تبليغاتX
ما با هم برابریم

شنبه سی و یکم فروردین 1387 ساعت 10:41
نوشته شده توسط بهاره | لینک ثابت | موضوع:  
شنبه سی و یکم فروردین 1387 ساعت 9:42

پنج‌شنبه بیست و نهم فروردین ماه مادر روناک صفازاده برای پی‌گیر شدن وضعیت روناک که بعد از دادگاه اول هنوز در بلاتکلیفی است و حکمی به وی ابلاغ نشده است به دادگاه انقلاب مراجعه می‌کند. که با بدترین توهین‌ها و تهدیدها از طرف معاون دادستان سنندج آقای امیری روبه‌رو می‌شود. معاون دادستان این مادر دردمند را تهدید به کشتن روناک می‌کند و همچنین می‌گوید روناک هنوز آدم نشده و در زندان به کارهایش ادامه می‌دهد حال آن‌که روناک در زندان به زنان سواد می‌آموزد و کلاس‌های سوادآموزی و کتابخانه با هزینه ناچیزی که دوستانش کمک می‌کنند دایر کرده و این تهدیدی برای امنیت است!؟

روناک صفازاده دانشجوی رشته گرافیک که بیش از هفت ماه است در زندان به‌سر می‌برد و هانا عبدی هم متعاقباً شش ماه است در زندان است. طی تماسی با وکیل انسان‌دوست این دو عزیز آقای دکتر شریف برای گرفتن آخرین اخبار از وضعیت این دو فعال زنان و دانشجو، بنا به اظهارات ایشان روناک هنوز در انتظار دادگاه دوم است و اتهامی که در پرونده او قید شده محاربه می‌باشد که طبق قانون مجازات اسلامی چهار مجازات دارد که سه مورد آن مرگ است و دیگری زندان در تبعید، که این وکیل دلسوز از تلاش برای رهایی این عزیزان می‌گوید. همچنین طبق اظهارات آقای شریف هنوز هانا عبدی پس از شش ماه بازداشت تفهیم اتهام نشده و فقط طی دیداری که با ایشان داشته‌ند از سخنان هانا در رابطه با بازجویی‌هایی که شده است. اتهام ایشان اجتماع و تبانی برای ارتکاب جرم می‌باشد استنباط گشته است و وی هنوز در انتظار تشکیل دادگاه می‌باشد

نوشته شده توسط بهاره | لینک ثابت | موضوع:  
سه شنبه بیست و هفتم فروردین 1387 ساعت 11:15
ادامه بازداشت خدیجه مقدم در بازداشتگاه وزرا غیرقانونی است.” نسرین ستوده یکی از وکلای خدیجه مقدم دستگیری و نگهداری موکلش را در بازداشتگاه وزرا غیر قانونی عنوان می کند.هفت روز پیش خدیجه مقدم فعال امور زنان مقابل منزلش دستگیر می شود و در حالی که به دست هایش دستبند زده شد به بازداشتگاه وزرا منتقل شد . وکلای ا وبه بازداشت و این نوع نحوه دستگیری او معترضند.

 خدیجه مقدم از فعالان حوزه زنان است که طی سال گذشته درکمپین یک میلیون امضا برای تغییر زنان ‏حضوری فعال داشته است و بعنوان یکی از مادران صلح هم همیشه در پی حل مشکلات بود. در دیداری که روز گذشته اعضای کمپین یک میلیون امضا برای تغییر قوانین نابرابر با خانواده مقدم داشتند ستوده می گوید: “در درجه اول به نحوه دستگیری اعتراض داریم که با اعمال فشار فیزیکی و ورود غیرقانونی به مجتمع مسکونی کاری خلاف قانون انجام داده اند.”

 به گفته ستوده طبق قانون بازداشت افراد بیش از بیست و چهار ساعت غیرقانونی است و حتما باید فرد به یکی از زندانهای تحت نظارت سازمان زندانها منتقل شود. این در حالی است که خدیجه مقدم هفت روز است در بازداشتگاه وزرا آن هم در انفرادی به سر می برد و امکان هیچ گونه تماس با خانواده را ندارد.تبلیغ علیه نظام، اقدام علیه امنیت ملی و تشویش اذهان عمومی از جمله اتهامهائی است که به خدیجه مقدم وارد کرده اند.در جلسه دیروز که با میزبانی همسر خدیجه مقدم اکبر خسرو شاهی برگزار شد جمعی از مادران صلح، و اعضای کمپین یک میلیون امضا و همچنین پروین اردلان برنده جایزه اولاف پالمه حضور داشتند . این بار جای خالی خنده های همیشگی خدیجه مقدم حس می شد هرچند همسرش با روحیه بالا فضای خانه اش را برای میزبانان دلپذیر کرده بود.

 اکبر خسرو شاهی که از حامیان اصلی فعالیتهای همسرش محسوب می شود با لبخندی بر لب می گوید :”علاقه و عشق خدیجه موجب فعالیتش در این حوزه شده است .”سخنان همسر خدیجه مقدم که چندی پیش گفته بود که باید به جای دستبند دستان همسرم را بوسید در این جلسه به عنوان سخنانی که تاثیر زیادی بر مردان جامعه داشته عنوان شد.خسرو شاهی می گوید: “از وضعیت کنونی خدیجه مقدم خبر دقیقی در دسترس نیست. طبق قول سبحانی دادیار دادگاه انقلاب که صبح یکشنبه به او مراجعه کردم پاسخی نداد و حنی برای پی گیری های بعدی خواستار آن شد که به دادگاه مراجعه نکنم.”

در همین ز مان یکی از مادران صلح با اشکی در چشم می گوید: “وقتی فهمیدم خدیجه در بازداشتگاهی نمور و نمناک به سر می برد تا صبح نخوابیدم چه کسی فکر می کرد مادری که طرفدار صلح است در شرایط سخت این چنینی نگهداری شود .”

 

نوشته شده توسط بهاره | لینک ثابت | موضوع:  
سه شنبه بیست و هفتم فروردین 1387 ساعت 9:39

 

وقتي موضوع دستگيري خديجه عزيزم را  در سايت تغيير براي برابري خواندم, ابتدا باورم نمي شد, اما ناخواسته ياد  اين شعر از شاملو  افتادم:

آنان كه بر در مي كوبند شبا هنگام                     به كشتن چراغ آمده اند

چرا كه همواره خديچه با فعاليت ها و تلاشهايش براي زنان, مخصوصا زناني كه به دليل قوانين تبعيض آميز پشت ميله هاي زندان نشسته يا در انتظار اجراي حكم خود بودند مانند چراغي بود در تيرگي روياهاي آنان. 

خديجه همواره براي من الگويي از يك زن پرشور  و فعال, صلح طلب و انسان دوست بود كه با برقراري رابطه هاي انساني با همه زنان مهر و عواطف خود را نثار آنان ميكرد و به آنها اميد زندگي و انگيزه مقاومت ميداد.

وقتي نوشته هاي ديگر مادران و  كمپين و يا ديگر قعالان رو ميخواندم ميديدم كه ميشه به اين واقعيت اذعان كرد كه انگيزه ها  و اراده خديجه در تك تك زنان و دختراني كه اسم او را شنيده اند دانه كاشته . پس همه ما ميتوانيم مانند خديجه براي همنوع هاي خود از وجود خودمون  بگذريم   و مايه گذاري داشته باشيم.  هر چند كه خيليهامون  او را از نزديك نديده ايم ولي به او و همه مادراني كه براي دفاع از حقوق انساني خواهران و دخترانشان قيام ميكنند و بخش زيادي از زندگي خود را وقف اين كار مي كنند عشق  مي ورزيم و تلاش آنها برايمان بسيار ارزشمند است ياد ميگيريم كه نبايد تسليم شرايط از پيش تعيين شده شد بلكه  همواره بايد به آن چه بايد باشد و نيست  چشم دوخت و براي تغيير آن گام برداشت   .

 

 

نوشته شده توسط بهاره | لینک ثابت | موضوع:  
سه شنبه بیست و هفتم فروردین 1387 ساعت 8:29

شعبه 16 دادگاه انقلاب اسلامی زینب پیغمبرزاده را به دو سال حبس تعلیقی محکوم کرد.

وی که اسفند 85 همراه سی و دو نفر از فعالین زن مقابل دادگاه انقلاب بازداشت شده بود، آذرماه گذشته به اتهام فعالیت تبلیغی علیه نظام و اجتماع و تبانی به قصد بر هم زدن امنیت کشور،اخلال در نظم عمومی و تمرد در مقابل پلیس در در این شعبه محاکمه شد.

