم اعدام برای اجرا به زندان ابلاغ شده، و فاصله بهنام تا مرگ را اکنون فقط بخشایش خانواده مقتول می تواند حفظ کند.

 محمد مصطفایی، وکیل مدافع پرونده بهنام زارع در گفت و گو با رادیوفردا می گوید که آیت الله شاهرودی در نامه ای به زندان نوشته است: «سعی شود با صلح و سازش موضوع خاتمه پیدا کند. و در صورتی که در زمینه قصاص و رضایت اولیای دم نتیجه ای حاصل نشد، حکم طبق موازین قانونی قابل اجراست.»

 


ادامه مطلب
نوشته شده توسط بهاره | لینک ثابت | موضوع:  
سه شنبه بیست و سوم بهمن 1386 ساعت 9:24

جلوه جواهری از اعضای کمپین یک میلیون امضاء مجدداً با ابلاغیه کتبی به دادیاری ویژه امنیت دادسرای انقلاب احضار شد.

وی پیش از این، به اتهام اقدام علیه امنیت ملی در تاریخ ۱۰ آذرماه به دادسرا احضار و به دستور نماینده دادستان بازداشت شده بود. جلوه جواهری به مدت ۳۲ روز همراه با خانم حسین خواه در بند نسوان زندان اوین به سر برد، و سرانجام در تاریخ ۱۲ دیماه با ضمانت نامه بانکی آزاد گردید.

 وی دانشجوی کارشناسی ارشد جامعه شناسی است، و از فعالان جنبش زنان و کمپین یکی میلیون امضاء به شمار می آید.

 کانون زنان ایرانی

نوشته شده توسط بهاره | لینک ثابت | موضوع:  
دوشنبه بیست و دوم بهمن 1386 ساعت 9:54
قسمتی از نوشته  دوستمان عفت ماهباز

.......در سرزمین مان، برای رسیدن به برابری صد سالی است می دویم و هنوز دنیا به کام ما نمی چرخد. هنوز باید به بهانه "یک میلیون امضا" تلاش کنیم تا حرف و صدای مان را به گوش و جان ها برسانیم. گرچه در این دنیا حتی روزنه ها ی کوچک را هم از ما دریغ می کنند . مجله «زنان» نشریه ایی که بخشی از فعالیت های جنبش زنان، را منعکس می کرد و زنان بسیاری اولین آموزهای فمنیستی خود را از آنجا آغاز کردند. و تنها مجله زنانه کاغذی در ایران به سردبیری شهلا شرکت پس از شانزده سال کار مداوم پی گیرانه ، را بستند. گرچه برای اینکه صدای زنان به هیچ گونه به گوش نرسد در طی یکسال گذشته چند سایت انترنتی زنان از جمله تغییربرای برابری سایت کمپین یک میلیون امضا برای تغییر قوانین تبعیض آمیز را طی مدت یک سال هشت بار فیلتر کردند.گرچه در این سالها دخترکان مان را به جرم بی حجابی ،کم حجابی و آرایش و چکمه و پوشش ...، به شلاق بستند. گرچه هنور یاران دیگرمان،هانا و روناک به جرم جمع آوری یک ملیون در زندانند.و زنان ذیگر منتظر ...گرچه با این سنفونی ناساز حکومتیان در ایران، در این سوی مرز ظاهرا ازاد برخی از فعالین زن در خارج از کشور، از همه فعالیت های زنان در داخل کشور، هیچ را نمی بینند ! بند کردند به ملاقه آش نذری مادری که دخترش در زندان بود و خدای ناکارده ملاقه به دست یکی از فعالان جنبش یک میلیون امضا هم می خورد او هم همش هم می زند. و ان ملاقه و امروز سر همه ما را می شکند! اگرچه مردم ما در کشوری زندگی می کنند که رتبه نخست اعدام کودکان را به خود اختصاص داده است. گرچه اعدام عاطفه ها بر دار حکم سنکسار پا برجاست .اما با وجود همه این ها خوشحالم که هیلاری رودام در این مرحله در آنجا در بالا ایستاده، سخن او سخن پیروزی است. "ما همیشه بازنده نیستیم*" اگرچه به نظر می رسد نتیجه رقابت این دو به ادامه روند برگزاری انتخابات مقدماتی در سایر ایالت ها موکول شود و یا حتی دیگری برنده این بازی باشد

 

نوشته شده توسط بهاره | لینک ثابت | موضوع:  
دوشنبه بیست و دوم بهمن 1386 ساعت 9:33

دادگاه شعبه سوم بازپرسی سنندج امروز رای نهایی خود را در خصوص نبش قبر ابراهیم لطف اللهی صادر کرد. طبق این حکم نبش قبر خلاف موازین شرع بوده و با آن مخالفت شده است.همچنین با مراجعه پدر و برادر ابراهیم لطف اللهی به دادگاه، به آنها اعلام شد که اداره اطلاعات کردستان شکایتی را با اتهام “توهین به ماموران دولت” تقدیم دادگاه نموده است.

 طبق گفته قاضی پرونده این اتهام به دلیل عکس العمل پدر و برادر ابراهیم می باشد که در ستاد خبری اطلاعات به آنها اعلام شد پسر شما خودکشی کرده است.

 به گفته خانواده ابراهیم لطف اللهی، وکیل این پرونده، آقای صالح نیکبخت اعلام تجدید نظر خواهد کرد.

نوشته شده توسط بهاره | لینک ثابت | موضوع:  
یکشنبه بیست و یکم بهمن 1386 ساعت 20:14
در شرايط كه برخي مسوولان نظام از جمله "سخنگوي قوه قضائيه" زنداني بودن دانشجويان و برخي ديگر از فعالان ‏سياسي – اجتماعي را تاييد مي كنند، امام جمعه تهران گفت: "حتي يک نفر به جرم انتقاد در زندان نيست". سيد احمد خاتمي ‏در نماز جمعه اين هفته تهران ضمن مقايسه "رژيم شاهنشاهي" و "انقلاب"، تاكيد كرد:‏‎ ‎‏"خوشبختانه امروز نمي توان حتي ‏يک نفر را در زندانهاي ما به جرم آزادي بيان مشاهده کرد
نوشته شده توسط بهاره | لینک ثابت | موضوع:  
یکشنبه بیست و یکم بهمن 1386 ساعت 20:8

معاون پژوهشی آموزش ‌و پرورش ضمن اعلام خبر تشکیل تیم کارشناسی بررسی تفاوت‌های جنسیتی دانش‌آموزان دختر و پسر و تبیین ضرورت‌های لحاظ کردن این تفاوت‌ها در کتب و برنامه‌ریزی‌های درسی، بر وجود تفاوت‌های فردی بین دو جنس تاکید کرد.پیش از این علی احمدی، سرپرست وزارت آموزش پرورش، نیز توجه به تفاوت‌های جنسیتی و قومی و لزوم تغییر کتب درسی و حتی مقاطع تحصیلی بر اساس تفاوت‌های جنسیتی دانش‌آموزان دختر و پسر را مطرح کرده بود.مهدی نوید ادهم، معاون پژوهشی آموزش و پرورش، تفاوت‌های جنسیتی بین دختران و پسران را از تفاوت‌های فردی نیازمند توجه در برنامه‌ریزی‌های درسی برشمرد و تاکید کرد: این تفاوت‌ها در تمام مکاتب روانشناسی، اجتماعی و مذهبی لحاظ شده و یکی از عمده‌ترین موارد تجلی‌ آن‌ها، تفاوت در سن بلوغ و عواطف و احساسات دختران و پسران است.

 وی با اشاره به تفاوت‌های فردی لحاظ شده در کتب درسی افزود: تالیف کتب تربیت‌بدنی ویژه دختران و پسران، تالیف کتب متفاوت در رشته‌های فنی و حرفه‌ای از جمله طراحی رشته مدیریت خانواده ویژه دختران و لحاظ کردن تفاوت‌های فردی در درس آمادگی دفاعی و حرفه و فن و همچنین توجه به تفاوت‌های فردی دختر و پسر در بحث آموزش احکام دینی که یکی از مصداق‌های اصلی آن برگزاری جشن تکلیف ویژه دختران و پسران به ترتیب در پایه‌های سوم ابتدایی و سوم راهنمایی است، برخی اقدامات انجام شده در راستای توجه به تفاوت‌های فردی دختران و پسران در برنامه‌ریزی‌ها و کتب درسی بوده است.نوید ادهم در ادامه در مورد توجه کافی و متناسب به لحاظ کردن تفاوت‌های فردی دختران و پسران در کتب و برنامه‌های درسی نیز یادآور شد: آموزش و پرورش، دانش‌آموزان دختر و پسر را برای زندگی آینده تربیت می‌کند، لذا آن‌ها باید درک و زبان مشترکی از یکدیگر پیدا کنند و با توجه به این اصل، در نظر گرفتن تفاوت‌های جنسیتی و فردی بین این دو جنس نیز از حد مناسب نباید فراتر رود.معاون پژوهشی آموزش و پرورش همچنین با اشاره به اظهارات سرپرست آموزش و پرورش مبنی بر توجه جدی‌تر به تفاوت‌های پسران و دختران در برنامه‌ریزی‌های درسی و آموزشی، اعلام کرد: این موضوع در دستور کار یک تیم کارشناسی قرار گرفته و قرار است با انجام پروژه‌های تحقیقی، عمق و گستره تفاوت‌های بین دو جنس مشخص شود و در صورت تایید، طرح‌های لازم تهیه و به تایید شورای عالی آموزش و پرورش یا سایر مراجع قانون‌گذار برسد

نوشته شده توسط بهاره | لینک ثابت | موضوع:  
یکشنبه بیست و یکم بهمن 1386 ساعت 20:5
جمعه 19 بهمن ماه 86 ، چهلمین روز اعدام راحله زمانی ، سمبل ستم طبقاتی ، قومیتی وجسیتی است .مراسمی از سوی خانواده تنگدستش در روستای ایدلی شهر سراب برگزار می شود . شفیقه خواهر راحله از روستا خبر می دهد و می گوید که خوشحال می شود دوستان راحله را ببیند .

صدای آرام و گرم راحله ، باز در گوشم می پیچد و فکر او، دوباره دست از سرم بر نمی دارد . نه اینکه راحله ، اولین قربانی ستم های این روزگار باشد بلکه او نمادی از زن مظلوم دوران کنونی ایران است که هیچ قانونی از او حمایت نکرد.

زنی فقیر و ترک زبان . همین عبارت کوتاه کافی است که ستم سه گانه ای که بر او رفت ، آشکار شود .

راحله، هیچگونه در آمدی نداشت . ترک زبان بود و بیسواد . و فقط زبان فارسی زبان رسمی کشوراست .زن بود و هیچ قانونی از او حمایت نمی کرد . ستمی که بر او رفت به واقع از تحمل یک انسان خارج است و این قصه ی اکثریت زنان ترک و کرد و بلوچ و عرب و ترکمن کشورمان ایران است .

در روستا مدرسه نبود و اگر هم بود خانواده ی تنگدستش نمی توانستند راحله را به مدرسه بفرستند، در نوجوانی بدون اطلاع او شوهرش دادند تا یک نان خور کمتر شود. از روز اول ازدواج اش خشونت های فراوان جنسی ، رفتاری ، بدنی و روانی بر سرش آوار شد. به پدرش گفت ، می خواهد طلاق بگیرد ، پدر برای حفظ آبروی خانواده رضایت نداد. شوهر او را از روستا بیرون آورد تا در حاشیه ی پایتخت ، دور از چشم خانواده ها ، به عیاشی های خود بپردازد . با هزار امید و آرزو مادر شد . با هر بچه هی که به دنیا می آورد بیشتر از چشم شوهرش می افتاد و عیاشی های او بیشتر می شد .

چاره ای جز سوختن و ساختن نداشت ، هیچ پناهگاهی نداشت و مجبور بود شوهر معتاد و هوسباز خود را تحمل کند . هر روز به گونه ای تحقیر می شد تا جانش به لب رسید و فریاد بر آورد و مرد خیانتکارکه به مدد قانون صیغه ، پاک و منزه است ، در حالی که زنی را همراه خود به خانه آورده ، برای آرام کردن او که مبادا مزاحمتی برای عیاشی های پایان ناپذیرش به وجود آورد ، دارویی به او می خوراند تا آرام گیرد . زن آرام می شود ولی نیمه های شب به تقلید از شوهرش که بار ها او را با وسایل مختلف شکنجه کرده ، لوله ی آهنی را بر سر شوهر می کوبد و او را می کشد ولی به روایت خود راحله باز شوهرش بلند می شود و او را کتک می زند . این توهم تا مثله کردن شوهر ادامه پیدا می کند . و تا آ خرین لحظه ی حیات اش باور نمی کند که شوهرش را کشته باشد .

راحله به رغم تمام تلاش های فعالان جنبش زنان و مادران صلح، در 12 آذرماه ، اعدام می شود . مادر دو فرزند 3 و 5 ساله که در طول 3 سال زندان هرگز آنان را ملاقات نکرد. نگرانی راحله در آخرین لحظات زندگیش دخترش است ، که می گوید : " می دانم ، او هم به سرنوشت من دچار خواهد شد."

اگر مدرسه ای در روستا بود ! اگر ازدواج به اجبار پدر نبود ! اگر پدر فقیر نبود ! اگر زن حق طلاق داشت !

اگر طلاق ، بی آبرویی نبود ! اگر خیانت مرد به زن جرم بود ! اگرراحله امکان کار و اشتغال داشت . اگر شانس گرفتن وکیل را داشت ! اگر در دادگاه مترجمی داشت و از خود دفاع می کرد ! اگر! اگر ! اگر!... شاید ، هم اکنون مشغول زمزمه لالایی های گوشنواز آذری ، برای فرزندانش بود .

دوستان ! راحله و راحله ها ، چه بار سنگینی را بر دوش ما گذاشتند و رفتند . آیا دختر راحله هم سرنوشت مادرش را خواهد داشت ؟


نوشته شده توسط بهاره | لینک ثابت | موضوع:  
پنجشنبه هجدهم بهمن 1386 ساعت 22:46
ماهنامه «عصر پنج‌شنبه» به مدير‌ مسئولي و صاحب امتيازي محمد اسدي از سوي هيئت نظارت بر مطبوعات لغو امتياز شد.

به گزارش خبرگزاري فارس اين ماهنامه به علت انتشار مطالب مغاير با موازين اسلامي و توهين به انبياي الهي در شماره 105 و 106 شهريور و مهر، مستند به بند يك و 8 از ماده 6 قانون مطبوعات لغو امتياز شد.

نوشته شده توسط بهاره | لینک ثابت | موضوع:  
پنجشنبه هجدهم بهمن 1386 ساعت 22:44

در بیانیه دیده بان حقوق بشر آمده است: "دیده بان حقوق بشر با مجازات اعدام تحت هر شرایطی مخالف است. زیرا این مجازات ماهیتی ظالمانه، غیرانسانی و غیر قابل برگشت دارد." رسانه های ایران در چند روز اخیر از صدور حکم سنگسار برای سه نفر در ایران خبر داده اند که این موضوع اعتراض سازمان دیده بان حقوق بشر را برانگیخته است. طبق گزارش ها در یک پرونده، دو خواهر 27 و 29 ساله ساکن کرج به نام های زهره و آذر کبیری با شکایت همسرانشان به سنگسار محکوم شده اند و در پرونده ای دیگر یک مرد 49 ساله در ساری نیز به همین مجازات محکوم شده است.

جبار صولتی، وکیل مدافع این دو خواهر، در گفتگو با وب سایت میدان زنان، از وب سایت های فعال در زمینه حقوق زنان در ایران، گفته است این دو خواهر یک سال پیش با شکایت همسر یکی از آنها محاکمه شده و به جرم رابطه نامشروع به 99 ضربه شلاق محکوم شدند. به گفته آقای صولتی، این دو خواهر بعد از اجرای حکم به دلیل نامعلومی در زندان باقی می مانند و شش ماه بعد مجددا با همان اتهام سابق محاکمه می شوند و این بار حکم سنگسار برای آنها صادر می شود. آقای صولتی می گوید روند محاکمه این دو خواهر اشکالات زیادی دارد که مهمترین آنها این است که برای یک اتهام که حکم آن صادر و اجرا شده است، نمی توان مجددا محاکمه ای برگزار کرد.

حکم سنگسار این دو خواهر در دیوان عالی کشور نیز تایید شده و ممکن است به زودی به اداره اجرای احکام ابلاغ شود. با تایید حکم در دیوان عالی کشور، تنها رئیس قوه قضائیه می تواند اجرای حکم را متوقف کند. در پرونده دیگر عبدالله فریور مقدم، معلم موسیقی 49 ساله ساکن ساری، به جرم رابطه جنسی خارج از چارچوب ازدواج به سنگسار محکوم شده است. آقای فریور ازدواج کرده و دو فرزند دارد، اما خانواده او به رسانه ها گفته اند رابطه او با یکی از شاگردانش در چارچوب ازدواج موقت بوده و همسر آقای فریور نیز از آن اطلاع و رضایت داشته است.

مقامات ایران درباره این دو پرونده اظهارنظر نکرده اند، اما گفته می شود حکم آقای فریور نیز در دیوان عالی کشور تایید شده و بنابراین تنها مداخله رئیس قوه قضائیه می تواند به توقف اجرای حکم او منجر شود. چندی پیش سازمان عفو بین الملل نیز به صدور احکام سنگسار در ایران اعتراض کرده و آن را "مشمئزکننده و هولناک" توصیف کرده بود.

مجازات سنگسار در قوانین جزایی ایران وجود دارد و در مواردی برای محکومان صادر می شود، اما مقامات قضایی ایران بارها تاکید کرده اند که این حکم سالهاست در ایران اجرا نمی شود. با این حال چندی پیش یک حکم سنگسار در روستایی نزدیک شهرستان تاکستان در غرب قزوین، علی رغم دستور آقای شاهرودی به توقف اجرای حکم، اجرا شد که این مسئله اعتراض شدید سازمان های داخلی و بین المللی را در پی داشت.

نوشته شده توسط بهاره | لینک ثابت | موضوع:  
دوشنبه پانزدهم بهمن 1386 ساعت 20:13

اعتماد-گروه حوادث؛ دو خواهر محکوم به سنگسار پس از تاييد حکم شان از سوي ديوان عالي کشور طي نامه يي خطاب به دادستان کل کشور خواستار رسيدگي مجدد به پرونده شان شدند.

به گزارش خبرنگار ما، اين دو خواهر دي ماه سال گذشته با فيلمي که شوهر يکي از آنها در اختيار پليس قرار داد، دستگير شدند.دي ماه سال گذشته مردي با پليس شهريار تماس گرفت و مدعي شد متوجه شده همسرش و خواهر وي زماني که او در خانه نيست مرداني را به منزل مي آورند و با اين مردان رابطه دارند. اين مرد در شکايت خود گفت؛ از چندي قبل به همسر 27 ساله ام به نام زهره مشکوک شده بودم، چند وقتي بود که او رفتار خوبي با من نداشت و تندي هايش باعث شده بود احساس کنم همسرم ديگر دوست ندارد با من زندگي کند.

براي اينکه مطمئن شوم زهره به من وفادار است يک روز وقتي در خانه نبود در کانال کولر دوربين کار گذاشتم تا زماني که در منزل نيستم رفتار او را کنترل کنم. دو روز بعد وقتي دوربين را از کانال خارج کردم، متوجه شدم، همسرم زهره و خواهرش آذر هر روز بعد از رفتن من مرداني را به خانه مي آورند و با آنها رابطه دارند.

با شکايت اين مرد ماموران زهره و آذر را دستگير کردند و مورد بازجويي قرار دادند. اين دو منکر داشتن هرگونه رابطه شدند و با اين ادعا که فيلم هاي تهيه شده ربطي به آنها ندارند، اتهام را از خود دور کردند، اما بعد از چندين جلسه بازجويي آنها اعتراف کردند دو زني که در فيلم حضور دارند خودشان هستند.

با وجود اين اعترافات از آنجايي که هيچ صحنه يي مبني بر زناي محصنه يا اقرار از سوي اين دو خواهر در اين خصوص وجود نداشت پرونده آنها با صدور کيفرخواستي مبني بر رابطه نامشروع براي محاکمه به دادگاه عمومي فرستاده شد.

زهره و آذر پس از محاکمه در شعبه 128 دادگاه عمومي فرديس کرج به 99 ضربه شلاق محکوم شدند و با قطعي شدن راي، حکم آنها اجرا شد و اين دو دوباره به زندان بازگردانده شدند. در حالي که تصور بر اين بود که دو خواهر آزاد شوند، شش ماه بعد احضاريه يي در زندان به دست آنها رسيد که تاکيد مي کرد آنها بايد در شعبه 80 دادگاه کيفري استان تهران به جرم زناي محصنه محاکمه شوند.

در زمان قيد شده زهره و آذر به شعبه 80 انتقال داده شدند و توسط 5 قاضي اين شعبه تحت محاکمه قرار گرفتند. آنها باز هم مدعي شدند با هيچ مردي رابطه نداشته اند و فيلم تهيه شده هيچ ربطي به آنها ندارد.زهره زني که شوهرش فيلم را به پليس ارائه داده بود، گفت؛ من سال ها درس خواندم و ليسانس تاريخ گرفتم، حتي در مدرسه درس مي دادم و شغلم را دوست داشتم اما شوهرم بعد از مدتي با کار کردن من مخالفت کرد و اصرار براي رفتن به سر کار فايده يي نداشت.

رفتارهاي شوهرم باعث شد تا رابطه ما تيره شود. او هميشه نسبت به من سوء ظن داشت و تصور مي کرد علت اختلافات ما اين است که من با کس ديگري رابطه دارم. در حالي که مشکلات من و شوهرم ناشي از سختگيري هاي وي بود.اين زن ادامه داد؛ اعترافاتم در مرحله بازپرسي را قبول ندارم و آنچه را گفتم انکار مي کنم. از سوي ديگر شوهر آذر در مراحل رسيدگي به اين پرونده هيچ شکايتي را عليه همسرش به دادگاه ارائه نداد و اعلام کرد از آذر شکايتي ندارد. از آنجايي که مدارک اجراي حکم 99 ضربه شلاق در پرونده اين دو خواهر در زمان محاکمه مجدد در دست نبود قضات شعبه 80 دادگاه کيفري استان تهران با استناد به علم قاضي زهره و آذر را به سنگسار محکوم کردند و اين حکم مورد تاييد ديوان عالي کشور قرار گرفت.

جبار صولتي وکيل مدافع اين دو خواهر در اين باره به خبرنگار ما گفت؛ متاسفانه پرونده ايراد اساسي دارد چرا که نمي توان فردي را براي يک جرم دو بار محاکمه کرد، اما اين دو خواهر در يک پرونده و به يک اتهام دو بار محاکمه شده و دو بار حکم براي آنها صادر شده است.


ادامه مطلب
نوشته شده توسط بهاره | لینک ثابت | موضوع:  
دوشنبه پانزدهم بهمن 1386 ساعت 20:9

جلسه‌ي رسيدگي به اتهامات سارا ايمانيان‌ و سميه فريد از فعالان حقوق زنان در شعبه‌ي 13 دادگاه انقلاب برگزار شد.

نسرين ستوده، وكيل مدافع ايمانيان و فريد با بيان اين خبر به خبرنگار حقوقي ايسنا گفت: متاسفانه نماينده دادستان به من اجازه دفاع از موكلم سميه فريد را ندادند و جلسه را ترك كردند اما قرار شد لايحه‌ي دفاعي ما متعاقبا به دادگاه ارسال شود.

وي افزود: اتهامات موكلان در اين پرونده، اجتماع و تباني به قصد برهم زدن امنيت كشور، اخلال در نظم عمومي و تمرد در مقابل پليس عنوان شده بود كه هر سه بي‌مورد بود و ما دلايل را به دادگاه ارائه كرديم كه اميدواريم مورد توجه دادگاه قرار گيرد.

ستوده ابراز اميدواري كرد كه دادگاه با توجه به دفاعيات، راي برائت را براي موكلانش صادر كند.

نوشته شده توسط بهاره | لینک ثابت | موضوع:  
دوشنبه پانزدهم بهمن 1386 ساعت 20:4

چندي است كه لايحه ي حمايت از خانواده بنا به پيشنهاد قوه قضاييه در جلسه مورخ 3/4/1386 هيات وزيران به تصويب رسيده است و براي تصويب نهايي به مجلس ارائه شده است. اين لايحه كه شامل 6 فصل با عناوين:فصل اول- دادگاه خانواده، فصل دوم- مراکز مشاوره خانواده ، فصل سوم- ازدواج، فصل چهارم- طلاق، فصل پنجم- حضانت و نگهداري اطفال ، فصل ششم- مقررات کيفري است، اين روزها با مخالفت هاي زيادي از طرف فعالان جامعه مدني، وكلا و صاحب نظران رو به رو بوده است. در اين لايحه و در فصلهاي مختلف آن مواد و تبصره هاي اضافه شده كه به زعم اين صاحب نظران نه تنها مشكلي از زنان حل نمي كند بلكه در مواردي بر مشكلات عديده ي آنها كه ناشي از ضعف قانوني و ديدگاههاي مردسالارانه ي حاكم بر جامعه ي است، خواهد افزود.

در اين نوشتار سعي داريم كه فصل دوم اين لايحه را مورد نقد و بررسي قرار دهيم و در صورت لزوم پیشنهاداتي هم جهت بهبود اين لايحه ارائه دهيم.

قانونگذار، قوه ي قضاييه را در ماده 17 موظف كرده كه ظرف سه سال از تصويب اين لايحه در كنار دادگاههاي خانواده، مراكز مشاوره ي خانواده ايجاد نمايد. در اين ماده چنين آمده است:" به منظور تحکيم مباني خانواده و جلو گيري از افزايش اختلافات خانوادگي به ويژه طلاق و سعي در ايجاد صلح و سازش ، قوه قضاييه موظف است ظرف سه سال از تاريخ تصويب اين قانون در کنار دادگاه هاي خانواده (مراکز مشاوره خانواده) ايجاد نمايد. "

این قانون بسیار مثبت به نظر می رسد ولی کافی نیست. مراکز مشاوره به هنگام طلاق و بعد از طلاق و امور کودک می توانند مثمر ثمر باشند، اما بايد توجه كرد كه جدا از مراکز مشاوره خانواده، تشکيل مراكز مشاوره دولتی برای ارائه مشاوره چه پیش از ازدواج و چه در طی زندگی مشترک ضروری است. در واقع آگاهی داشتن و پیشگیری از متلاشي شدن يك زندگي همانقدر مهم می نماید که وجود مراکز مشاوره خانواده در کنار دادگاه می تواند مثمر ثمر باشد. معمولا اكثر كساني كه براي طلاق و جدايي به دادگاه مراجعه مي كنند به نقطه ي پاياني زندگي مشترك خود رسيده اند و به سختی می توان کمک های مشاوره ای مفید جهت مصالحه دو طرف انجام داد. اگر اين مشاوره ها را قبل از اينكه زوجين به آن مرحله برسند ارائه دهيم مي توانيم گام موثر تري در حمايت از خانواده بر داريم.


ادامه مطلب
نوشته شده توسط بهاره | لینک ثابت | موضوع:  
یکشنبه چهاردهم بهمن 1386 ساعت 8:17
هیئت نظارت بر مطبوعات با انتشار اطلاعیه ای اعلام کرد که ماهنامه زنان لغو مجوز شده است.

 دراین اطلاعیه نشریه زنان نشریه ای پر تخلف توصیف شده که بارها به آن تذکر شفاهی داده شده است.

 اطلاعیه هیئت نظارت بر مطبوعات با ذکر مواردی، نشریه زنان را حاوی مطالب فمینیستی که تضاد ذاتی با مبانی اسلام دارد، دانسته ونیزمطالب برخی از شمارهای آن را در جهت تخریب بسیج وسیاه نمایی مسائل زنان عنوان کرده است.نیره توحیدی استاد جامعه شناسی زنان در دانشگاه کالیفرنیا، در گفت وگویی با رادیو فردا، در باره نقش واهمیت ماهنامه زنان گفت:

 توحیدی: اهمیت نشریه زنان و تفاوتش با نشریات دیگر این است که طی شانزده سال عمری که تا به حال داشته، در واقع محدود به یک تفکر و مسلک خاص نبوده و یک تریبون دمکراتیک ومداراجو بوده که توانسته افکار مختلف زنان را دور هم جمع کند؛ از این لحاظ ارزش فوق العاده ای داشته، یعنی خطی عمل نکرده است.یکی از مسائلی که به ماهنامه زنان نسبت داده شده، سیاه نمایی مسائل زنان است. به نظر شما منظوراز سیاه نمایی چه می تواند باشد؟

 


ادامه مطلب
نوشته شده توسط بهاره | لینک ثابت | موضوع:  
یکشنبه چهاردهم بهمن 1386 ساعت 8:14

زهره و آذر دو خواهر جوان ساکن محله خادم آباد، در حاشیه‌ی شهریار - نزدیک کرج- بودند. با ‏شکایت شوهر یکی از این دو زن، در تاریخ ۱۵ بهمن ۱۳۸۵ بازداشت می‌شوند. یک ماه پس از آن، این دو زن ‏دادگاهی می‌شوند. بنا به حکم دادگاه، ۹۹ ضربه شلاق می‌خورند. ولی به دلیلی نامعلوم دوباره به زندان بازگردانده ‏می‌شوند. شش ماه بعد، دوباره به همان جرم دادگاهی می‌شوند. و این‌بار به سنگسار محکوم می‌گردند. دیوان عالی ‏کشور نیز حکم سنگسار را تایید می‌کند. ‏

 

زهره کبیری، ۲۷ ساله، و آذر کبیری، ۲۸ ساله، هر دو محکوم به سنگسار و در انتظار اجرای حکم خویش در ‏زندان رجایی‌شهر کرج بسر می‌بردند. در اواسط ماه گذشته، در یک روز برفی، وکیلی به ملاقات آنها رفته و ‏وکالت آنها را به عهده می‌گیرد تا آنها را از مرگ نجات دهد. تلاش وکیل برای ملاقات با آنها در یک روز برفی نه ‏تنها خود این دو زن، بلکه هم‌بندان آنها را نیز به وجد می‌آورد.‏جبار صولتی وکیلی است که وکالت این دو زن را به عهده گرفته زیرا، به گفته‌ی خودش، مایل است که بویژه در ‏پرونده‌هایی که جنبه‌ی انتقامجویی ندارد جان افراد را نجات دهد. ‏جبار صولتی هنگامی وکالت این دو زن را به عهده می‌گیرد که حکم سنگسار این دو توسط دیوان‌عالی کشور ‏تصویب شده و به دفتر اجرای احکام فرستاده شده بود. آقای صولتی به کمک مسئولین زندان متوجه ضد ‏ونقیض‌های پرونده آنان شده و از دادیار مهلت می‌خواهد که اشکالات پرونده را به دادستان توضیح دهد. وی با ‏دریافت گواهی از سوی معاون اول دادستان بطور موقت مانع از اجرای حکم سنگسار آنان می‌شود.‏

 بنا به اظهارات آقای صولتی، حکم سنگسار، یا حد رجم، بر اساس شکایت شوهر زهره کبیری و سندی که وی به ‏دادگاه ارائه نموده، صادر شده است. این سند در واقع فیلمی است که توسط دوربینی که در کانال کولر جاسازی ‏شده تهیه و به دادگاه ارائه گردیده است. دادگاه بدوی در تاریخ ۲۶ اسفند ۱۳۸۵ حکم مجازات آنها را صادر ‏می‌کند. شعبه ۱۲۸ دادگاه کیفری پردیس کرج این دو زن را به جرم رابطه نامشروع به حداکثر مجازات، یعنی ۹۹ ‏ضربه شلاق، محکوم می‌نماید. حکم این دادگاه قطعی شده و به مرحله اجرا در می‌آید. ‏

 اما به دلیلی نامعلوم، این دو خواهر در زندان باقی مانده و پس از گذشت کمتر از شش ماه دوباره به دادگاه برده ‏می‌شوند.


ادامه مطلب
نوشته شده توسط بهاره | لینک ثابت | موضوع:  
جمعه دوازدهم بهمن 1386 ساعت 20:43
فرهنگ حقوقی خشونت را استفاده نابه جا؛غیر قانونی وتعرض آمیز ازقدرت تعریف میکند.

خشونت علیه زنان؛مانعی دربرابر دستیابی به اهداف برابری؛توسعه و صلح است.این خشونت برخورداری زنان را از حقوق بشر وآزادی های بنیادین؛نقض؛تضییع ویا صلب می کند. نا کامی دیرینه در حفظ و ارتقای این حقوق وآزادی ها در موارد خشونت علیه زنان مایه نگرانی همه کشور هاست.اصطلاح خشونت علیه زنان به هر فعل خشونت آمیز مبتنی بر جنسیت مونث اطلاق می گردد که منجر به اسیب دیدگی یا رنج جسمانی ؛روان یا جنسی ایشان می شود.از جمله موارد تهدید و ارتکاب این گونه افعال؛میتوان از اجبار وسلب خودسرانه آزادی؛خواه در زندگی خصوصی یا عمومی نام برد.براین اساس خشونت علیه زنان؛موارد زیر رادر بر میگیرد:خشونتت جسمانی؛جسمی وروانی که در درون خانواده روی میدهد. از جمله ضرب و جرح؛سوئ استفاده جنسی از کودکان دختر؛خشونت های مربوط به جهیزیه؛تجاوز توسط شوهر؛خشونت توسط کسانی غیر از شوهر و خشونتی که به استثمار مربوط میشود.

خشونت جسمانی؛روانی و جنسی که در درون کل جامعه متوجه زنان میشود.از جمله تجاوز به عنف؛سوئ استفاده های جنسی؛آزار رسانی و ارعاب جنسی در محل کار؛در نهادهای آموزشی و اماکن دیگر؛خرید و فروش زنان و روسپیگری اجباری؛عقیم سازی ؛سقط جنین اجباری و بارداری نا خواسته ؛کشتن نوزاد دختر وجنسیت گزینی؛همانطور که بر میاید خشونت علیه زنان یک عبارت عام و با رویکردی جامه شناسی محسوب می شود.یعنی بسیاری از مسایلی که در این محدوده قرار میگیرند داخل حیطه مجرمانه نبوده.

برای آگاهی از نمونه های تاریخی این اشکال خشونت می توان از جملات سن تگوستین و ناپلئون یاد کرد. سن آگوستین معتقد است مخردانه در تصویر خداوند آفریده شدهاندواگر زن را به اتفاق شوهرش در نظر بگیریم که آنها هر دو در تصویر خداوند آفریده شده اند؛اما زنان مجزا از شوهران خوداز چنین امتیازی برخوردار نیستند!


ادامه مطلب
نوشته شده توسط بهاره | لینک ثابت | موضوع:  
پنجشنبه یازدهم بهمن 1386 ساعت 12:42

داشتم به اين فكر ميكردم كه در سالي كه گذشت چكار كرديم و چه شد. من پارسال خودم در حركت هاي دنشجويي شركت كرده بودم و دربرابر  قوانين تبعيض  جنسيتي فعال بودم.البته  تنها من كه نه  خيلي هاي ديگه هم بودند خود شما حتما يكي ا ز اون خيلي ها هستيد نه ؟حالا ببينم و ببينيم كه محصولي هم داشتيم يا ...

در ابتدا جوابم نه بود و لابد شما هم مثل من ! با خودم مي گفتم مگه مشكلي حل شده كه ما زنان هم به خواسته هامون رسيده باشيم و حق و حقوق خودمان را بگيريم؟ اصلا كي به ما حق و حقوقي ميده؟سال به سال دريغ از پارسال  تا ديروز سر حجاب و نوع لباس و اينها بيشتر توي تابستون گير ميدادند الان  بگير و ببندا به زمستون هم كشيده و.. تا ديروز حق حضانت حد اقل نرفته بودتومجلس كه قانوني بشه حالا داره ميشه تا ديروز فعالين زن رو اينهمه در زندانها نگه نميداشتند و اينهمه روشون فشار نبود كه حالا هست وياحداقل تونسته بوديم  دوسه بار يه تجمع اي را ه بيندازيم و خواسته هامون رو بگيم ولي يكساله كه ديگه اصلا اجازه نميدن جايي جمع بشيم و قانوني هم شده خواسته هامون رو بگيم با خودم گفتم خب بدتر شده كه بهتر نشده آيا بهتر نيست سرم را مثل كبك توي برف كنم و سعي كنم نبينم چي داره ميگذره؟  حداقل اينطوري فقط دردهاي خودم  را مي بينم.

مردم نون شب ندارندحتي ديگه مردها هم نمي توانند يك لقمه نون در بيارن و سر سفره بگذارند. حالا ما ميخواهيم بريم بگيم حق اشتغال و حقوق برابر و ... به ما بدهيد؟؟؟ نميگن زن بشين سرجات مرداش كار ندارند توي ضعيفه حالا اومدي و مدعي كار و نان ... شدي ؟!!!

توي همين فكر و خيالها بودم ديدم  ترجيح بند  جواب به همه اين فكروخيالها اين بود ولش كن بابا همينه كه هست ...اينهمه كرديم چي شد كه بعد از اين بشه ... يك دفعه به خودم نهيبي زدم كه هي !كجاي كاري اينهمه داري آيه ياس ميخوني  اينكه خودش كه خودشه خب  هدف ازاينهمه بگير و ببند ها كه همينه كه تو به اين نقطه برسي وخسته بشي و بكشي كنار  حالا هم كه رسيدي, اونيكه برات نقشه ها كشيده بود كه به هدفش رسيده نميخواي كه اين هدف رو درب و داغون كني و عليه اش عمل كني باز ميخواي مثل كبك باشي و دل بعضي ها رو شاد  كني كه به هدفشون رسيدند وتو رو خونه نشين كردند مگه تنها زيان كننده باز خودتي وخودمون نيستيم

ديدم اينطور كه نميشه كاري نتيجه نده حتما كه ميده و من توباغش نيستم با خودم گفتم بيا روي يك ورق بنويسيم كه چي از دست داديم و يك طرف ديگه كاغذ بنويسيم چي  بدست آورديم. خب همه از دست رفتنها روكه  رديف كردم حالا بيام روي چيزيهايي كه بدست آورديم و شروع كردم به نوشتن و نوشتن

باديدن طرف دوم كاغذ كمي قوت قلب گرفتم.  از اينكه حرفمون رو ميزنيم و ساكت نيستيم اينكه ما در هر صحنه اي هستيم از دانشگاه گرفته و كارخونه ها  و .. اينكه امضاء گيري مون هنوز ادامه داره و پشتوانه كارمونه اينكه  زبان اعتراض رو ياد گرفتيم و اينكه تا خودمون دست بكار نشيم هيچكس به فكر ما نيست واينكه اتفاقا اين بگير و ببند ها و محدوديت ها نشان زنده بودن جنبش ماست نه ضعف ما ,ديدم چقدر حرف و چقدر پيشرفت كه  خودمون هم متوجه اون نيستيم همين كه در همه جا هستيم و خواسته هامون بالادستهاست اينها رو با قبل كه مقايسه ميكنم ميبينم برخلاف چند ساعت قبلم كه ياس و نااميدي غلبه كرده بود ديگه چشم انداز را خيلي روشن مي بينم خيلي روشن ترازاونچه ميشه تصور كرد  ديگه مثل اوائل ضعيف نيستيم كه هر چه ميخواهند به ما زور بگندوما بالاترين هزينه ها را داديم وخواهيم داد مهم اينه كه تسليم قوانين و اجبارات مردسالار و تبعيض آميز نشديم. الان با افتخار عكس كساني را بدست ميگيريم كه بخاطر اعتراضاتشان و ايستادگي شان در زندان هستند. حالا يك آن تصور كن كه اگر نبوديم چه ميشد؟

هستم اگر ميروم گر نروم نيستم...

بله , ما هستيم وبايد در همه جا حضور داشته باشيم اين خود به سرانجام رسيدن خواسته ها ي بحق مان است .

پس اين تلاشها و فعاليت ها روزي به ثمرنهايي خود ميرسد. شايد نتوانيم بلافاصله نتيجه آنرا ببينيم و حقمان را بگيريم اما پايه هاي يك جامعه برابر و آزاد و آري از هر گونه تبعيض  را خشت به خشت ما روي هم ميچينيم تا به بلوغ برسد و “چشم انداز خيلي روشن است“هزينه آنرا هرچه هست بايد پذيرا بود و ياس و نااميدي را ازخود زدود.

اكنون بايد دست در دست هم بگذاريم و همه جا آوا سر دهيم آواي برابري...

سپيده سلامي

 

نوشته شده توسط بهاره | لینک ثابت | موضوع:  
چهارشنبه دهم بهمن 1386 ساعت 23:52

وكيل مدافع بهاره هدايت، عضو شوراي مركزي دفتر تحكيم وحدت (طيف علامه) از احضار موكلش به دادسراي انقلاب خبر داد.

هوشنگ پوربابايي در گفت‌وگو با خبرنگار حقوقي ايسنا اظهار كرد: بهاره هدايت به شعبه‌ي اول بازپرسي دادسراي امنيت احضار شده است اما با مذاكراتي كه بين من و بازپرس پرونده انجام شد، قرار شد پرونده‌هاي اين دانشجويان به علت تراكم كاري شعبه به اسفندماه موكول شود.

وي يادآور شد: موكلم به همراه چند تن ديگر از اعضاي شوراي مركزي دفتر تحكيم وحدت (طيف علامه)، 18 تيرماه امسال در مقابل دانشگاه اميركبير بازداشت شده بود و بعد از مدتي با توديع قرار وثيقه 50 ميليون توماني آزاد شد

نوشته شده توسط بهاره | لینک ثابت | موضوع:  
چهارشنبه دهم بهمن 1386 ساعت 23:44
شعبه‌ي 13 دادگاه انقلاب؛ مريم ميرزا و سارا لقمانيان از بازداشت‌شدگان و متهمان پرونده تجمع مقابل دادگاه انقلاب را تبرئه‌ كرد.

اتهامات وارد شده بر اين فعالان حقوق زنان اجتماع و تباني به قصد برهم زدن امنيت كشور، اخلال در نظم عمومي و تمرد در مقابل پليس عنوان شده بود اما بعد از بررسي در شعبع 13 دادگاه انقلاب حكم تبرئه آنها صادر شد.


نوشته شده توسط بهاره | لینک ثابت | موضوع:  
چهارشنبه دهم بهمن 1386 ساعت 23:36
ماهنامه زنان لغو مجوز شد. جالب است این خبر را « يك منبع آگاه در گفت‌‌و‌گو با خبرنگار اجتماعي فارس» پیش از اطلاع به مدیر مسئول مجله زنان به این خبرگزاری اعلام می کند وما درتماس با شهلا شرکت می شنویم که « به ما چیزی اعلام نشده و ما کماکان به کارمان ادامه می دهیم.»

این منبع اگاه اعلام کرده که «ماهنامه زنان به مدير‌ مسئولي شهلا شركت در جلسه امروز هيئت نظارت بر مطبوعات به ‌دليل درج مطالب و اخبار به گونه‌اي كه موجب سلب امنيت رواني جامعه مي‌شد، همچنين به دليل به مخاطره انداختن سلامت روحي، فكري و رواني مخاطب و القاي اين‌كه در جامعه امنيت وجود ندارد و به دليل سياه‌‌نمايي وضعيت زنان در جمهوري اسلامي لغو مجوز شد.وي اظهار داشت: اين ماهنامه به دليل اخلال در حقوق عمومي و تضعيف نهادهاي نظامي و انقلابي از جمله بسيج مستند به اصل 24 قانون اساسي و صدر ماده 6 قانون مطبوعات و مصوبه نشست 298 شوراي عالي امنيت ملي به تاريخ 28/8/79 و تبصره 2 از ماده 5 قانون مطبوعات مبني بر لازم‌الاجرا بودن اين مصوبات به دليل بي‌توجهي به تذكرات كتبي و شفاهي كه پيش از اين مكرراً به مدير مسئول نشريه در باب رعايت قانون مطبوعات و ساير مقررات و دستور‌العمل‌هاي مربوطه داده شده است، بنا به رأي اعضاي هيئت، لغو مجوز شد»

مجله زنان که 16 سال است بی وقفه و فعالانه طی این سال های پرفرازو نشیب در عمومی کردن بحث حقوق زنان و طرح مسائل اجتماعی زنان نقشی ماندگار و گسترده داشته است اکنون نیز همچون گذشته که تیر تک صدا سازی نخست زنان را مورد هدف قرار می دهد مورد غضب فرصت سوزان قرار گرفت تا نکند «زنان» نیز سهمی در عمومی کردن مطالبات زنان داشته باشد.

از بهمن 1370تا بهمن 1386 تاکنون 151 شماره از این مجله وزین منتشر شده است .ماهنامه زنان همچنین از حامیان کمپین یک میلیون امضا بوده است. لغو مجوز این نشریه در زمانی صورت می گیرد که مطالبات حقوقی زنان در سطح گسترده ای عمومی شده است . اما آیا می توان با حذف و سرکوب، این صدای حق طلبانه را براحتی خاموش کرد؟

عكسي كه ماهنامه زنان را پس از شانزده سال انتشار لغو امتياز كرد!

نوشته شده توسط بهاره | لینک ثابت | موضوع:  
یکشنبه هفتم بهمن 1386 ساعت 23:1
 
روز پنجشنبه سوم بهمن ماه اولین جلسه حقوق زن با حضور شیرین عبادی و دکتر سلطانی در جلسه کانون مدافعان حقوق بشر برگزار شد. در این جلسه که توسظ کمیته حقوق زن کانون مدافعان حقوق بشر و با هماهنگی کمیته پی گیری و کمیته رسانه کمپین یک میلیون امضا برگزار شد، اولین گروه داوطلبان شرکت در جلسات حقوق زن که حدود 30 نفر از اعضای کمپین یک میلون امضا بوده و پیش تر نیز درکارگاه های آموزشی کمپین شرکت کرده بودند حضور داشتند. در جلسه نخست، کتاب حقوق زن نوشته شیرین عبادی از سوی کمیته حقوق زن و به رایگان به شرکت کنندگان کارگاه ارائه شد ودرباره موارد و مشکلات حقوقی ای که اعضای کمپین هنگام جمع آوری امضا با آن برخورد می کنند صحبت شد. این جلسات در آینده با جلسات حقوقی وهمچنین حقوق متهمین ادامه خواهد یافت.
نوشته شده توسط بهاره | لینک ثابت | موضوع:  
یکشنبه هفتم بهمن 1386 ساعت 22:33
نسیم سلطان بیگی٬ امروز از زندان آزاد شد.

نسیم سلطان بیگی دانشجوی ارتباطات دانشگاه علامه طباطبایی٬ که در نیمه های شب دوازدهم آذر٬ در خیابان ربوده شده بود٬ بعد از ظهر امروز٬ شنبه٬ ۶ دی ماه٬ از زندان اوین آزاد شد.نسیم با وثیقه ای ۵۰ میلیون تومانی و پس از ۵۵ روز مقاومت آزاد شد

نوشته شده توسط بهاره | لینک ثابت | موضوع:  

شنبه ششم بهمن 1386 ساعت 10:58

درقرن ششم و حول و حوش همان روزگاراني كه خيام ترانه‌هايش را مي‌سرود و غزنويان ، سلجوقيان و سامانيان بر ايران زمين حاكم بودند، مهستي گنجوي از برجسته ترين چهره‌هاي ادب وشعر و موسيقي ايران زمين بود. زندگي مهستي كه در واژه پارسي به معناي «ماه‌بانو» يا «ماه خاتون»، است، البته هم چنان در هاله‌يي از ابهام و افسانه پوشيده است. و آنچه از تاريخ آن زمان مانده يا سكوت است و يا چند جمله اي مبهم. ولي آنچه به زحمت مي توان استنتاج كرد ، چهره زني جسور، اديب و ادب شناس، شاعر و نوازنده و مبارز براي حقوق زنان. نامش منيژه مهستي گنجوي يا مهستي گنجوي و يا مهستي دبيراست.او همسر ابن‌خطيب امير تاج‌الدين احمد گنجوي بود كه خود از اديبان آن زمان است. به گفته برخي مورخان، مهستي حدود  سال576 هجري  درسن 86 سالگي درگذشته است.
ازجمله اشعاري كه از مهستي درباره وضعيت زنان به ثبت رسيده اين سروده است:
ما را به‌دم پير نگه نتوان داشت
در حجرهٌ دلگير نگه نتوان داشت
آن‌را كه سر زلف چو زنجير بُود
در خانه به‌زنجير نگه نتوان داشت
نوشته شده توسط بهاره | لینک ثابت | موضوع:  
چهارشنبه سوم بهمن 1386 ساعت 17:49

اون سالي كه مي خواستم كنكور بدم آرزوي همه كنكوريهاي الان رو داشتم. فقط قبول بشم, حالا هر ر شته اي كه شد. اينطرف و اونطرف پرس و جو كردم همه گفتن رشته مامائي الان دانشجو زياد قبول مي كنه. منم فقط براي اينكه قبول بشم اين رشته رو انتخاب كردم و قبول شدم كه بعدا هم استادم مي گفت: حتي تو مي تونستي دندانپزشكي قبول بشي.

بگذريم با هر مكافاتي بود فوق ديپلم گرفتم. حالا بماند چقدر خرجم شد و هر روز جلوي دانشگاه چقدر اعصاب آدم رو بهم مي ريختن كه خانم مانتوت كوتاه و تنگه, خانم چرا رنگش روشنه, چرا شلوارت اين مدليه, چرا مغنه مخصوص اين دانشگاه رو سرت نيست و ... باورتون نمي شه يه مغنه اي براي اون دانشگاه طراحي كرده بودن كه عين چادر بود وقتي سرت مي كردي دستات هم پيدا نبود. تو دستشوئي ها هم كنترل مي كردن كه كسي جلوي آينه نباشه كه بخواد آرايش بكنه.

بيرون دانشگاه هم كه بيچارگي دو برابر بود اسمش اينه كه دانشگاه رفتي ولي با اين مدارك الكي نه تنها هيچ جا, جات نيست تازه همه مسخرت مي كنن كه اينم رشته است كه تو خوندي؟!

ولي با اين حال با هر زحمتي بود براي ليسانس قبول شدم اينبار دولتي بود ولي چه جوري؟! اون سال سهميه براي مامائي رو شبانه گرفتم يعني اصلا حق انتخاب روزانه اي وجود نداشت كه بتوني رايگان تحصيل كني اسمش هم دولتي بود ولي شبانه اي كه برابر دانشگاه آزاد خرج كردم. – حالا خدا و شكر وضع مالي بابام بد نبود كه از پس مخارج برنياد ولي آخه تا چه حد؟! – بالاخره ليسانس گرفت.

ولي بايد طرح دو ساله ام رو مي گذروندم. تو اين مدت دو سال نه حق خروج از كشور رو داري, اگه هم وسطش انصراف بدي حق باز كردن مطب رو نداري و شماره نظام پزشكي هم نمي دن. تو بيمارستاني هم كه طرح دو ساله رو مي گذروني حق خروج ازش رو نداري بايد هم حتما چادر سرت باشه اگه هم يك قلم آرايش داشته باشي بلافاصله اخراجت مي كنن و كلي چيزهاي ديگه.

راستش تو اين مدت خيلي اذيت شدم و كسي هم رشته اي رو كه خوندم به حساب نمي آره تصميم گرفتم رشته ام رو تغيير بدم چون هرچي جون ميكني باز محدوديت ها و مشكلاتش ولت نميكنه و بايد هي بدويي و تازه آخرش هم اينهمه بهت گير بدن آخرش چي ؟ فعلا قيد كار و بيمارستان رو زدم كه اگه برام كار ديگه اي پيدا بشه انجام مي دم حالا خدا رو شكر بابايي دارم كه بتونه روزي مو بده وگرنه كه مثل همكاراي ديگم بايد ميسوختم و مي ساختم .

ولي هميشه اين جمله تو گوشم است كه: هيچگاه مايوس مشو زيرا ممكن است آخرين كليدي كه در جيب داري قفل را بگشايد

زلال يوسفي
نوشته شده توسط بهاره | لینک ثابت | موضوع:  
چهارشنبه سوم بهمن 1386 ساعت 12:11

وکیل مدافع سوسن طهماسبی، آسیه امینی و فاطمه گوارایی از بازداشت‌شدگان و متهمان پرونده تجمع مقابل دادگاه انقلاب از تبرئه‌ی موکلانش از سوی شعبه‌ی ۱۳ دادگاه انقلاب خبر داد.

فریده غیرت گفت: صبح امروز در مراجعه‌ای که به شعبه‌ی ۱۳ دادگاه انقلاب داشتم، مطلع شدم که حکم برائت سوسن طهماسبی، آسیه امینی و فاطمه گوارایی از بازداشت‌شدگان تجمع ۱۳ اسفند ماه مقابل دادگاه انقلاب صادر شده است.

 وی عناوین اتهامی موکلانش را اجتماع و تبانی به قصد برهم زدن امنیت کشور، اخلال در نظم عمومی و تمرد در مقابل پلیس عنوان کرد و گفت: با توجه به بررسی‌های صورت گرفته لایحه‌ی دفاعی این جانب و لایحه‌ی دفاعیه‌ی موکلانم، حکم برائت این سه تن صادر شد.

نوشته شده توسط بهاره | لینک ثابت | موضوع:  
چهارشنبه سوم بهمن 1386 ساعت 12:9
انجمن اسلامی امیرکبیر به عنوان نهادی که از ابتدای برپایی این غائله در نوک پیکان حملات و اتهام زنی جریانات اقتدارگرا قرار داشت، این حق را برای خود محفوظ می دانست که پس از صدور حکم برائت به یکایک اتهاماتی که در این مدت افراد و جریانات مختلف بر علیه آن و اعضای انجمن مطرح نمودند، پاسخ گوید و به رسوا نمودن این مدعیان دروغین شریعت بپردازد. اما ترجیح داد حال که در روالی قانونی و حقوقی بیگناهی این انجمن و اعضایش به اثبات رسیده، در فضایی به درو از جنجال و هیاهو مسائل باقی مانده در این پرونده حل و فصل گردد. اما گذشت یک ماه از صدور حکم برائت و صدور دستور آزادی این سه دانشجو و در مقابل عدم آزادی این دانشجویان نشانگر وجود و اعمال اراده ای فراقانونی، غیرقضایی و سیاسی در پرونده ای قضایی است. انجمن اسلامی امیرکبیر اجازه نخواهد داد که سکوت آن توسط تمامیت خواهان مصادره به مطلوب شده و مورد بهره برداری قرار گیرد. انجمن اسلامی پلی تکنیک نگه داری طولانی مدت دانشجویان در زندان را امری بر خلاف کلیه قوانین موجود در ایران می داند و این مسئله را ظلمی مضاعف در حق 3 دانشجوی بیگناه می داند. ظلمی که در صورت تداوم به هیچ وجه از سوی جریانات دانشجویی عدالت طلب و آزادیخواه سراسر کشور بدون پاسخ نخواهد ماند.(خبرنامه امیرکبیر)
نوشته شده توسط بهاره | لینک ثابت | موضوع: