دکتر ملکي: سهميه بندي جنسيتي ريشه در بنيادگرايي دارد؛ کورش زعيم: از ديدگاه جناح حاکم، زن بايد مهار ش
اگر قبول کنيم زن جنس دوم است که بحث عوض مي شود. در قرآن اصلا چنين چيزي وجود ندارد. اين طرز تلقي نشان مي دهد که اينها با اصل اسلام مشکل دارند که مساله وسوسه آدم توسط حوا را مطرح مي کنند و الخ. اگر زنان توانايي ذهني بيشتري براي ورود به دانشگاه دارند، دولت موظف است براي آنان خوابگاه درست بکند. اينها دو مسئله از هم جدا است که براي پيشبرد اهدافشان با هم بيان مي کنند. واقعيت اين است که بنيادگراها مانند طالبان ، اصول يکساني دارند که زن نبايد از خانه بيرون بيايد و بايد با مردي در خيابان ديده شود و نيازهاي جنسي مرد را برآورده سازد. در حالي که در مملکت ما ، اداره خانواده ها در روستا ها ، به عهده زنان است. مثلا در شمال ، کشت برنج کار خانم هاست. اين صحبت ها ريشه در بنياد گرايي و عقب ماندگي ذهني دارد.
به نظر شما تبعات اين اتفاق در جامعه به چه صورت خواهد بود؟
به نظر من کارزارهايي بايد وجود داشته باشد که از حقوق خودشان دفاع بکنند. خيلي از اين وقايع قرار بود که اتفاق بيفتد ولي نشد. مثل انقلاب فرهنگي دوم. چون انقلاب فرهنگي اول با شکست روبرو شد. اگر زنان ايستادگي کنند ، اين اتفاق نخواهد افتاد.
به نظر شما، وظيفه روشنفکرآن در قبال اين موضوع چيست؟
البته در جامعه ما هيچ کس به وظيفه اش عمل نمي کند. يکي از رسالت هاي روشنفکر هاي اين است که با جامعه در ارتباط باشد تا بتواند به آنان آگاهي لازم را برساند.
از ديدگاه جناح حاکم، زن بايد مهار شود؛ گفت و گو با کورش زعيم
آقاي زعيم، به عنوان نخستين پرسش، مي خواستيم بدانيم که طرح سهميه بندي جنسيتي چه زماني مطرح شد؟
طرح سهميه بندي جنسيتي دانشگاه در مجلس هفتم مطرح شد، ولي پيش از تصويب به اجرا درآمد. آقاي خاتمي در زمان خودش طرح را متوقف کرد، ولي مردسالاران در هر حال به عناوين مختلف براي دانشجويان دختر مانع تراشيدند، از جمله جلوگيري از آنان براي نام نويسي در برخي رشته ها . افزون بر اين قانون گريزي، بند ۳ اصل سوم قانون اساسي نه تنها آموزش و پرورش را در تمام سطوح براي همه رايگان اعلام کرده، بلکه دولت را موظف کرده که آموزش عالي را تسهيل کند و تعميم دهد. در اين اصل، تفاوتي ميان زن و مرد قايل نشده است. بنابراين، سهميه بندي جنسيتي دانشگاه ها به روشني در تضاد با قانون اساسي است.
چه نيازي احساس شد که اين طرح از سوي طيف سنتي مطرح شود؟
بايد توجه کنيد که نگاه جناح حاکم به زن، همان نگاه قبيله اي بدوي دوهزار سال پيش منطقه جغرافياي ديگري است. آنها زن را در ذهن خود از اموال مرد مي شمارند که فقط براي توليد مثل و ارضاي نياز مرد آفريده شده است. گرفتاري آنها اين است که اين گونه نگرش درست وارونه نگرش فرهنگ ايرانيان است. وقتي پارسال وزارت آموزش عالي اعلام کرد که هفتاد درصد دانشجويان دانشگاهها زن هستند و دختران رتبه هاي برتري را از پسران در آزمون هاي ورودي دانشگاه به دست مي آورند، زنگ خطر براي مردسالاران حاکم به صدا درآمد که ممکن است روزي مجبور شوند زير دست زنان کار کنند و از آنها دستور بگيرند. اگر قرار باشد زنان خود را برابر با مردان بشمارند، همان کارهاي مردان را انجام دهند و نيازهاي خودشان را در برابر نيازهاي مردان در کفه ترازو قرار دهند، بايد بپذيريد که آينده دلپذيري براي اين آقايان که بيشترشان لياقت چنداني در انجام مسئوليت هاي خود ندارند، و به همين دليل از اعتماد به نفس چنداني هم بهره مند نيستند، نخواهد بود. توهين ها و خشونت هايي که آنها در مورد زنان در کوچه و خيابان نشان مي دهند، اين زنداني کردن هاي زنان فعال در جنبش زنان و حقوق بشر، يک نوع ابراز برتري جويي است، منتهي با روشهايي که خود آنها تشخيص مي دهند. اگر منظور حفظ قداست خانواده است، بايد مردان اخلاق خانوادگي پيدا کنند. با محدود کردن زنان، هيچ مشکلي حل نمي شود. اين تفکر مشکل دارد. سهميه بندي جنسيتي، نه تنها تبعيض آميز و مغاير با اصول بنيادين حقوق مدني شهروندان و مغاير با بيانيه جهاني حقوق بشر است، بلکه کشور را از بهره مندي از استعدادهاي برتر محروم مي سازد.
پس به چه دليل يک وقفه ۲۵ ساله در اين موضوع پيش آمد؟
بايد توجه داشت که در اوايل انقلاب، جبهه چپ مذهبي و ليبرال در حکومت بودند و اصول گرايان اين قدرت را نداشتند که اين طرز تفکر را اعمال کنند.
آيا اين طرح گامي درراه انقلاب فرهنگي دوم نيست؟
جنبش زنان ايران براي کسب حقوق برابر اجتماعي و قانوني، که به ويژه از سال گذشته سرعت و قدرت گرفته، قدرت مداران مردسالار را بسيار نگران کرده است. بنابراين، در صدد برآمده اند عواملي را که به قدرت جنبش زنان مي افزايد از بين ببرند. دانشگاه نه تنها دانش و آگاهي را بالا مي برد، بلکه تماس هاي اجتماعي را افزايش مي دهد، دسترسي به اطلاعات و تکنولوژي جهاني را آسان مي سازد و فرصت هاي لازم را براي گفتگو، همبستگي و هماهنگي در ميان هم انديشان فراهم مي آورد.
از ديدگاه اين جناح، انقلاب فرهنگي ناتمام است. زن بايد مهار شود. اگر زنان دانش بياموزند، ديگر نمي توان زنان را مهار کرد و در خانه حبس کرد، مانند کاري که طالبان انجام ميداد و زنان را در خانه با زنجير مي بستند. اين اقليت بسيار کم که باورهايشان با دانش و تجربه امروز هماهنگ نيست. آنها مي خواهند که به سمت انقلاب فرهنگي جديدي پيش بروند.
درست است که تمام افراد را بايد آموزش داد، ولي سهميه بندي آن زمان باعث شد که اکنون شمار زيادي مهندس و دکتر داشته باشيم که سواد چنداني ندارند. اينان افرادي هستند که جانشين افراد با استعداد شدند، که نمونه اش طرح هاي عمراني است که اکنون بصورت بسيار ضعيفي اجرا مي شوند.
اين طرح چه تاثيراتي در دانشگاه و جامعه مي گذارد، آيا به ايجاد اشتغال کمک مي کند؟
در مورد جامعه، ايجاد اشتغال راه هاي اقتصادي دارد. با جلوگيري از ورود نيمي ازنيروي کار به بازار کار، براي نيم ديگر، بازار کاري ايجاد نمي شود. حتي خود اين قشر ميتوانند ايجاد اشتغال کند، يعني کارآفريني کند.
حق آموزش در قانون اساسي، در بند دوم اصل ۳ آمده است و دولت را موظف به آموزش همگاني کرده است. جلوگيري از اين کار، تخلف از قانون اساسي جمهوري اسلامي است. اگر شرايط آموزش مانند ۲۰۰ سال پيش بود، مادران احساس سرخوردگي نمي کردند، چون حتي شايد پدران نيز سواد نداشتند. ولي اکنون با اين سد آموزش در برابر زنان، وقتي مي بينند زنان در ديگر نقاط جهان چگونه زندگي مي کنند، دچار سرخوردگي ميشوند. اين زنان اين عقده رواني را به فرزندانش منتقل مي کند.