دراین حکم آمده است : "با عنایت به محتوای پرونده کیفرخواست و اظهارات و مدافعات متهم در دادگاه و وکلای مدافع متهم و محل دستگیری مشارالیه مجرمیت نامبرده در حد اجتماع غیرقانونی و جرایم علیه امنیت داخلی محرز و مسلم می باشد .مستنداً بر اساس ماده 610 قانون مجزات اسلامی با رعایت ماده 25 قانون مجازات اسلامی نامبرده را به دو سال حبس تعلیقی محکوم می نماید."

این حکم دهم فروردین ماه در منزل سابق پیغمبرزاده ابلاغ شده است . او در مدت قانونی درخواست تجدید نظر خواهد داد.

نوشته شده توسط بهاره | لینک ثابت | موضوع:  
دوشنبه بیست و ششم فروردین 1387 ساعت 11:19

كانون زنان ايراني _ دكتر اكبر خسروشاهي همسر خديجه مقدم درباره آخرين وضعيت همسرش از تغيير سلول او انتقال او به جاي مناسب تري خبر داد.دكترخسروشاهي هر روز براي پي گيري وضعيت همسرش به دادگاه و بازداشتگاه وزرا مراجعه مي كند اما تا كنون موفق به ديدار او نشده است. او گفت با اصرار بسياري نوشته اي از همسرم نشانم دادند كه در آن عنوان كرده بود كه در جاي مناسب تري هست. ديروز هم به دادگاه مراجعه كردم گفتند بازپرس پرونده مراخصي هستند.

خدیجه مقدم از اعضای کمیته مادران کمپین یک میلیون امضا و مادران صلح و فعال زیست محیطی و جامعه مدنی، از صبح روز سه شنبه هفته گذشته به دلیل برگزاری میهمانی و نشست در منزل شخصی و با حضور اعضای کمپین و سایر دوستانش ، با ورود ماموران امنیتی در منزلش بازداشت و از آن تاریخ تا کنون پس از دو مرحله بازجویی در دادیاری امنیت دادگاه انقلاب و پلیس امنیت، در بازداشتگاه وزرا به سر می برد. به رغم پیگیری های متعدد خانواده و وکلای این عضو کمپین هنوز مسئولان هیچ پاسخ معینی به مراجعین نداده و خانم مقدم در وضعیتی بلاتکلیف در بازداشتگاه وزرا به سر می برند. در همین خصوص با لیلا علی کرمی یکی از وکلای خدیجه مقدم گفتگویی انجام داده ایم که از نظرتان می گذرد.

سرکار خانم علی کرمی اينطور كه در خبرها به نقل از خانم مقدم اظهار شده دليل بازداشت ايشان برگزاري نشست و مهماني با اعضاي كمپين يك ميليون امضا در منزل شخصي ايشان اعلام شده است. آيا برگزاري جلسات و نشست در منزل شخصي از نظر قانوني مي تواند مصداق بازداشت افراد قرار بگيرد؟

موارد بازداشت افراد در قانون ذکر گردیده و برگزاری جلسات و میهمانی به هیچ عنوان نمی تواند مجوز بازداشت باشد، بلکه این امر بر خلاف قانون و شرع مقدس اسلام هم هست


ادامه مطلب
نوشته شده توسط بهاره | لینک ثابت | موضوع:  
یکشنبه بیست و پنجم فروردین 1387 ساعت 9:40

راز مرگ چيست؟

راز مرگ دختر دبيرستاني که در پي سقوط از پشت بام يک ساختمان شش طبقه جان باخته بود، پس از گذشت دو هفته فاش و مشخص شد او به خاطر ناکامي در کنکور آزمايشي جان باخته است.

 

اين دختر 19 ساله که ساناز نام داشت صبح روز 9 فروردين ماه امسال خودش را به پشت بام ساختمان شش طبقه بانک پاسارگاد اصفهان رساند و در پي سقوط از آنجا جان خود را از دست داد. پس از وقوع اين حادثه بازپرس قنبري - بازپرس جنايي اصفهان - تحقيقاتي را در اين خصوص آغاز کرد و با توجه به اينکه در محل حادثه يک نردبان فلزي قرار داشت و همچنين با توجه به نشانه هاي ديگر فرضيه قتل ساناز منتفي و مشخص شد وي خودکشي کرده است.

 

در شرايطي که افشاي انگيزه ساناز از شتافتن به سوي مرگ مهم ترين نکته در اين پرونده بود، کارآگاهان و بازپرس جنايي تصميم گرفتند با حرکت در جهت عکس عقربه هاي ساعت، آخرين رويدادهاي زندگي دختر دبيرستاني را مرور کنند. نگهبان ساختمان شش طبقه در اظهاراتش گفت؛ ساناز با اين ادعا که کارشناس معماري است و مي خواهد از خيابان مجاور عکاسي کند مرا قانع کرد در پشت بام را برايش باز کنم. وقتي به بالاي ساختمان رسيديم آن دختر از من خواست محل را ترک کنم. وقتي به پايين آمدم با نگاه به بام ديدم ساناز در نقطه خطرناکي ايستاده است. به اين خاطر نگهبان بانک را هم در جريان گذاشتم و به سرعت با آسانسور خودم را به پشت بام رساندم اما هرچه گشتم اثري از دختر پيدا نکردم تا اينکه فهميدم او به پايين پرت شده است.

 

در ادامه تحقيقات مشخص شد: ساناز ساعتي پيش از سقوط مرگبار به يک موسسه آموزشي کنکور رفته و با شاور تحصيلي به گفت وگو پرداخته بود. به گفته مشاور تحصيلي دختر 19 ساله پس از ناکامي در کنکور آزمايشي به سراغ وي رفته و در حالي که مضطرب و پريشان بوده پس از دقايقي گفت وگو از او خواسته بود اجازه دهد به پشت بام برود اما زماني که با پاسخ منفي مواجه شد موسسه آموزشي را ترک کرد.

 

در حالي که مشخص شده بود ساناز به احتمال زياد به خاطر ناکامي در کنکور آزمايشي خودکشي کرده است والدين او نيز مورد پرس وجو قرار گرفتند و معلوم شد دختر دبيرستاني شب قبل از حادثه از مادرش درباره خودکشي سوال کرده و پرسيده بود آيا چنين عملي نزد خداوند گناه محسوب مي شود؟ ساناز همچنين در اين باره با چند نفر ديگر گفت وگو و سوال کرده بود اگر کسي از بلندي سقوط کند حتماً مي‌ميرد. کم اشتهايي و حالت تهوع از ديگر علائمي بود که از وضعيت روحي غيرعادي ساناز در واپسين روزهاي زندگي خبر مي داد.

 

به گزارش پايگاه اطلاع رساني عبرت با افشاي علت خودکشي ساناز پرونده او مختومه شد.

 

اين هم نمونه ديگري از نو آوريهاي سال تحول و شكوفايي! مي باشد!!! به راستي چرا تاريخ جامعه ما چنين سرنوشتي را براي دختران  رقم مي زند؟ براساس تحقيقي که در سال 1378 انجام شده، خودكشي در ميان زنان چيزي حدود چهار برابر مردان است. اکنون ايران در رده سوم کشورهاي رکورد دار خودکشي در جهان قرار دارد.  وخودكشي ها  بيشتر در ميان گروه سني زنان 18 تا 24 ساله رايج مي باشد.

اگر دختران و پسران اين آب و خاك هم از مينيمم امكانات زندگي و از حق انتخاب زندگي خود برخوردار بودند, اگر امكان پرداخت بودجه تحصيل را داشته باشند, اگر امكان انتخاب رشته دلخواه خود را داشته باشند, اگر به جاي بند كردن به حجاب و ظاهر دختران و طرح تفكيك جنسيتي در كتب درسي و.... در دانشگاهها امكانات تحصيلي و كمك آموزشي فراهم باشد و مهم تر از همه اگر امكان تحصيل براي همه دختران و پسران فراهم باشد و اگر مجبور نباشند بجاي نشستن پشت ميز كلاس در خيابانها دنبال يه لغمه نون براي خانواده  باشند و هزار اگر ديگر  كه انسان را به پايان مي رساند و اميد زندگي را از او ميگيرد... خودكشي ديگر معني نداشت. پس بجاي اينكه انگيزه ساناز و ساناز ها را مورد سوال قرار بدهيم بايد پرسيد كه مسبب ايجاد اين انگيزه در سانازها كجا و كيست؟؟؟؟

 

 

نوشته شده توسط بهاره | لینک ثابت | موضوع:  
شنبه بیست و چهارم فروردین 1387 ساعت 10:17
چندی قبل مسئولان حراست یکی از ورزشگاه ها، یکی از ملی پوشان کاراته را به دلیل پوشیدن مانتوی گلدار به داخل سالن راه نداد و این ملی پوش از شرکت در تمرینات باز ماند. اما در این میان، برخورد مسئولان فدراسیون کاراته جالب توجه بود.

براساس شنیده های خبرنگار شیرزنان، شاهمحمدی (نائب رئیس بانوان فدراسیون کاراته) پس از اطلاع از این موضوع با یکی از مربیان تیم ملی تماس می گیرد وعنوان می کند که اگر این ورزشکار، مجددا از این مانتو استفاده کند از تیم ملی خط می خورد!

24 فروردین 1387

نوشته شده توسط بهاره | لینک ثابت | موضوع:  
شنبه بیست و چهارم فروردین 1387 ساعت 10:16

برنامه نظارت بر حمايت مدافعان حقوق بشر، به عنوان برنامه ای مشترک از "سازمان جهانی مبارزه با شکنجه" (OMCT) و "فدراسيون بين المللی جامعه های حقوق بشر" (FIDH) اطلاعات جديدی را دريافت کرده است و از شما درخواست می کند که سريعا درخصوص وضعيت پيش آمده ذيل در جمهوری اسلامی ايران اقدام نماييد.

شرح مختصری از وضعيت پيش آمده: برنامه نظارت از سوی منابع قابل اطمينان اطلاع يافته که خانم خديجه مقدم، يکی از اعضای کميته اصلی کمپين يک ميليون امضاء، به شکلی خودسرانه بازداشت شده است. هدف اين کمپين، اعمال فشار بر دولتمردان جمهوری اسلامی به منظور تغيير قوانين تبعيض آميز در قبال حقوق زنان است.

با توجه به اطلاعات به دست آمده، مأموران نيروی انتظامی روز ۸ آوريل ۲۰۰۸ در حدود ساعت ۱۱ صبح به زور به منزل خانم مقدم وارد شده و او را به شکلی توهين آميز دستگير کرده اند. اين درحالی است که مأموران حکم صادر شده توسط دادگاه را به خانم مقدم نشان نداده اند. آنان او را به پليس امنيتی عشرت آباد منتقل و ساعت ها مورد بازجويی قرار دادند. وی سپس به دادگاه انقلاب برده شد و قاضی پرونده نيز او را مورد بازجويی قرار داد.

براساس گزارشات به دست آمده، مأموران پليس امنيتی نيز با خانم مقدم بدرفتاری کرده اند. وی در زمان استماع دادرسی در برابر قاضی دادگاه انقلاب به برگزاری جلساتی در منزل خود متهم گرديد. همچنين از وی خواسته شد شرکت کنندگان در اين جلسات را که از اعضای کمپين نيز به شمار می آيند نام ببرد. اتهامات او "تبليغ برضد نظام"، "تشويش اذهان عمومی" و اقدام برضد امنيت ملی" ذکر شده. اين درحالی است که حکم بازداشت موقت وی صادر و وثيقه آزادی ۱۰۰ ميليون تومانی نيز مقرر گرديده است. پس از اينکه خانم مقدم اظهار داشت توانايی پرداخت چنين وثيقه ای را ندارد، قاضی دستور داد تا او را به مدت يک هفته به زندان منتقل کنند و پس از دادن اسامی اعضای کمپين، وثيقه مقرر شده را نيز پرداخت کند. خانم مقدم در حال حاضر در بازداشتگاه کميته وزرا زندانی است.

برنامه نظارت مراتب نگرانی عميق خود را نسبت به بازداشت خودسرانه خانم خديجه مقدم و همچنين رفتار سرکوب گرانه و تندخويانه دولتمردان جمهوری اسلامی برضد مدافعان حقوق بشر، به ويژه فعالان حقوق زنان، اعلام می دارد و مجدداً خاطرنشان می سازد که طی دو سال گذشته بيش از صد تن از فعالان حقوق زنان دستگير شده، مورد بازجويی قرار گرفته و محکوم شده اند و اينکه دولت به واسطه حبس و قرار وثيقه های هنگفت برای اين فعالان، تاکنون بيش از يک ميليون يورو دريافت داشته است.


ادامه مطلب
نوشته شده توسط بهاره | لینک ثابت | موضوع:  
پنجشنبه بیست و دوم فروردین 1387 ساعت 13:57
صبح امروز 21 فروردین همسر خدیجه مقدم برای پی گیری وضعیت وی به دادیاری امنیت دادگاه انقلاب مراجعه کرد اما پیگیری او برای آزادی همسرش به نتیجه ای نرسید.

خدیجه مقدم فعال جنبش زنان و عضو کمیته مادران کمپین و مادران صلح صبح روز بیستم فروردین ماه جاری با ورود نیروهای امنیتی به منزلش بازداشت شد و هم اکنون در بازداشتگاه وزراء به سر می برد. آنچه می خوانید حاصل گفتگو با همسر ایشان است :

-  آقای خسرو شاهی به نظر شما دلیل بازداشت خانم مقدم چیست؟

- این اولین بار نیست که همسرم را بازداشت می کنند . چندین بار او را از پلیس امنیت احضار کردند و رفت و پاسخ هم داد. او فعال جنبش زنان، عضو کمیته مادران کمپین، عضو مادران صلح، فعال محیط زیست و موسس تعاونی های زنان خود سرپرست و توانمند سازی زنان است و در بسیاری از فعالیت های انجام شده برای بازسازی بم و بهبود وضعیت زنان در این منطقه مشارکت کرده است. هربار که یکی از بچه های کمپین را بازداشت می کنند او و مادران دیگر برای آزادی آنها بسیار تلاش می کنند . همین چند روز پیش به همراه خانم عبادی دیداری نوروزی با خانواده فعالان دانشجویی و کارگری و خانواده زهرا بنی یعقوب داشتند. او تمام زندگی اش را صرف برابرخواهی و صلح خواهی کرده است . واقعا باید به جای دستبند به دستهای این زن بوسه بزنند.

- خانم مقدم به شما گفتند که در چه موردی بازجویی شده اند ؟

- دیروز وقتی او را دیدم گفت در مورد مهمانی ها و دیدارهایی که در خانه ما با مادران و اعضای کمپین یک میلیون امضا ویا مادران صلح داشته و از او خواسته اند که نام کسانی را که به خانه اش رفت و آمد دارند بگوید که همسرم چنین کاری را هرگز اخلاقی نمی داند و حرفی نزده است. در ضمن گویا از او پرسیده بودند که چرا به دیدار خانواده اسانلو رفته است که گفته بود مادرش دوست اوست و خیلی طبیعی است که برای عید دیدنی به خانه او برود و اساساً حمایت از فعالان جامعه مدنی از وظایف اوست.


ادامه مطلب
نوشته شده توسط بهاره | لینک ثابت | موضوع:  
چهارشنبه بیست و یکم فروردین 1387 ساعت 18:50
سایت تغییر برای برابری: صبح  سه شنبه 20 فروردین 1387 ماموران پلیس امنیت با ورود به منزل خدیجه مقدم فعال جنبش زنان و کمپین یک میلیون امضا و از اعضای کمیته مادران کمپین، او را بازداشت و به پلیس امنیت عشرت آباد منتقل کردند. پس از بازجویی در آنجا، او به دادیاری امنیت دادگاه انقلاب برده شد و پس از بازجویی مجدد به دستور قاضی سبحانی، برای وی قرار بازداشت موقت و وثیقه صادر شد. خدیجه مقدم را برای انجام مراحل اداری، دوباره به پلیس امنیت برده و سپس به بازداشتگاه وزرا منتقل شد.

دردیدار کوتاهی که پیش از انتقال او به بارداشتگاه میسر شد، خدیجه مقدم از برخورد نامناسب پلیس سخن گفت:« ساعت 11 صبح در آپارتمان مان را زدند. من در خانه تنها و مشغول صحبت تلفنی با خواهرم بودم در حالی که هنوز لباس خواب برتن داشتم. از چشمی در، زنی را دیدم. در را نیمه باز کردم. در پاسخ به من اعلام کرد که مامور هستند، از ایشان کارت شناسایی و حکم خواستم اما دو مرد و یک زن با هل دادن در به زور وارد خانه شدند و چنان حمله کردند که نتوانستم هیچ مقاومتی بکنم. حتی برای ورود به ساختمان هم از در پارکینگ آمده بودند! خواهرم هم که از طریق تلفن صدای مرا شنیده بود به سرعت خودش را رساند. رفتار بد و زننده ای داشتند بعد از اعتراض های من و حدود بیست دقیقه جرو بحث، بالاخره حکم را نشان دادند. به من گفتند تا حالا 5 بار آمده ایم و نبودی در حالی که من تمام مدت به دلیل بیماری همسرم در خانه بودم. به آنها گفتم تا من با خود بازپرس که این حکم را امضا کرده حرف نزنم با شما نمی آیم و داد هم زدم تا همسایه ها شاهد باشند که مرا می برند تا این که راضی شدند که تلفن کنم.»

خدیجه مقدم درباره دلیل بازداشت خود گفت:« اعتراض شان به برگزاری برخی از مهمانی ها و نشست ها با اعضای کمپین در منزل من بود که گفتم حق دارم در خانه خودم عروسی وعزاداری و مهمانی ... داشته باشم. بازپرس پرونده همچین خواست که اسامی 7 یا 8 نفر از اعضای کمپین را که به خانه ام رفت و آمد دارند، به آنان بدهم. در جواب گفتم که اسم کسی را نمی برم چون این کار را اخلاقی نمی دانم بعد هم کار مخفی که نمی کنیم، همه را خودتان می شناسید.» وی در مورد اتهامش گفت :« اتهامم را تبلیغ علیه نظام، تشویش اذهان عمومی و اقدام علیه امنیت ملی اعلام کردند و برایم وثیقه 100 میلیون تومانی صادر کردند. گفتم این میزان وثیقه را ندارم، پاسخ دادند یک هفته می روی زندان و بعد هم اسم افراد را می دهی و هم وثیقه را. در آخر در مورد آخرین دفاع نوشتم که نحوه زندگی من دفاعیه من است و به آنها گفتم این شمایید که با برخوردهایتان علیه امنیت ملی عمل می کنید.»


 

نوشته شده توسط بهاره | لینک ثابت | موضوع:  
سه شنبه بیستم فروردین 1387 ساعت 10:22

آقاي طريقت نژاد عادت نداشت مثل معلم هاي ديگر موضوع انشايش تكراري  باشد.  موضوع انشاهاي او طوري بود كه كسي نمي توانست حدس بزند  منظورش چيست.

يكي ديگر از كارهاي آقاي طريقت نژاد اين بود كه گاهي وقتها يك داستان مي خواند  و ميگفت آخرش را خودتان  بنويسيد. داستان ماهي كوچك بي تاب و قصهٌ گل طلا و كفش قرمز و داستان آن خروسي كه ديگر براي ارباب نخواند، از همان داستان هايي بود كه درست جايي كه من تشنهٌ دانستن پايان آنها بودم، آقاي طريقت نژاد از خواندن مي ايستاد ، كتاب رو ميبست و ميگفت بقيه اش را خودتان بنويسيد موضوع انشا اين است.

 وقتي مي پرسيدم: چرا پايان داستان را نمي خوانيد؟ ميگفت داستان تكراري كه خوب نيست جانم. همه بايد ياد بگيريم داستانها را به ميل خودمان بسازيم، داستانها سرنوشت آدمها هستند وسرنوشت هر كس  بدست خودش نوشته ميشه، ببينم بهتر از همه كي مينويسه!

يكروز  وقتي كه آقاي طريقت نژاد سر كلاس يك داستان خواند، گفتم! شما دوست داريد تمام قصه ها پايانش خوب باشد. خنديد

گفتم منهم دوست ندارم قهرمان داستانها  در آخر قصهها  از گرسنگي بميرن.يا اينقدر غصه بخورن كه بميرن. دوست دارم همهٌ مردم ، همهٌ مردمي كه توي قصه ها زندگي مي كنند تا آخر قصه زنده باشند و  در آخر قصه هيچكس آرزويي كه به آن نرسيده باشد نداشته باشد.

آقاي طريقت نژاد كه حرفهاي من را شنيد، خم شد زانوهايش را مقابل من روي زمين گذاشت، به چشمان من نگاهي كرد و دستش را كنار گوشم گرفت و آهسته گفت:

 اينها، اينهايي كه مي گويي ، مال ورق بعديه. برگ بعدي كتاب سرنوشت ما. و بعد بلند شد و رفت طرف ميزش، من پشت سرش نگاه ميكردم، شانههايش پهن بود، صورتش كمي سبزه و چشمهاي درشت مشكي داشت، ابروهايش كه وسطش به هم وصل شده بودن، دنبالهاش تا نزديك چشمهايش ميآمد، بيني كوچكي داشت كه به صورتش حالت معصوميت ميداد و وقتي كه ميخنديد، اينقدر شادي توي صورتش ميدويد كه براي محو شدن هر غصهاي كافي بود، آقا معلم، هميشه من رو به فكر واميداشت، هميشه يك شلوار طوسي پر رنگ با پيرهن آبي و كيف مشكي كه هميشه همراش بود، من دوستش داشتم

همه بچهها دوستش داشتند حتي كلاس دوميها كه اصلا بلد نبودند انشا بنويسند دوستش داشتند،  ولي من هميشه ميترسيدم روزي باشد كه او نباشد، من هميشه از اين كار آقاي طريقت خوشم ميآمد كه من رو ميبرد توي فكر بعد به يك چيزايي ميرسيدم و وقتي ميآمدم بهش ميگفتم ميگفت: باري...  كل...   لا  باري... كل... لا..... و بعد ميگفت

 درسته آقاي فيلسوف ولي بايد بازم بهش فكر كني تا فكرامون يكي بشه

باز با خودم طوري كه بشنود گفتم: ورق بعدي چيه؟ گفت: بايد خودت فكر كني! و بيايي جواب بدي!  بعد با لبخند معني داري سئوال منو براي خودم مثل خودم تكرار كرد ، راستي تو برگ بعدي چيه و به من چشمك زد

 

اينقدر روز و شبم رو اين برگ بعدي به خودش مشغول كرده بود و بهش فكر  ميكردم  كه يك شب تو خواب ديدم كتاب بزرگي دارم، يه كتابي مثل كتاب داستان بيپايان،  وقتي باز ميكردم همه حركت ميكردند،  همهٌ داستانهايش خوب و قشنگ بود، . كتاب رو بستم و گفتم حتما دارم خواب ميبينم و چشمهامو ماليدم ولي ديدم نه بيدارم و خواب نميبينم، وسط كتاب در يك نقطه علامت خورده بود بازكردم ديدم از همانجا به بعد صفحاتش طلايي است. ولي نمي توانستم كتاب را ورق بزنم چون همونجا نوشته بود از اين به بعد هر صفحه يك رمز دارد، و تو اگر رمز را بداني همه قصههاي بعد را هم ميتواني بخواني، چشمهايت را باز كن و رمز را بگو. هرچه كلمه عجيب و غريب بلد بودم پشت سر هم گفتم، از بسمالله هايي كه خانوم جانم وقتي ميرفت توي تاريكي يا وقتي كه آب جوش زمين ميريخت ميگفتم تا حركتهايي كه بي بيام وقتي اذان ميگفتند توي صورتش ميكشيد، حتي يكبار هم اجي مجي كردم ولي باز نشد كه نشد، نتوانستم كتاب را ورق بزنم

فرداي آن شب ، از آقاي طريقت نژاد پرسيدم: توي ورق بعدي مردم خيلي خوشحالند؟

گفت: خيلي! و خنديد. باز پرسيدم: اونجا تو برگ بعدي مردم خيلي كار مي كنند؟

گفت: خيلي زياد. چون  كسي دسترنجشونو نمي بره.

 پرسيدم اونجا مردم همديگه رو دوست دارند؟ باز گفت: خيلي. با خنده گفت قرار نشد همهي نشونيها رو از من بگيري قرار شد، بهش فكر كني بگي! فكر

زنگ تفريح تمام شده بود ولي هنوز آقاي طريقت نژاد نرفته بود دفتر چايي بخورد. من و حسيني و افتخاري همينطور ايستاده بوديم و به حرفهاي او گوش مي داديم. افتخاري رفت يك ليوان آب براي آقاي طريقت نژاد آورد. من رفتم جلو و گفتم ميشه بازم بگين برگ بعدي چه جوريه؟

آقاي طريقت نژاد گفت: هيچكس تو برگ بعدي نمي ترسه. همه شجاعن. همه مهربونن. هيچكس گرسنه نيست. همه سيرن

گفتم همه

گفت آره، هيشكي گريه نميكنه، به افتخاري نگاه كرد، گفت هيچ بابايي گم نميشه، به حسيني نگاه كرد گفت، همه خونه دارن، غذا دارن، هميشه عيده

گفتم: ولي من الان يادش ميافتم  داره گريهام ميگيره

آقاي طريقت نژاد گفت: اين گريه عيب نداره! گريه كه براي خوشحالي باشه عيبب نداره

بعد گفت:حالا بريم براي ورزش

زنگ ورزش من ورزش نميكردم، آقاي طريقت گفت، ورزش نكني به درد برگ بعدي نميخوري پاشو پاشو، آقاي طريقت هميشه دوبار ميگفت پاشو دايي عباسم ميگفت، آبادانيها اينطوري حرف ميزنند، مامانم ميگفت كرمانشاهي است، من ميدانستم كه وقتي ميگويد پاشو بايد سريع بلند ميشدم و  ميايستادم!!

 

نوشته شده توسط بهاره | لینک ثابت | موضوع:  
یکشنبه هجدهم فروردین 1387 ساعت 12:55
۸۶ سال سرکوب گسترده منتقدان بود. براساس آمارهای منتشر شده در یک سال گذشته بیش از ۹۵ دانشجو ‏زندان های از یک هفته به بالا را تحمل کرده اند. دستکم ۸۷ روزنامه نگار و مدیر مطبوعاتی بازداشت یا محاکمه ‏شده اند و نزدیک به ۴۰ تن از فعالان جنبش زنان بازداشت یا محاکمه شده اند.‏

‎‎نوروز؛ ۱۳ دانشجو در زندان‏‎‎

سعیددرخشندی، ابوالفضل جهاندار، احسان منصوری، مجید توکلی، احمد قصابان، یعقوب مهرنهاد، یاسر گلی، ‏صباح نصری، هدایت غزالی، بهروز کریمی زاده، پیمان پیران،علی کانتوری و اسدالله شه بخش تعدادی از دانشجویانی ‏هستند که نوروز ۸۷ را در زندان سپری کردند.‏

در گزارش سالانه ای که اخیرا از سوی خبرنامه امیرکبیر رسانه دانشجویان منتشر شد تعداد دانشجویانی که بیش ‏از یک هفته در بازداشت نیروهای امنیتی به سر برده اند ۹۵ نفر اعلام شده است.‏

بنابر این گزارش در سال گذشته ۹۵ دانشجو برای مدت حداقل یک هفته در بازداشت بوده اند اما «سعید درخشندی، ‏ابوالفضل جهاندار، احسان منصوری، مجید توکلی، احمد قصابان و یعقوب مهرنهاد تقریبا در تمامی روزهای سال ‏گذشته در زندان بودند.» از یاسر گلی، صباح نصری، هدایت غزالی، بهروز کریمی زاده، پیمان پیران، علی ‏کانتوری و اسدالله شه بخش به عنوان دانشجویانی نامبرده شده که از چند ماه گذشته تاکنون، هم چنان در بازداشت ‏هستند.‏

در این گزارش تاکید شده که در فاصله نوروز ۸۶ تا نوروز ۸۷ بیش از «۳۰۹ دانشجو با مشکلاتی نظیر ‏محرومیت از تحصیل، ممنوع الورود شدن، احضار به کمیته انضباطی، احضار به دادگاه، بازداشت (کمتر از یک ‏هفته) مواجه شدند.» اخراج بیش از ۴۰ تن از اساتید دانشگاهها و توقیف بیش از ۹۰ نشریه دانشجویی از دیگر ‏اقدامات دولتی برای سرکوب دانشگاه ها بوده است.‏

‏«تجاوز به یک دانشجوی دختر دانشگاه رازی کرمانشاه توسط معاون حراست دانشگاه و تجاوز به یک دانشجوی ‏دختر دانشگاه آزاد اسلامی آشتیان توسط بازجویش»، «کشته شدن ابراهیم لطف اللهی در بازداشتگاه وزارت ‏اطلاعات در سنندج»، «مرگ زهرا بنی یعقوب در بازداشتگاه نیروی انتظامی در همدان»، «قتل سمیه کاکاوند ‏دانشجوی رشته حقوق دانشگاه میبد یزد توسط یک مامور نیروی انتظامی»، و «صدور حکم اعدام برای یعقوب ‏مهرنهاد دانشجو و فعال مدنی در زاهدان» نیز از اخبار اسفناک سال گذشته به شمار می روند.‏

‎‎زنان؛ امضا بگیرید و بازداشت شوید‎‎ ..............


ادامه مطلب
نوشته شده توسط بهاره | لینک ثابت | موضوع:  
یکشنبه هجدهم فروردین 1387 ساعت 12:53

تغییر برای برابری : در پی احضار پروین اردلان فعال حقوق زنان و عضو کمپین یک میلیون امضا به شعبه یک دادیاری ویژه امنیت، وی صبح امروز شنبه 17 فروردین در این شعبه حاضر شد. وی پس از خروج از دادگاه در گفتگو با سایت تغییر برای برابری درباره علت احضارش گفت:« پرسش های بازپرس پرونده درباره سایت زنستان وتغییر برای برابری و موضوعات مطرح در آن بود و درنهایت اتهام فعالیت تبلیغی علیه نظام به من تفهیم شد که نپذیرفتم و برایم هم قرار التزام صادر شد.

تا کنون هیچ گونه اقدامی برای استرداد گذرنامه پروین اردلان صورت نگرفته است. او روز 13 اسفند برای دریافت جایزه اولاف پالمه عازم استکهلم بود، اما دقایقی قبل از پرواز به دستور دادستانی مانع از خروج او از کشور شدند و گذرنامه اش هم ضبط شد.

نوشته شده توسط بهاره | لینک ثابت | موضوع:  
شنبه هفدهم فروردین 1387 ساعت 10:3
امام‌جمعه مشهد در خطبه‌های نماز جمعه این هفته بی‌حجابی را یك جرم دانست و گفت: افراد بی‌حجاب باید به عنوان یك مجرم تحت پیگرد قانونی قرار گیرند.

به گزارش ایرنا وی از مسئولان قضایی و امنیتی خواست با معضل بی‌حجابی با قاطعیت برخورد كنند.

 سیداحمد علم‌الهدی افزود: بی‌حجابی منشا اكثر ناهنجاری‌های اجتماعی است. برخی مسئولان بر اساس یك منطق غلط عنوان می‌كنند معضل بی‌حجابی را باید با یك سری فعالیت‌های فرهنگی برطرف كرد در صورتی كه بی‌حجابی بایستی به عنوان یك جرم با قاطعیت و قدرت براندازی شود.

پس از روی کار آمدن محمود احمدی نژاد رئیس‌جمهور ایران برخورد سختگیرانه‌تری با پوشش شهروندان ایرانی صورت می‌گیرد. از اردیبهشت سال ۸۶ طرحی در سراسر ایران موسوم به امنیت اجتماعی به اجرا درآمد که بر اساس آن با زنان که پوشش اسلامی نداشته باشند، تذکر و در صورت لزوم دستگیر می‌شوند.براساس گزارش‌های غیر رسمی پس از دستگیری زنان از آنان تعهدکتبی گرفته می‌شود و از آنها به شیوه تبهکاران عکسبرداری و انگشت‌نگاری می‌شود. با وجود انتقادهای گسترده به طرح امنیت اجتماعی به گفته مسئولان نیروی انتظامی در ایران، این طرح در سال ۸۷ نیز ادامه خواهد داشت. مانتو و روسری‌های کوتاه و چسبان، چکمه پاشنه بلند از مصادیق پوشش نامناسب اعلام شده‌است.

نوشته شده توسط بهاره | لینک ثابت | موضوع:  
شنبه هفدهم فروردین 1387 ساعت 9:59
اکرم مهدوی، زنی که در سال 82 به کمک یک مرد دیگر شوهر 74 ساله خود را که نزدیک به 50 سال از وی بزرگتر بوده به قتل رسانده با تأیید حکم صادره در دیوان عالی کشور و ارسال آن جهت استیذان رئیس قوه قضاییه در معرض اعدام قرار دارد. وی در نامه ای که اخیراً منتشر کرده جهت پرداخت دیه و رهایی از اعدام درخواست کمک نموده است جهت جمع آوری کمک برای پرداخت دیه این زندانی و از آنجا که به شناسنامه وی دسترسی وجود ندارد، شماره حسابی توسط وکیل وی افتتاح شده است. شماره 0302917750001 حساب سیبا نزد شعبه مبارزان بانک ملی، به نام وکیل پرونده، مینا جعفری آماده دریافت کمک های انسان دوستانه به منظور نجات جان این زن است
نوشته شده توسط بهاره | لینک ثابت | موضوع:  
پنجشنبه پانزدهم فروردین 1387 ساعت 14:0

به نظر شما, در جامعه ما كه حاكميت آن بر پايه تبعيض جنسيتي  سوار است, زن چه جايگاهي دارد؟ آيا او را انسان مي بينند؟

در گفتگو با يك دوست پرسيديم كه به نظر شما زنان در جامعه با چه مشكلاتي روبرو هستند؟ او كه يك زن جوان از ميان 35ميليون زني است كه زير يوغ يك حكومت مرد سالار خردمي شوند و آنها را جنس دوم  تلقي مي كنند در جواب به اينكه زنان در جامعه با چه مشكلاتي روبرو هستند مي گويد:  

”بنظرتون خانمها اصلا امكان و موقعيت دارند؟ خانمها تو اين مملكت هيچي ندارند  شما خودتون يك دختر هستيد مي دونيد مشكاتمون چي هست  مشكلات همه مون يكي است .

متاسفانه اينجا  خانم ها همه شون مشكل دارند يك بحث ازدواجشون است . روز اول يك عقدنامه دستشون مي دهند نوشته كه در آن همه حق وحقوق براي خانم ها را نوشته اند, اما خدا نكند وقتي بخواهي جدا بشي, وقتي پايت  به دادگاه كشيده مي شود,  درست عكس اون چيزي است كه درعقدنامه دستتون دادند هيچ حق وحقوقي نداريد و يك مرد عمله مي تواند به تو حكم فرمايي كند.  تا وقتي در خانه پدر هستي حكم يكي است بالاي سرت  وقتي هم شوهر كردي حمكت يك چيزي ديگر است , هميشه خدا,  حكم يكي بالا سرته. يعني هيچ ازرشي نداري. دنيايي هم كه خودت بخواهي پاك وسالم زندگي كني  اگر تو اين اجتماع بلايي سرت بيايد خيلي راحت مياد. آقايون هر غلطي دلشون بخواهد مي كنند اما هيچ كس هيچ انگي بهشون نمي زنه  ولي خانم باشي , تكون بخوري برات حرفه, حالا ميگن كشورهاي اروپايي اينطوري , اونطوري ولي بالاخره اونجا زن يك ارزشي داره  يك حقي براي بچه هايش دارد يك حقي توي زندگيش دارد  اما اينجا زن چه حقي دارد؟ هيچي ,  هيچ حقي ندارد فقط يك حق نفس كشيدنه كه اون هم خدا داده كه همين را هم اينها دارند از ما مي گيرند. زن چه حقي تو اين مملكت داره؟ شايد واقعا من اينطور ي پر دردم  و اينجوري حس مي كنم  ولي واقعا فكر كنم  هيچ حقي نداريم, متاسفانه در مملكت اسلامي ما  مثل اينكه حق زندگي و  امكانات, همه چيز مال آقايون است  چرا ؟ ما هم مي توانيم داشته باشيم  ولي هميشه بايد بترسيم از اينكه هر گوشه اي, هر جايي برويم يك اتفاقي برايما ن بيفتد.

 واقعيت شغلي خانم ها همينه ... دخترهاي 15 -16 ساله  ازمن كه متاهل هستم بيشتر مي فهمند چرا؟ براي اينكه يك بار كار مي كند بايد آمادگي همه چيز رو پيش مدير عامل داشته باشد, دختر خانومها معضل كار دارند , دخترها هيچ جاي سالمي ندارند كه بخواهند كار بكنند  يك جايي دولتي رو معرفي كن كه بدون پارتي بازي و بدون آشنا بتواند كار بكند

متاسفانه دخترهاي ما الان نابودن, چرا دختر ها و خانم ها بايد تن به هر كاري بدهند چون ميخواهند زندگي بكنند؟  بنابراين حقي است كه از ما گرفته اند  يكي صبر داره و مي تونه با اين مشكلات مبارزه بكند. خيلي ها اين صبر رو ندارن و نمي توانند با اين مشكلات مبارزه بكنند. خودشون هم مي گن.  ميگه من هيچي نيستيم اون چيزي هم كه هستم رو از دست دادم. به نظرم اين ديگه نميشه زندگي. يك نفر يك بار از هر نظر تو تمام  عمرش شكست بخوره اون  آدم ديگه نميتونه سرپا بايسته .

من خودم قبلا ازدواج كردم و جدا شدم . روزي كه رفتم دادگاه فقط گفتنم شكر كن كه در يك ممكلت اسلامي زندگي مي كنيم, هيچ حقي به من داده نشده.  واقعا من اگر بنشينم زندگي اون سه ساله ام را بنويسيم  از صدتا وبلاگ  طولاني تر ميشه. فكرش را بكن خود قاضي دادگاه به من نظر داشت, ديگه چطوري مي تواني جواب بدهي چطوري مي توني حقت رو بگيري؟ ميخوام بگم واقعا ما زنها هيچيم تو اين اجتماع و هيچ حقي نداريم . روزي كه من رفتم تو اين زندگي همه چيز با خودم بردم ولي روزي كه رفتم دادگاه هيچي به من ندادن غير از يك مانتو وروسري هيچي به من ندادن دادگاه هيچ حقي به من نداد. اينكه تونستم جدا بشم هم فقط بخاطر عرضه خودم بود.  واقعا ما هيچي نداريم خود من نوعي فقط الان زنده ام .

 تو اين مملكت زندگي وكار فقط مال آقايون است مملكت جمهوري اسلامي مال آقايون است . چرا بايد اينطوري باشد ؟ خدا كند هيچ مملكتي مثل  مملكت جمهوري اسلامي ما نباشد. من خودم سر تا پايم ازاين چرا ها پر است. سكوت كردم  و فقط دارم زندگي مي كنم  البته زندگي كه نمي كنم فقط زنده ام 

4سال و نيم زندگي ام در تباهي و روي پله هاي دادگاه گذشت. تقريبا عمر يك بچه است  كه بخواهد برود مدرسه. خدا شكر كردم كه من بچه نداشتم وگرنه اون موقع بچه ام رو هم  ازم مي خواستند و تو سرم ميزدند. اين گوشه اي از دردهاي ما است  و سوالي  كه چرا آدم بايد اينقدر چرا توي كله اش باشد . من خودم خيلي دويدم اما متاسفانه به هيچ جايي نرسيدم.  همه اش آقايون سر كار هستند ميگويند خانم ها مگر مي توانند كار بكنند؟ خانم ها كارشون فقط كلفتي در خانه است, 9 ماه بچه رو  به دوش كشيده , بزرگش كرده, تربيتش كرده  تروخشكش كرده ومثل يك كلفت تو خونه همه چيز رو آماده كرده  فردا كه جدا ميشه ديگه حقي نداره و خارج ازاين مي گويند زن كاره اي نيست ... اينها همه درد است ... آقايون دارن حكم فرمايي ميكنن...

 

نوشته شده توسط بهاره | لینک ثابت | موضوع:  
یکشنبه یازدهم فروردین 1387 ساعت 14:13

عيد نوروز از اعياد قديمي و از سنن ديرين ايرانيان به شمار مي رود كه داراي تاريخ چند هزار ساله مي باشد. عيد نوروز عيد تولد و نوشدگي و خيزش طبيعت و عيد جنبش و فعاليت و رشد و شكوفايي و آزادشدن انرژيها است. عيد نوروز از زمانيكه نياكان ايرانيان پا به سرزمين ايران نهادند وجود داشته و حتى خيلي پيش از آن ايرانيان آغاز بهار را با خوشحالي فراوان جشن گرفته و هر آنچه را كه به زمستان مربوط مي شد از بين مي بردند.

در زمانهاي قديم جشن عيد نوروز در پنج روز اول سال جديد برگزار مي شد. گروههاي كوچكي از نوازندگان و خوانندگان قبل از فرارسيدن سال جديد در شهرها و روستاها مي گشتند و اشعار ويژه عيد نوروز را بر در خانه ها مي خواندند و هدايايي مي گرفتند. آنان پيكهاي فرارسيدن نوروز و بهاران بودند.

سبزه عيد از جمله آيينهاي عيد نوروز ايرانيان از قديم بوده كه قبل از فرارسيدن نوروز شروع به كاشتن سبزي در خانه هايشان مي كنند و در روز 13 سال جديد آن را به آب جاري مي اندازند.

هفت سين: ايرانيان همچنين در ايام نوروز سفره أي را كه به آن «هفت سين» مي گويند پهن مي كنند. اين سنت از زمانهاي بسيار دور رايج بوده و از آيينهاي خاطره انگيز و شايان توجه مي باشد. در اين سفره (هفت سين) هفت چيز مي گذارند كه حرف اول اسم همه آنها در زبان فارسي با سين شروع مي شود كه عبارتند از: سيب، سنجد، سماق، سكه، سير، سمنو، سركه. جلوي سفره يك آينه گذاشته مي شود كه بر دو طرف آن چند شمعدان حاوي شمعهايي روشن به تعداد فرزندان خانواده اعم از دختر و پسر مي گذارند. همچنين در اين سفره قرآن و نان و كاسه آبي با يك شاخه نبات و يك شيشه گلاب به علاوه ماهي زنده و انواع شيريني، ميوه و آجيل قرار مي دهند.

در ساعت تحويل سال همهٴ افراد خانواده دور سفره جمع مي شوند و با آغاز سال نو ديد و بازديد بين اقوام و دوستان انجام مي شود.

كلمه «نوروز» در زبان فارسي به معني روز نو و نشانه آغاز فصل جديد يعني فصل روشني، شكوفايي، شادابي و سر زندگي و فعاليت (بهار) از يك سو و رهايي از فصل خمودگي و انجماد و بي تحركي و سكون (زمستان) از سوي ديگر مي باشد.

ولي متاسفانه بدليل تورم اقتصادي رو به افزايش در جامعه ما اكثريت  مردم توان و قدرت برپايي حتي اصيل ترين سنت هاي ايراني را ندارند.

به گفته يكي از نهادهاي اقتصادي كشور: ميزان خط فقر را در پايان سال 86 براي پايتخت نشينان 600 هزار تومان اعلام شده است و سبد هزينه خانواده 469 هزار تومان. اين در حاليست كه قريب به 90درصد مردم كشور در آمدشان زير خط فقر مي باشد و به گونه اي كه از پس هزينه هاي كمر شكن زندگي بر نمي آيند كم كم به زير خط فقر مي روند. آيا بهار براي اين افراد هم مظهر رويش است؟؟

 براي پدران كارگري  كه توان خريد آرد و برنج را ندارد و هر شب با دست خالي و سري خميده به نزد خانواده مي روند آيا بهار مظهر رويش است؟  

براي كودكان دستفروشي كه روز و شب در خيابان دنبال در آوردن يك لقمه نان هستند آيا بهار مظهر رويش است؟

براي دختركان معصومي كه آسمان خدا سقفشان و سنگفرش خيابونها زمينشان است آيا بهار مظهر رويش است.

براي مادراني كه به دليل قوانين تبعيض آميز حاكم و نداشتن حق حضانت تحويل سال را دور از فرزند خود ميگذرانند, آيا بهار مظهر رويش است؟

براي نوجواناني كه بدليل جرائم ناخواسته كه ناشي از فقر و فشارهاي اجتماعي است, در زندانها به سر مي برند , آيا بهار مظهر رويش است؟

در كشوري كه پر از ثروت است 90درصد مردمانش زير خط فقر زندگي مي كنند؟

-          بر اساس بر آورد كارشناسان سازمان يونيسف تعداد كودكان خياباني در كل كشور از 400هزار تا يك ميلوين نفر تخمين زده مي شود كه  تنها در تهران 20هزار نفر  مي باشد.

-          تعداد دختران فراري در كشور به بيش از 400هزار نفر مي رسد و بيش از 10ميليون زن در فقر مطلق به سر مي برند.

-          به طور ميانگين روزانه بيش از 50دختر جوان و نوجوان در مرز كراچي توسط باندهاي فروش انسان به فروش گذاشته مي شوند.

-          سالانه در سطح كشور بيش از 7هزار نفر خودكشي مي كنند كه اكثريت آنها زن هستند.

-          مدير كل بهزيستي مازندران اعلام كرد: اعتياد بيش از 20ميليون نفر را در كشور گرفتار كرده است...

به راستي چه كسي را بايد مقصرايستادن در برابر رويش بهاران دانست ؟  و  چه كسي پاسخگوي اين وضعيت قرار داد؟ 

 

نوشته شده توسط بهاره | لینک ثابت | موضوع:  
یکشنبه یازدهم فروردین 1387 ساعت 12:49
خبرنامه امیرکبیر: سال 1386 سالی پر تلاطم، با فراز و نشیب فراوان و مملو از حوادث کوچک و بزرگ برای جنبش دانشجویی ایران بود. بیش از 210 تجمع و تحصن اعتراضی برگی افتخارآمیز در دفتر جنبش دانشجویی در سال گذشته بود. در سال گذشته 95 دانشجو برای مدت حداقل یک هفته در بازداشت بودند، که در این میان سعید درخشندی، ابوالفضل جهاندار، احسان منصوری، مجید توکلی، احمد قصابان و یعقوب مهرنهاد تقریبا در تمامی روزهای سال گذشته در زندان بوده و همچنان در بازداشت می باشند. یاسر گلی، صباح نصری، هدایت غزالی، بهروز کریمی زاده، پیمان پیران، علی کانتوری و اسدالله شه بخش دیگر دانشجویانی می باشند که از چند ماه گذشته تاکنون، همچنان در بازداشت هستند. 309 دانشجو با مشکلاتی نظیر محرومیت از تحصیل، ممنوع الورود شدن، احضار به کمیته انضباطی، احضار به دادگاه، بازداشت (کمتر از یک هفته) مواجه شدند. در این میان کشته شدن ابراهیم لطف اللهی در بازداشتگاه وزارت اطلاعات در سنندج و زهرا بنی یعقوب در بازداشتگاه نیروی انتظامی در همدان، قتل سمیه کاکاوند دانشجوی رشته حقوق دانشگاه میبد یزد توسط یک مامور نیروی انتظامی و صدور حکم اعدام برای یعقوب مهرنهاد در زاهدان از تلخ ترین و غم انگیزترین روزهای سال 86 بود.

نوشته شده توسط بهاره | لینک ثابت | موضوع:  
پنجشنبه هشتم فروردین 1387 ساعت 9:44

 

 

شهرزاد نیوز: « باربارا لادینسر» گزارشگربرنامه‌ی یک رادیوی اطریشی در گزارشی از ایران می‌گوید: "یأس گسترده‌ای بر مردم حاکم است، امّا سنگینی این یأس زنان را در بر نمی‌گیرد. ایرانی‌ها نیروی زنان خود را می‌شناسند و روی آن حساب می‌کنند." متن گزارش را در پی می‌خوانید:

موزیک پاپ ایرانی در تاکسی‌ها و پاساژهای خرید نمی‌تواند یأس گسترده‌ی حاکم را بپوشاند. بیش از همه جوانان ایرانند که در چنبر زنجیرهای این رژیم که هرگونه میل به سرزندگی و آزادی را با خشونت خفه می‌کند، رنج می‌برند. بارها و بارها می‌شنوم : « چکار کنیم؟ کاری نمی‌توانیم بکنیم!»  و ناگهان سکوت سنگینی حاکم می‌شود. اما این یأس همه را در بر نمی‌گیرد.

جنبش زنان گسترش می‌یابد

در جایی امن با دو زن جوان ملاقات می‌کنم: جلوه و ناهید.  آنها هر دو از فعالان بخشی از جنبش زنان‌اند که یک سال و نیم است همچون هشت پایی خود را در کشور می‌گسترد و باعث وحشت قدرتمندان می شود. ناهید فرانسوی صحبت می کند. او یکی از آن کاغذ هایی را نشانم می دهد که ابزار کارشان است وروی آن ها « یک ملیون امضاء برای حقوق برابر» جمع آوری می شود. این عنوان کمپین آنها هم هست که به وسیله آن قصد دارند یک سری از قوانین راتغییر دهند: « مثلا حق وراثت که زنان را مورد تبعیض قرار می دهد، حق حضانت (سرپرستی کودکان) که از آن مردان است، خونبها، حق ناعادلانه ی طلاق، سن پایین ازدواج و مجازات که برای دختران نه سال تعیین شده است.»

امیدواری و شهامت مبارزه

این ها خواست های روشن و برحقی هستند که رژیم به زحمت می‌تواند به بهانه‌ی براندازی و به خطرانداختن امنیت ملی آنها را خفه کند. حتا با قرآن نیز می توان برحق بودن مطالبات را مستدل کرد. این امر جنبش را قوی می سازد. جلوه و ناهید نخستین کسانی هستند که می بینم امیدواری و شهامت مبارزه از خود نشان می دهند، چرا که به آرمانشان ایمان دارند. « ما در پارک، در تاکسی، دراتوبوس، در همه جا امضاء جمع می کنیم. مدتی گذاشتند کارمان را بکنیم اما بعد فشارها شروع شد. ناهید می‌گوید: «این بیشتر خود جنبش است که آن ها را می ترساند تا خواست‌ها !»

بازداشت های مکرّر

جنبش "یک ملیون امضا" جنبشی است آرام و غیرقابل مهار، چند شاخه است و در هم تنیده که تا اعماق روستاها راه می برد و همان قدر سکولارها را در بر می گیرد که زنان مذهبی را؛  نقطه مقابل یک سازمان، که رژیم بتواند نفس اش را بگیرد، چنانچه بارها تلاش کرده است.

تاکنون بیش از چهل تن از فعالان دستگیر شده اند، جلوه و ناهید هم مکررا جزء بازداشت شدگان بوده اند. جلوه می گوید که در زندان هم امضاء می گیریم و داوطلبان تازه ای پیدا می کنیم.

زنان زندانبان، متحدان معنوی

بسیاری از زنان درست بخاطرهمین قوانین غیر عادلانه در زندان اند. ناهید می گوید: «حتی زنان زندانبان راهم می‌توان جذب کرد.برای مثال خود من یک بار با یکی از زندانبانان درباره‌ی حقوق زنان صحبت کردم. او به من حق داد اماگفت، من نمی توانم مثل تو حرف بزنم. و بعد که مرا به حضور قاضی بردند، منتظرم ماند و گفت: قوی باش!

احکام دلبخواهی

ناهید و جلوه دو و به عبارت دیگر سه دادگاه در پیش دارند. جلوه که سایت کمپین را اداره می کند، به خاطر تبلیغ علیه نظام ، و هردوی آنها به خاطر مقاومت  در برابر قانون و اتهاماتی مشابه به آن. « مشکل بتوان گفت که چه حکمی تهدیدمان می کند. هفت ماه؟ یک سال؟  قضات به دلخواه حکم صادر می‌کنند، اینجا جامعه‌ی قانون و حقوق که نیست».

مردها هم با ما هستند

جلوه می‌گوید: "بله، ما ریسک می کنیم. اما در غرب هم زنان مبارزه کردند و بهای زیادی پرداختند. این راه، وظیفه ماست. جامعه این تغییرات را می‌طلبد. چطور می توان در جامعه‌ای مثل جامعه ی ما که 60 درصد دانشجویانش را زنان تشکیل می‌دهند، توجیه کرد که ارزش یک زن نصف ارزش یک مرد است؟ بسیاری از مرد ها هم با ما هستند، چون می‌دانند که برابری برای همه خوب است.»

زندگی در بیرون ادامه دارد. رسانه‌های دولتی در رابطه با جنبش «یک ملیون امضاء»  سکوت مرگ را در پیش گرفته‌اند. اما این جنبش وجود دارد و ایرانی‌ها به نیروی زنان خود آگاهند و روی آن حساب می‌کنند. 
 

 

نوشته شده توسط بهاره | لینک ثابت | موضوع:  

سه شنبه ششم فروردین 1387 ساعت 11:33
نوشته شده توسط بهاره | لینک ثابت | موضوع:  

جمعه دوم فروردین 1387 ساعت 20:46

انجمن  ما با هم برابريم  سال نو را به همه شما دوستان عزيز تبريك ميگويد
به اميد سالي پربار و پر از موفقيت

نوشته شده توسط بهاره | لینک ثابت | موضوع:  
پنجشنبه یکم فروردین 1387 ساعت 20:50

ممانعت از آزادی دانشجویان و فعالان سیاسی باعث شد تا خانواده چند تن از دانشجویان سیاسی هنگام تحویل سال 1387 را در کنار دیوار های زندان اوین بگذرانند.

به این ترتیب بود که آنان سفره های هفت سین خود را در کنار زندان اوین چیدند، سفره های هفت سینی که با عکس دانشجویان سیاسی مزین شده بود.

این در حالی است که با وجود تودیع قرار وثیقه برای تعدادی از این دانشجویان و یا امکان آزادی مشروط، آنان همچنان در زندان به سر می برند.

محمد ملکی که به همراه تعدادی از فعالان سیاسی و دانشجویی در جمع خانواده دانشجویان زندانی حاضر شده بود، در سخنان کوتاهی با اشاره به دوران بازداشت خود در زندان و در سال های گذشته گفت که حال شما و همه خانواده های زندانی را خوب درک می کنم. او در ادامه خطاب به کسانی که دانشجویان را پشت میله های زندان نگه داشته اند گفت: پیام این است که تا کی و تا چند باید دانشجویان و دوستان عزیز ما دارای اندیشه هستند باید در پشت میله ها و به دور از خانواده خود به سر برند. به کدامین گناه این بچه ها را اسیر کرده اید؟! آنها چه کرده اند؟ اوآنگاه چند شعری را که در دوران زندان خود سروده بود، قرائت کرد.


نوشته شده توسط بهاره | لینک ثابت | موضوع:  
پنجشنبه یکم فروردین 1387 ساعت 20:49
پروین اردلان یاد آور کوششهای بی پایان زنی است که نمی ایستد و با تمام مشکلات و تناقض ها هرگز از کار کردن در حوزه زنان دست بر نمی دارد .آن چنا ن که طی این سالها با فعالیتهایش موفق شده به همه زنان گفته معروفش را که گاه گاهی از زبانش می شنویم در عمل ثابت کند ": زن بودن یعنی مبارزه همیشگی ".

هر جا كه دربارهء وضعيت زنان درایران سخن به میان می آید نمی توان پروین اردلان و فعالیتهایش را نادیده گرفت. او آهسته و آرام حرکت می کند و کمتر نا امید می شود.

چند هفته ای بیشتر نیست که جایزه معتبر بنیاد اولاف پالمه را به خاطر فعالیتها و و تلاشهای سرسختانه اش در جنبش زنان به خود اختصاص داده است.

کارش را با فعالیت مطبوعاتی شروع کرد اما خیلی زود فهمید که به موضوع زنان علاقه مند است به همین دلیل در مجله زنان به فعالیتهایش ادامه داد.کار با مرکز فرهنگی زنان در ادامه فعالیتهای او بود که بعدها با فعالتیهای دیگرش در نشریات جنس دوم؛ نامه زن و سردبیری سایت تریبون فمینیستی همراه شد.او همچنین از پایه گذاران اولیه کمپین یک میلیون امضا برای تغییر قوانین تبعیض آمیز محسوب می شود.

" نمی توانم نقطه شروعی را برای علاقه مندی ام به فعالیت در حوزه زنان نام ببرم اما تجربه عملی زندگی ام به تدریج مرا با مساله زنان آشنا کرد "

او با لحنی رسا و محکم این حرفها را به من می گوید و بعد با چند لحظه مکث ادامه می دهد :"نمی توانستم نسبت به اوضاع دور و برم بی تفاوت باشم .موضوع زنان ابتدا به صورت مساله در ذهنم شکل گرفت و بعد به مرور زمان برایم تبدیل به یک امر اجتماعی شد. مسائلی که ابتدا به نظرم شخصی می آمد اما خیلی زود فهمیدم مسائلی اجتماعی است در نتیجه زندگی عملی ام را هم تحت تاثیر قرار داد."

کتاب "سناتور "کار مشترک او با نوشین احمدی خراسانی از دیگر فعالان جنبش زنان نیز در کارنامه اش ثبت شده هر چند با این همه او خودش را آدم خیلی پرکاری در حوزه نوشتن نمی داند.

نوشته شده توسط بهاره | لینک ثابت | موضوع: